بازخوانی ماجرای شهادت مصطفی مازح؛

انفجار در هتل محل اقامت سلمان رشدی


«مازح»، كه حدود بيست ساله بود، در ساعت 45/2 دقيقه بعد از ظهر با انفجار بمبى كه سه طبقه بالاتر و سقف هتل 5 طبقه را ويران ساخت، در اتاقش كشته شد و تكه‏هاى بدنش بين طبقات سوم و چهارم پخش گرديد.


شنبه پنجم اگوست 1989، چهاردهم مرداد ماه 1368، در حالی تنها چهار ماه و بیست روز از فتوای تاریخی روح خدا درباره حکم قتل سلمان رشدی مرتد می گذشت، خبری مهم در رسانه های جهان منتشر شد؛ تیتر خبر این بود:
رشدى، هدف بمب‏گذارى در هتل
متن خبر: ديروز يك گروه اسلامى در لبنان اعلام كرد تروريستى كه روز پنجشنبه، براثر انفجار بمبى در حال سوار كردن آن در هتلى در غرب لندن بود از بين رفت، يكى از اعضاى آن‏ها بوده كه در حال تدارك حمله‏اى به سلمان رشدى بوده است.

طى يادداشت دستنويسى كه تحويل روزنامه النهار در بيروت گرديد، «سازمان جهادگران اسلام» اعلام كرد كه مسلمانان اكنون براى از دست دادن «غريب»، اولين شهيدى كه به هنگام انجام مقدمات حمله عليه سلمان رشدى مرتد جان خود را از دست داد، سوگوارند و شهداى بعدى به اين اهداف خواهند رسيد.

گروه فوق‏الذكر در اين بيانيه تاكيد كرده است هر فردى، از جمله خانم تاچر، كه از رمان «آيات شيطانى» از رشدى حمايت كند بهاى آن را خواهد پرداخت.

«اسكاتلند يارد» در حال تحقيق در اين زمينه مى‏باشد. در حال حاضر، مشخص شده است كه پنجشنبه بعد از ظهر دو بمب در هتل «بورلى هاوس» واقع در منطقه «ساكس گاردنز پادينگتن» منفجر گرديده است. تصور مي‏شود كه اولين بمب، به هنگام سوار كردن آن توسط تروريستى كه معتقدند الجزايرى يا مراكشى مى‏باشد و بنام «مازح» ملقب است، منفجر گرديد و انفجار دومين بمب، 15 دقيقه بعد متعاقب انفجار اول صورت گرفته است.

بمب‏ها، در مجموع حاوى 5 پوند مواد منفجره پلاستيك نظامى بوده است كه احتمالاً از نوع «سمتكس» مى‏باشد.
اطلاعات زيادى از مازح در دست نمى‏باشد، به جز اينكه چنين گمان مى‏رود كه او با قايق وارد انگلستان شده و مواد منفجره را در كوله پشتى سبز رنگى حمل مى‏كرده است. هيچ پاسپورتى از او در هتل به دست نيامده است.
به دليل ويرانى ساختمان، بازرسى هتل توسط كارشناسان مختل گرديده است و بعيد به نظر مى‏رسد كه اجزاى متلاشى شده بدن بمب گذار براى كالبد شكافى تا اواخر امروز به بيرون از هتل منتقل گردد.

«مازح»، كه حدود بيست ساله بود، در ساعت 45/2 دقيقه بعد از ظهر با انفجار بمبى كه سه طبقه بالاتر و سقف هتل 5 طبقه را ويران ساخت، در اتاقش كشته شد و تكه‏هاى بدنش بين طبقات سوم و چهارم پخش گرديد.

«مازح» با پرداخت 39 پوند و 50 پنس، يك اتاق يك تختى را روز سه شنبه در هتل رزرو كرد و قرار بود ديروز آنجا را ترك كند. آقاى «تونى گنوزو» مدير هتل گفت كه ابتدا نامبرده هتل را براى يك شب رزرو كرد، اما بعد با پرداخت نقدى صورت حسابش مدت اقامت خود را تمديد نمود.

منبع: «روزنامه ديلى تلگراف» چاپ لندن

خبر فوق به عنوان سندى عينى، از ميان دهها روزنامه و نشريه انگليسى كه تنها ساعاتى پس از به شهادت رسيدن طلبه شهادت‏طلب «مصطفى مازح» نخستين شهيد مسير اجراى حكم تاريخى حضرت امام خمينى(ره) همگام با ساير مطبوعات و رسانه‏هاى جمعى كشورهاى غربى به انعكاس اخبار و جزئيات مربوط به اين واقعه پرداختند، عرضه شد.

رسانه‏هاى فراگير غربى چنان با آب و تاب در اين باره به ارايه تحليل و القاى نظرات خاص خود مى‏پرداختند كه موج خبرى آن تا چند ماه خوراك تبليغاتى صهيونيسم را تامين مى‏نمود.

دامنه اين موج كه در واقع تحت تاثير ارزش عمل قهرمانانه شهيد مازح قرار داشت، از مبدأ لندن، مرزهاى جغرافيايى را در نورديد و به اقصى نقاط عالم رسيد. بد نيست از باب نمونه به قسمتهايى از مقاله نشريه «سانكى» چاپ توكيو تحت عنوان «سلمان رشدى، حالا...» كه در روز چهارشنبه 30 آگوست 1989 متشر گرديد، نگاهى بيندازيم:
«آقاى كازواو ايشيگورو يك نويسنده ژاپنى تبعه انگلستان و دوست صميمى سلمان رشدى مى‏باشد. ما وقتى از وى در مورد محل زندگى سلمان رشدى سؤال كرديم او در جواب گفت: من در اين باره هيچ چيز نمى‏دانم. اگر هم اطلاع داشته باشم نمى‏توانم بگويم. به علت معتبر بودن حكم اعدام سلمان رشدى كه از سوى خمينى صادر شده، اطرافيان سلمان رشدى در اين مورد بسيار احتياط مى‏كنند.

سلمان رشدى به همراه همسرش تحت حفاظت امنيتى قرار دارند و هر چند هفته يك بار محل اقامت خود را تغيير مى‏دهند. همسر وى مى‏گويد طى مدت چهار ماه، 56 بار محل زندگى خود را عوض كرده‏اند و گويا او از اين طرز زندگى خسته شده و در حال حاضر جدا از شوهرش زندگى مى‏كند.
هنوز در لندن كتابفروشى‏هايى كه «آيات شيطانى» را مى‏فروشند، مورد حمله با مواد آتش زا قرار مى‏گيرند. اخيرا جريان انفجار يك بمب و مرگ يك مرد در هتلى در شهر لندن، موجب نگرانى اسكاتلند يارد، پليس انگلستان، شد. چون پس از جريان مى‏گويند اين نخستين شهيد راه اعدام سلمان رشدى مى‏باشد.
پس از اين جريان، نيروهاى امنيتى و ضد ترور براى حفظ جان رشدى، تدابير سخت‏ترى اتخاذ كرده‏اند. پس از صدور حكم مذكور از سوى امام خمينى، انگلستان و ايران روابط خود را قطع كردند.»
اين موج كم‏سابقه خبرى تا هنگام تحويل بقاياى پيكر پاك شهيد مازح به خانواده‏اش (هشت ماه پس از انفجار) و نيز برگزارى مراسم تدفين آن بزرگوار و مجالس يادبود و گراميداشت نام و راهش ادامه داشت.
مثلاً «ديلى تلگراف» تقريبا ده ماه پس از شهادت مازح، همصدا با ده ها نشريه ديگر اروپايى، اخبار مربوط به مجالس بزرگداشت وى را با حساسيت عجيبى منتشر مى‏ساخت:
«ماه گذشته، حزب‏الله تظاهراتى به خاطر مصطفى مازح، يكى از پيروانش، در جنوب بيروت ترتيب داد. اين شخص طى يك ماموريت انتحارى در لندن به منظور كشتن سلمان رشدى بر اثر انفجار بمب تكه تكه شد.»(5/6/1990)
نكته عجيب و باور نكردنى اينجاست كه خبر اين واقعه بى‏سابقه در داخل كشورمان به عنوان قلب تپنده انقلاب اسلامى، تا هفت سال پس از وقوع آن، مسكوت نگاه داشته شد و پس از شكسته شدن اين سكوت مرگبار توسط معدودى از نشريات اصولگرا، ساير مطبوعات و رسانه‏هاى جمعى و حتى صدا و سيماى ام‏القرى! به اين سكوت ناموجه ادامه مى‏دهند.

محل دفن شهید مصطفی مازح در روستای طيرفلسين در جنوب لبنان


وصيتنامه شهيد كه پس از ارتحال جانگداز حضرت امام خمينى(ره) نوشته شده است:
بسم‏الله‏الرحمن‏الرحيم
تسليت عرض مى‏كنم به اسلام، به رزمندگان اسلام، به مردم مظلوم و مستضعف، به مجاهدان در ايران و افغانستان و لبنان و فلسطين و به هر انسانى كه در راه حق مجاهدت مى‏كند...اين انسان مؤمن، جبار، شجاع، مخلص، براى اسلام خود، براى مردم خود، كسى بود كه به ضمير خود وفادار بود. آرى پدر! اين انقلاب از افتخارات او بود .اين امام دوست داشتنى، خمينى بزرگ كه رحمت و رضوان خدا بر او باد... آرى، آسمان هنوز براى اين رهبر مخلص اشك مى‏ريزد. ملائكه در سوگ اين امام ضجه و فرياد مى‏كنند... هرگز تو را فراموش نخواهيم كرد...همانا خورشيد در آن روز خجالت زده شد و طلوع نكرد ؛ ماه نيز ذوب خواهد شد، هيچكس زندگى نخواهد كرد. هرگز هيچكس نخواهد خنديد...هرگز روزهاى مقدس زندگى با تو را فراموش نخواهيم كرد...فرمانهاى تو را در هر زمان و مكان اجرا مى‏كنيم، شجاعت تو را در برابر دشمنان به ياد مى‏آوريم. در روز برگزارى نماز در قدس شريف، ياد تو را در جهان زنده مى‏كنيم. با ياد تو هر دولت و مرامى را كه در مقابل اسلام بايستد، نابود مى‏كنيم.

سعادتمندند كسانى كه تو را شناختند، كسانى كه از راه تو پيروى كردند، كسانى كه به كلام تو گوش فرا دادند و كسانى كه به نام جمهورى اسلامى شما پرچم اسلام را برافراشتند. اى امام عزيز! همانا من با تو پيمان مى‏بندم كه هميشه در راه روشن تو خواهم بود و تحت اوامر نايب برحقت امام سيد على خامنه‏اى در اين راه باقى خواهم ماند. فرمان تو، انديشه او انديشه تو و آراى او همان آراى تو خواهد بود. به درستى كه تو شجاعت را به او آموختى و ما اكنون سرباز او هستيم و همانگونه كه امر فرمودى بر اين جمهورى اسلامى باقى خواهيم ماند. جمهورى اسلامى والايى كه متعلق به حضرت مهدى(عج) ولى‏عصر و زمان است.

اى امام مهدى! آه اى آقاى من، اى فريادرس و نجات دهنده من، آيا نمى‏بينى چه حوادثى رخ مى‏دهد و چه شهدايى بر زمين مى‏افتند در حالى كه دشمنان در حال آماده باش كامل هستند، تا چه زمانى اى آقاى من! تا چه زمانى مى‏توانيم در برابر دشمن ستمگر مقاومت كنيم؟! العجل العجل اى نجات دهنده ما برما رحم نما و به فريادمان رس... به نام اين رهبر سفر كرده...به نام شهدا...به نام مجاهدين اسلام...


بازخوانی ماجرای نویسنده ای که مرتد شد

آیاتی که "شیطان" نوشت

کتاب «آيات شيطانى» در 9 فصل تنظيم شده است و نويسنده كتاب، افسانه غرانيق را مكرر و به شكل‏هاى گوناگون در كتاب خود آورده و آن را به عنوان يكى از مضامين اصلى كتاب خود مشخص و برجسته نموده است.


چهارم مهر ماه 1367 برابر با 26 سپتامبر 1988
انتشارات «وايكينگ» در لندن كه جزو گروه انتشاراتى «پنگوئن» مى‏باشد، اقدام به انتشار كتابى نمود كه نام «Satanic verses» بر روى جلد آن خودنمايى مى‏كرد. معادل فارسى نام اين كتاب «آيات شيطانى» بود.
چهل روز بعد ابتدا كشور هند و سپس پاكستان فروش اين كتاب را ممنوع اعلام كردند.
متعاقبا چندين كشور اسلامى ديگر نيز اقدام به تحريم فروش اين كتاب نمودند. روز 24 دى ماه 1367 مسلمانان شهر «برادفورد» انگلستان طى تظاهراتى، اقدام به سوزاندن نسخه‏هاى كتاب «آيات شيطانى» نمودند. روز 23 بهمن ماه برابر با 12 فوريه 1989، مسلمانان پاكستان در شهر اسلام آباد به تظاهرات پرداخته و ضمن دادن شعارهايى عليه آمريكا و انگليس و نويسنده كتاب «آيات شيطانى»، به طرف مركز فرهنگى آمريكا حركت كردند .اين تظاهرات به برخورد افراد مسلح از درون مركز فرهنگى آمريكا با تظاهر كنندگان انجاميد و باعث شهادت 6 نفر و مجروح شدن بيش از يكصد نفر گرديد.
فرداى همين روز در تظاهرات مسلمانان هند عليه نويسنده و ناشران كتاب مذكور به شهادت يك نفر از سوى نيروهاى مسلح هند منجر شد.

25 بهمن ماه 1367 برابر با 14 فوريه 1988 
حجت الاسلام انصارى كرمانى، قائم مقام مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام، به حضور ايشان رسيده و مى‏گويد: «آقا! قضيه اين كتاب «آيات شيطانى» و قتل عام مسلمان‏هاى هند و پاكستان را كه شنيده‏ايد. تصميم شما چيست؟»
امام خمينى در پاسخ او مى‏گويد: «من همين الان مى‏خواستم به شما بگويم كه برويد و به دولت بگوييد كه فردا را عزاى عمومى اعلام كنند.»
آقاى انصارى راهى ابلاغ فرمان حضرت امام به هيات دولت مى‏شوند كه ناگهان ساعتى بعد راديوى جمهورى اسلامى ايران اقدام به پخش اعلاميه مهمى از جانب حضرت امام(س) نمود.

بسمه تعالى
انالله و انااليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‏رسانم، مولف كتاب «آيات شيطانى» كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‏باشند. از مسلمانان غيور مى‏خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هركس در اين راه كشته شود، شهيد است انشاءالله. ضمنا اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت آن را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمه‏الله و بركاته
روح‏الله‏الموسوى‏الخمينى 25/11/1367

روز 25 بهمن ماه دفتر امام خمينى اطلاعيه ذيل را صادر كرد:
«رسانه‏هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسوولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‏دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند، حكم اعدام درباره او لغو مى‏گردد. حضرت امام خمينى مدظله فرمودند: اين موضوع صد درصد تكذيب مى‏گردد. سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال، تمامى همّ خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند. حضرت امام اضافه كردند كه اگر غير مسلمانى از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‏تر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند.»

شش روز پس از صدور حكم امام خمينى، جامعه اقتصادى اروپا در بروكسل تشكيل جلسه داد تا هيأت ديپلماسى 12 كشور عضو از ايران فراخوانده شوند و مسافرتى نيز در سطح بالا به ايران انجام نشود. يك هفته بعد مجلس شوراى اسلامى طرح دو فوريتى قطع رابطه با انگلستان را در 9 اسفند 1367 با رأى قاطع نمايندگان به تصويب رساند.

كمتر از 6 ماه بعد تمامى ديپلمات‏هاى فراخوانده شده كشورهاى اروپايى با تصميم خود به ايران بازگشتند و تنها سفير انگلستان با تصميم پارلمان جمهورى اسلامى از بازگشت به ايران محروم ماند.

«آيات شيطانى» چيست؟
كتاب «آيات شيطانى» رمانى است در 547 صفحه كه در ميانه جلد و در پشت جلد كتاب تصوير رزم رستم يا ديو سپيد چاپ شده است. البته اين طرح تنها براى شرقيان و على‏الخصوص مردم ايران آشناست؛ چهره آرام و شرقى رستم كه با پنجه دست چپ، گلوى ديو سپيد را مى‏فشرد و با خنجر سينه او را دريده است. ديو سپيد، كه پاى چپش قطع شده و گرزش شكسته است، آخرين نفسهايش را مى‏زند. اين تصوير از آلبوم «كليو» گرفته شده است كه متعلق به موزه «ويكتوريا و آلبرت» است.

چرا نويسنده كتاب، عنوان «آيات شيطانى» را به كتاب خود داده است؟
اين نام اشاره به افسانه و يا واقعه واهى و ساختگى «غرانيق» دارد. غرانيق جمع غرنوق به معنى مرغابى است كه گردنى بلند دارد و سپيد سياهرنگ است. به معنى جوان سپيد زيبا روى نيز آمده است.
برخى غرنوق را لك لك، بوتيمار - غم خوراك - نيز معنى كرده‏اند. اعراب جاهلى گمان مى‏داشتند كه بت‏ها مانند پرندگان به آسمان عروج مى‏كنند و براى پرستندگان خود شفاعت مى‏نمايند. طبق افسانه «غرانيق» كه توسط برخى مورخان نقل شده است، پيامبر(ص) هنگام قرائت سوره نجم پس از قرائت آيات 19 و 20 «افرايتم اللات والعزى و مناة الثلاثه الاخرى» آيا ديديد لات و عزى را و منات را كه سومين آن دو بود، ناگهان اين جمله را تلاوت كرد: «تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى» اينها مرغان آبى بلند پروازند كه شفاعت آنان اميد مى‏رود، در ادامه اين روايت عجيب و مجعول آمده است كه همان شب جبرييل بر پيامبر نازل شد و به پيامبر(ص) گفت: «جمله دوم فوق، وحى نيست» و پيامبر بسيار دلگير و شكسته شد و خداوند براى دلجويى از پيامبر آيات 73 تا 75 سوره اسرا را نازل فرمود. اين داستان اهريمنى، از سوى قاطبه علماى اهل سنت و شيعه تكذيب شده است و سلسله روات آن هم استخراج گرديده و مشخص شده است كه روات آن يهوديان مسلمان شده بنى قريظه بوده‏اند كه اين قبيله پركينه‏ترينه طايفه يهوديان مدينه نسبت به پيامبر(ص) بوده‏اند كه صدها تن از آنان به دستور حضرت رسول در جنگ خيبر به درك واصل شده‏اند.

كتاب «آيات شيطانى» در 9 فصل تنظيم شده است و نويسنده كتاب، افسانه غرانيق را مكرر و به شكل‏هاى گوناگون در كتاب خود آورده و آن را به عنوان يكى از مضامين اصلى كتاب خود مشخص و برجسته نموده است.

موارد اهانت و جسارت نويسنده كتاب آيات شيطانى را مى‏توان در موارد زير خلاصه كرد:
1- تشكيك در امر وحى و طرح اين موضوع كه جبرئيل در واقع موجودى در درون پيامبر بوده و پيامبر(ص) متناسب با منافع خود و حتى مسايل شخصى‏اش آيات را تنظيم مى‏كرده است.
2- معرفى پيامبراسلام به عنوان فردى خود خواه و تاثيرپذير و كم‏دقت و...
3- معرفى ياران پيامبر به عنوان افرادى كه دچار انحراف‏هاى اخلاقى گوناگون بوده‏اند.
4- نسبت انحراف اخلاقى به همسران پيامبر
5- تحقير و اهانت نسبت به فرشته وحى «جبرئيل»
6- تحقير و اهانت نسبت به احكام اسلام

اين عناوين را سربسته بپذيريد. توضيح بيشتر در مورد هر يك از آنها غير از سياه كردن سينه‏ها ثمرى نخواهد داشت. تمام قهرمانان اين كتاب كه داستانى به سبك «رئاليسم جادويى»، كه داراى ضعف‏هاى فراوان و بى سرو ته مى‏باشد، داراى ضعف‏ها و انحرافات شديد اخلاقى هستند و اسامى آنان سلمان، بلال، اسماعيل، عايشه و ماهوند - بوزن تلفظ لاتينى محمد - و... مى‏باشد. خلاصه داستان اين كتاب به دليل آشفتگى عجيب وقايع و همچنين اهانت‏آميز بودن آن ميسر نمى‏باشد.

نويسنده آيات شيطانى كيست؟
احمد سلمان رشدی (زادۀ ۱۹ ژوئن ۱۹۴۷) در بمبئى هند در يك خانواده مسلمان متولد شده است. در 13 سالگى به انگلستان مهاجرت كرده و فعلاً مقيم انگلستان است و تابعيت انگليسى دارد.

وى پيش از كتاب آيات شيطانى چهار رمان ديگر نيز منتشر كرده است به علاوه دو فيلمنامه. رشدى عضو هيات انستيتو فيلم انگلستان و عضو هيات مشاورين انستيتو هنرهاى معاصر و عضو انجمن سلطنتى ادبيات انگلستان نيز می باشد كتاب آيات شيطانى كه پنجمین رمان او محسوب مى‏شود، مستقيما به سفارش آقاى «گيلون ريتكن»، رييس يهودى انتشارات «وايكينگ» با دستمزد بي سابقه 850 هزار پوند ، نوشته شده است. جالب است بدانيد به دستور همين آقاى «ريتكن»، سلمان رشدى از آغاز نگارش كتاب گارد محافظ داشته و مبلغ كلان و بى‏سابقه 850 هزار پوند به او دستمزد پرداخت شده است. همچنين جايزه كتاب سال 1988 انگلستان به اين كتاب تعلق گرفت.

گزیده آثار رشدی به این شرح است:
گریموس 1975
بچه های نیمه شب 1981
شرم، ۱۹۸۳ 
لبخند یوزپلنگ: سفری به نیکاراگوا (۱۹۸۷) 
آیات شیطانی، ۱۹۸۸ 
هارون و دریای قصه‌ها (۱۹۹۰) 
وطنهای خیالی: مقلات و نقد ۱۹۸۱-۱۹۹۱ (۱۹۹۲) 
شرق، غرب، ۱۹۹۴ 
زمین زیر پایش (۱۹۹۹) 
شالیمار دلقک، ۲۰۰۵

سبک روایی رشدی را از گونه رئالیسم جادویی می‌دانند. رمان بچه‌های نیمه‌شب تم‌هایی از «طبل حلبی» گونتر گراس را در خود دارد که رشدی آن را الهام‌بخش نوشتن کتاب می‌داند. آیات شیطانی نیز به وضوح وامدار «مرشد و مارگریتا» اثر میخائیل بولگاکف روسی است.

جوایزی که تا به حال به رشدی اهدا شده است:
بچه‌های نیمه‌شب، برنده ی جایزه بوکر شد، و سال‌ها بعد در سال ۱۹۹۳ برنده جایزه بوکرِ بوکرها شد که به این معنی بود که این کتاب بهترین اثر از میان رمان‌های برنده جایزه بوکر در ۲۵ سال اول اعطای این جایزه است. بچه‌های نیمه‌شب را مهدی سحابی به فارسی ترجمه کزد و در سال ۱۳۶۴ شمسی برنده جایزه ی بهترین رمان خارجی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران نیز شد. کتاب شرم نیز در همان سال‌ها به فارسی ترجمه و چاپ شد.

جایزه بوکر، جایزه یادبود جیمز تیت بلک، جایزه اتحادیه انگلیسی‌زبان، نشان شوالیه و... جوايزى است كه تا به حال به رشدى تعلق گرفته و نيز مسووليت‏هايى كه دارد، همگى از عنايت دولت انگلستان به اوست.
نشان شوالیه که از طرف دربار انگلستان به رشدی اهدا شد، به «ايان بوتهام»، كريكت‌باز انگليس نيز اعطا شد.

با اين اقدام اين دو فرد از اين پس با لقب «سر (Sir)» خوانده مي‌شوند كه به هنرمندان، ورزشكاران، ديپلماتها، روزنامه‌نگاران و ديگران در مراسم سالگرد تولد ملكه اعطا مي‌شود.
رشدي پس از دريافت اين لقب گفت: «من از دريافت اين افتخار بزرگ احساس هيجان و كوچكي مي‌كنم و عميقا سپاسگذارم كه كارم به اين شكل مورد توجه قرار گرفته است.»

سلمان رشدى پيش از خشم و خروش مسلمانان و پيش از فتواى حضرت امام خمينى(س)، در مصاحبه با يك مجله هندى بنام «هند امروز» گفته است: «بخشى از رمان حدود 20 سال پيش وقتى كه مطالعات خودم را در مورد تاريخ اسلام شروع كردم در ذهنم شكل گرفته است... و دقيقا يكى از مضمونهاى اصلى داستان دين و تعصب است. من درباره دين اسلام صحبت كرده‏ام زيرا بيشتر اطلاعات من درباره همين دين بوده است.» پس از بازتاب‏هاى خشمگينانه كتاب در جهان اسلام، رشدى در مقاله‏اى نوشت كه: «اثر من ضد مذهبى و يا غير مذهبى نيست و... اين كتاب به شرح و توصيف مهاجرت مى‏پردازد و تمام هيجانات و تغيير و تحولات آن را از ديدگاه مهاجرينى كه از شبه قاره مى‏آيند، مورد بحث قرار مى‏دهد.»

شواهد آشكارا نشان مى‏دهد كه رشدى به عنوان يك مامور ويژه، آيات شيطانى را نوشته است و ناشرين او نيز پيش بينى مى‏كرده‏اند كه كتاب با مخالفت مسلمانان روبرو شود. هر چند آنان گستردگى مخالفت و فتواى حضرت امام را پيش بينى نمى‏كردند. (وقتى رشدى دستنويس كتابش را به ادوارد سعيد مى‏دهد تا بخواند، سعيد به او مى‏گويد: «اين كتاب مسلمانان را به لرزه در مى‏آورد»

رشدى هرگز گمان نمى‏كرده است كه فتواى امام، نقطه پايانى بر زندگى و تفكر و خلاقيت او خواهد بود. زندگى و تفكر و خلاقيتى كه به دروغ و هتك آميخته شده است.

پيرو حكم امام خمينى(ره) درباره نويسنده كتاب آيات شيطانى واكنش عميق و گسترده‏اى از سوى دولت‏هاى اروپاى غربى، احزاب، نويسندگان غرب، رهبران كشورهاى اسلامى، نويسندگان مسلمان و از همه مهمتر، ملت‏هاى مسلمان صورت گرفت. مقصود از واكنش عميق، اشارت به عمق توطئه انتشار كتاب آيات شيطانى است و مراد از گستردگى آن، حضور همه جانبه غرب با تمام امكانات تبليغاتى و فرهنگى‏اش و نيز حضور مسلمانانى بود، كه در برابر اين توطئه شهداى خود را بر دوش گرفتند.

سلمان رشدي كه امروز اواخر دهه پنجاه عمر خود را مي‌گذراند، در يكي از آخرين كتاب‌هاي خود، به فلاكت و ذلت چندین ساله پس از انتشار كتاب «آيات شيطاني» اشاره مي‌كند. وي در كتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي كتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاكت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپنی، از روز ترور ناشر نروژي كتابش به اين شكل ياد مي‌كند: «روزي كه ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت، يكي از بدترين روزهاي عمر من است».

او در آن ايام تنها طي 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي ‌بر زندگي او حاكم گرديد كه همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند. تنها دو سال پس از صدور حكم اعدام بود كه سلمان رشدي جرأت سفر به خارج انگلستان را پيدا كرد و با يك هواپيماي جنگي در سال 1991 ميلادي براي سخنراني به دانشگاه كلمبيا در آمريكا رفت و برگشت.

محافظت از او پس از صدور حكم حضرت امام بر عهده «اسكاتلند يارد» (پليس انگليس) قرار گرفت. هزينه‌هاي محافظت از او در سال بين يك تا 10 ميليون پوند تخمين زده مي‌شود؛ در حدي كه يكبار شاهزاده چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام كرد: «سلمان رشدي سرباري پر خرج براي ماليات دهندگان انگليسي است».

همچنين شركت هواپيمايي «بريتيش اير ويز»، حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال 1998 ممنوع اعلام كرده بود و شركت هواپيمايي «ايركانادا» چند سال پيش سفر رشدي را با پروازهاي خود غيرممكن اعلام نمود.

سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود، از تجديد چاپ كتاب كفرآميز خود صرف نظر نكرد و زماني كه انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين كتاب (بدون جلد گالينگور و با كاغذ كاهي) نشد، آن را به آمريكا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي‌آن) به چاپ رساند.

در سال‌هاي اخير، سلمان رشدي در آمريكا زندگي مي‌كند و توسط دولت آمريكا محافظت مي‌شود. امپراتوري رسانه‌اي غرب، بارها اعلام كرد كه حكم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است كه هر بار با واكنش سريع رهبر انقلاب اسلامي، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، اين مسئله تكذيب و اعلام شد كه حكم يك مرجع قابل نقض نمي‌باشد و حتي پس از مرگ او نيز بر همه مسلمانان لازم‌الاجراست. در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1383 نیز بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازم‌القتل بودن او تأكيد شد.

اما رشدی به دلیل فضای وحشتی که بر زندگی اش حاکم شده قادر به تشکیل یک خانواده نیست و تا به حال چند بار ازدواج کرده و اینک روی به معشوقه ها آورده.
رشدی در حالی كه هنوز زن سوم خود را طلاق نداده بود در سال ۱۹۹۹ با «پادما لاكشمی» آشنا شد و بعد از پنج سال ازدواج كرد.
لاكشمی ۳۶ ساله نیز هندی است و بازیگر و مدل بوده و مجری‌گری یك برنامه تلویزیونی ایتالیایی را برعهده داشته است. 
نویسنده مرتد كتاب موهن آیات شیطانی از لاكشمی، همسر چهارم خود نیز بنا به درخواست پادما جدا شد.

در بیانیه‌ای كه از سوی ناشر كتابهایش منتشر شده، آمده بود: «سلمان رشدی موافقت كرده از زنش پادما بخاطر درخواست برای پایان دادن به این زندگی مشترك، جدا شود.»
چهار ماه و بيست و روز پس از صدور حكم اعدام سلمان رشدى در تهران، حادثه‏اى بزرگ، دنياى غرب را به لرزه در آورد...

ادامه دارد...

"یارپا" از تجزیه و تحلیل اطلاعات تا کنترل مغز انسان+ فیلم و عکس

درباره سازمان یارپا چه می دانید؟ افسران اطلاعاتی آمریکا چه ارتباطی با یارپا دارند؟ چه ارتباطی میان دارپا و یارپا وجود دارد؟ پروژه های یارپا با گذشت زمان چه ارتباطی دارد؟ برای پاسخگویی به این سؤالات با گزارش  ویژه مشرق همراه شوید.

بشر در عصر ارتباطات شاهد شکل‌گیری انقلابی است که ماشین های هوشمند قادرند نقش او را در بسیاری از زمینه‌های خدماتی ، علمی ، صنعتی و کشاورزی ایفا نمایند. و بدون شک موجب تحول عظیمی در زندگی فردی و اجتماعی وی خواهند شد. 

از سوی دیگر، با رشد تکنولوژی های مدرن و فضای سایبر، جنگ اطلاعات میان سرویس های اطلاعاتی و حکومت ها برای برتری نسبت به سایر رقبا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است به حدی که در فضای کنونی اطلاعات عین قدرت معنی می شود و در اين مبارزه معمولاً كساني پيروز مي شوند كه از قدرت و توان ارتباطي، اطلاعاتي و فناوري بالاتر و برتري برخوردار باشند.
در گزارش  های پیشین مشرق، با سازمان دارپا مخفف "Defense Advanced Research Projects Agency" به معناي آژانس پروژه‌های تحقیقاتی دفاعی پیشرفته كه به صورت مستقيم زير نظر وزارت دفاع آمريكا و شخص وزير دفاع، به فعاليت‌هاي خود می  پردازد، آشنا شدید.

به دنبال گسترش فعالیت  های دارپا در ابعاد مختلف سایبری، نظامی، صنعتی و حتی پزشکی، وزارت دفاع آمریکا برای حمایت اطلاعاتی و حمایت از پروژه های صنعتی دانشگاه  های آمریکا و دیگر آزمایشگاه  های داخلی آمریکا در دو بعد اطلاعاتی و بیومتریک، اقدام به ایجاد سازمانی به نام یارپا کرده است.


معرفی سازمان یارپا

یارپا "IARPA" مخفف "Intelligence Advanced Research Projects Activity" به معنای فعالیت پروژه های تحقیقات پیشرفته اطلاعات است که در سال 2007 با هدف کمک اطلاعاتی به آژانس دارپا و تحقیقات پیشرفته برای تأمین امنیت و قدرت بلامنازع آمریکا در آینده، زیر نظر رئیس اطلاعات ملی آمریکا تأسیس شده است.

بنابر ادعای این سازمان، یارپا با سرمایه  گذاری بر روی تحقیقات و برنامه  های پیشرفته با ویژگی بازدهی بالا و در معرض خطر که پتانسیل تأمین امنیت شهروند آمریکایی را دارد، به دنبال فناوری اطلاعات و نابود کردن دشمن شهروند آمریکایی در آینده است.


لوگوی یارپا

شعارهای یارپا: عدم تلاش برای پیروزی سریع/ شکست کاملا پذیرفته شده است/ تلاش برای دستیابی به غیر ممکن ها/ تولید برتر

این سازمان در راستای معرفی خود و اهداف سازمانیش، عدم تلاش برای پیروزی سریع را به عنوان یکی از مقدمات تلاش این سازمان می  داند، بنابر وبسایت رسمی این سازمان، شکست و ناتوانی در دستیابی به اهداف اگر مشروط به پیشرفت باشد، هیچ اشکالی ندارد و سبب افزایش مهارت ها خواهد شد.

یارپا تلاش خود را در موضوعاتی متمرکز می  کند که در زمان حال از نظر ذهن انسان بعید به نظر می  رسد و یا از خطرپذیری بسیار بالایی برخوردار است، البته لازم به ذکر است که تمام فعالیت  های این سازمان در موضوعات فرا تکنولوژی نبوده و در پیشرفت صنایع با سازمان دارپا و ناسا همکاری می  کند و برای افسران اطلاعاتی و جاسوس های آمریکایی نیز دوره های آموزشی لازم را برگزار می کند.

یارپا فعالیت های خود را با دوشرط لازم شروع می  کند و بدون این دو شرط هیچ فعالیتی در این سازمان شروع نخواهد شد.

1- انتخاب بهترین ایده از نظر سودمندی و خاص بودن در میان ایده های روی میز

2- پیدا کردن بهترین شخصی که می تواند این ایده را مدیریت کرده و به سرانجام برساند. (لزوما شخص مورد نظر عضو سازمان یارپا نخواهد بود)


کامل کردن و یا تغییر دادن پروژهای سابق در یارپا

از دیگر ویژگی های یارپا، تحقیقات روی موضوعاتی است که قبلا انجام شده است، به عبارت دیگر بنابر اخبار منتشر شده از این سازمان، یارپا موضوعات خود را در سه بخش زیر دنبال می کند:

1- ایده ها و موضوعاتی برای آینده که در صورت موفقیت طرح، سبب حیرت متخصصین و افزایش چند 10 برابری قدرت آمریکا مقابل دشمنان خواهد شد.

2- ادامه دادن روی پروژه ها و طرح هایی که قبلا روی آنها کار شده است و یارپا آن را کامل می  کند.

3- تغییر و تحول نسبتا بنیادی بر روی طرح ها و پروژه های سابق.

با توجه ویژگی اصلی یارپا یعنی تمرکز این سازمان بر اطلاعات، هیچ یک از ایده ها و یا طرح های این سازمان به صورت عمومی منتشر نمی  شود بلکه بر اساس درز اطلاعاتی ممکن است خبری به صورت عمومی اعلام شود.

(بنابر اعلام رسمی دارپا، این سازمان با همکاری یارپا به دنبال طرحی برای حل معضل "Information leakage" - درز اطلاعاتی در مراکز حساس آمریکا است.)

یارپا و دارپا دو روی یک سکه

ساختار تخصصی یارپا

ساختار تخصصی یارپا به گونه  ای است که نشان می  دهد این سازمان روی مسائل عملیاتی برای نیازمندی­ های روز فعالیت نمی  کند و تمرکز اصلی یارپا روی طرح  هایی است که در آینده آمریکا به آنها محتاج می  شود.

بنابر ساختار تخصصی یارپا، این سازمان اطلاعاتی پیشرفته از 3 اداره غیر مجزا تشکیل شده است، (منظور از غیر مجزا بودن اداره  های یارپا، همکاری متقابل و همپوشانی وسیع میان این 3 اداره است و به طور کلی هیچ یک از آنها، به صورت مجزا و مستقل از دیگر اداره  ها فعالیت نمی کند.)

1- اداره گرد آوری هوشمند

این اداره به مدیریت "ادوارد بارانوسکی" به دنبال گردآوری هوشمند اطلاعات و داده  های جمع آوری شده از دیگر منابع است.

ادوارد بارانوسکی

برنامه  های این اداره به طور چشمگیری در بهبود ارزش داده  های جمع آوری شده از تمام منابع، متمرکز شده است؛ به تعبیر دیگر، این اداره ارزش عملیاتی داده  های جمع آوری شده را افزایش می  دهد.

این اداره همچنین توانمندی  ها و ایده  های بالقوه را پیگیری کرده و برای مهندسی کردن اطلاعات مبنی بر اینکه دنبال چه چیزی باید گشت و در کجا باید دنبال اطلاعات گشت، مدل سازی  های خلاقانه  ای انجام می­ دهد.

در کنار این مدل سازی، این اداره با روش  های بسیار دقیق، ابتکاری و نو، اطمینان از صحت داده  های جمع آوری شده از منابع مختلف را مورد سنجش قرار می  دهد.

با توجه به وظیفه این اداره، پیگیری اهداف و ایده  هایی که قابلیت عملیاتی پیدا می کنند، بنابر تصویب این اداره انجام خواهدشد و تا زمانی که اداره فوق صحت و کارایی داده  های جمع اوری شده را تأیید نکند، هیچ اقدامی در یارپا صورت نخواهد گرفت.


2- اداره تحلیل قاطع

این اداره به مدیریت "پیتر هیخنام" با استفاده از روش ها و ابزار پیشرفته، نقش افزایش آگاهی و بینش از اطلاعات جمع آوری شده را دارد.

پیتر هیخنام

این اداره با استفاده از ابزار و روش  های پیچیده، اطلاعات چندگانه و غیر یکسان از منابع مختلف را تحلیل کرده و به صورت عملیاتی برای بخش های اجرایی تنظیم می  کند.

از نکات قابل توجه و جالب در ساختار یارپا، تئوری و اجرایی بودن بخش های مختلف یارپا است، به عنوان مثال اداره تحلیل قاطع، در کنار افزایش سطح بینش اطلاعات جمع آوری شده از منابع مختلف، به دنبال ابداع روش و تولید تجهیزاتی است که بتواند استعاره  ها و علایم معنوی زبان  های دیگر دنیا را به صورت راحت مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد که در ادامه معرفی یارپا به گوش ه ایی از این اقدامات اشاره خواهد شد.


3- اداره عملیات امن و مطمئن

این اداره به مدیریت "دنیس پولا" به دنبال تجزیه و تحلیل توانایی  های دشمنان آمریکا از هر نظر و آماده کردن آمریکا برای مقابل با هر نوع تهدید است.

دنیس پولا

این اداره با تمرکز بر شمارش و تحلیل توانایی های بالفعل و حتی بالقوه دشمنان آمریکا، به دنبال ایجاد فضایی برای حمله آزاد و مؤثر در شبکه جهانی است.

اداره فوق همچنین با استفاده از روش  های خاص به دنبال شبکه  ای امن و قابل اطمینان برای برقراری ارتباط در میان شبکه سایبری و سیستم اطلاعاتی در معرض خطر جهانی است.


اولین رئیس یارپا

سازمان نوپا و تازه تأسیس یارپا، برای شروع کار خود، دکتر "لیسا پورتر" را به عنوان اولین رئیس این سازمان برگزیده است.

لیسا پورتر

خانم لیسا پورتر، همانند رؤسای اداره  های یارپا، در سازمان دارپا فعالیت و همکاری می  کرده است و پروژه­ های مهمی را در دارپا و "ناسا" سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا مدیریت کرده است.

دکتر پورتر، دارای لیسانس مهندسی هسته  ای و دکترای فیزیک کاربردی است و با پیوستن به اداره مدیر اطلاعات ملی آمریکا، به عنوان مدیر فعلی یارپا انتخاب شده است.


لوگو اداره مدیر اطلاعات ملی آمریکا


بنابر اخبار منتشره، تا قبل از حادثه یازده سپتامبر، هیچ اسم و نشانی از وی در رسانه ها نبوده است و بعد از این حادثه، پورتر با حاضر شدن در رسانه  ها به عنوان یکی از اعضای دارپا اعلام می  کند از این زمان به بعد باید قدرت خود را به رخ دشمنان بکشیم.

وی بعد از انتخاب شدن به عنوان سرپرست یارپا، غافلگیر کردن دشمنان و حتی غافلگیر کردن مردم آمریکا از تجهیزات بسیار پیشرفته نظامی و امنینی را به عنوان اهداف یارپا معرفی می  کند و می  گوید: یارپا به عنوان بازوی اطلاعاتی آمریکا به آینده دور نگاه می کند و دشمنان آمریکا باید منتظر پاسخ  های کوبنده و قاطع یارپا و دارپا باشند.


اقدامات منتشر شده یارپا تا به حال

با وجود نوپا بودن سازمان یارپا و با وجود مراقبت  های بسیار این سازمان اطلاعاتی و تا حدودی صنعتی، اخباری مبنی بر فعالیت  های انجام گرفته این سازمان به بیرون درز کرده است.

به نظر می رسد عمده فعالیت این سازمان در جمع آوری، تجزیه و تحلیل اطلاعات در فضای سایبر و خارج از فضای سایبر است.

لازم به ذکر است این سازمان در کنار فعالیت  های گسترده اطلاعاتی و آموزش افسران اطلاعاتی و جاسوس­ های آمریکا درباره تجهیزات و روش  های نوین اطلاعاتی، نیم نگاهی به فعالیت های صنعتی و همکاری با سازمان دارپا دارد.


ساخت تجیهزات صنعتی با همکاری دارپا، ناسا و یارپا

وبسایت "وایرد مگزین" درباره فعالیت یارپا و نحوه ارتباط این سازمان با ناسا و دارپا می  گوید: تمام مسائل، موضوعات و تجهیزاتی که مبتنی بر جاسوسی و جمع آوری اطلاعات باشد با نظر مستقیم یارپا انجام می ­شود و یارپا باید درباره نحوه عملکرد و برنامه  ریزی تجهیزات اطلاعاتی و جاسوسی هواپیماهای بدون سرنشین و هر گونه وسیله ای که برای جمع آوری اطلاعات به کار می  رود نظر خود را اعلام کند.


تعامل میان یارپا، ناسا و دارپا برای ساخت هواپیمای بدون سرنشین x-51A

ایکس-۵۱ هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی است که نخستین پروازش را در ۲۶ می ۲۰۱۰ انجام داده استو هم اکنون در حال پروازهای آزمایشی است و توسط نیروی هوایی ایالات متحده به کار گرفته خواهد شد.

هواپیمای ایکس-۵۱ تست مافوق صوت بودن و رسیدن به سرعت ماخ 6 را در مسافت حدودا ۴۰۰۰ مایل در ساعت (۶۴۰۰ کیلومتر / ساعت) در ارتفاع را در تاریخ ۲۶ مه ۲۰۱۰ با موفقیت انجام داده و همچنین طولانی ترین مدت زمان پرواز در سرعت‌های بیش از ماخ ۵ را نیز به دست آورده است.

این هواپیمای بدون سرنشین برای اهداف جاسوسی و اطلاعاتی، عکس برداری مورد استفاده قرار می  گیرد. این هواپیما مافوق صوت با اتصال به هواپیمای B-52 برای پرواز آماده می شود.


x-51A متصل به هواپیمای بی 52

توضیح عدد ماخ: (يك متغير مهم در بررسي پرواز در سرعت هاي بالا، عدد ماخ است. عدد ماخ به صورت ساده مقدار سرعت هواپيما يا سرعت هوا به نسبت سرعت صوت است. بنابراين هواپيمايي كه سرعتش دو ماخ است، در واقع با سرعت دو برابر سرعت صوت پرواز مي كند. دانستن مقدار سرعت صوت براي پرواز بسيار مهم است.)



نحوه ساخت x-51A

معرفی گوشه ای از فعالیت  های اطلاعاتی یارپا


1- ساخت نرم افزاری برای تحت تأثیر قراردادن حافظه بلند مدت انسان

یارپا در راستای اهداف اطلاعاتی خود، با برگزاری همایشی در ژانویه سال 2009، طرح ابتدایی خود مبنی بر تولید نرم افزاری که بتواند با خواندن حافظه طولانی مدت انسان، تصمیمات انسانی را کنترل کند، معرفی کرد. این نرم افزار با شکستن پیچیده گی  های مغز انسان، می  تواند حافظه بلند مدت انسان را تحت تأثیر قرار داده و تغییراتی را در ذهن انسان ایجاد کند.

 تا به حال خبری مبنی بر اینکه این نرم افزار تا به حال تولید شده است در رسانه  ها وجود ندارد.


2- ساخت الگوریتمی برای تحلیل نهایی فرضیات

بنابر خبر وبسایت "وایرد مگزین"، اگرچه آمریکا با تجربه  های بزرگی همچون از بین رفتن دیوار برلین، یازده سپتامبر، سقوط صدام مواجه شده است، لکن تحلیل  های فردی و بعضا اشتباه و دارای نقص سیاستمداران، افسران و مدیران در نهایت سبب شکست آمریکا در رسیدن به اهداف نهایی خود شده است.

یارپا با استفاده از این تجارب، به دنبال استفاده از الگوریتمی است که بتواند میان تمام تحلیل  ها و فرضیات، بر اساس روحیه افراد و همچنین شرایط موجود و تحلیل وضعیت دشمن، تحلیل  های داری نقص و اشتباه را از تحلیل  ها و فرضیات نسبتا درست تشخیص دهد و بتواند تحلیل جامع تری از میان تحلیل های موجود، ارائه دهد.

این نرم افزار همچنین در شبکه  های اجتماعی و برای ارزیابی روحیات افراد و روانشناسی کاربران اینترنتی نیز مورد استفاده قرار می  گیرد.

جلسه مشترک میان دولت اوباما و مسؤلان یارپا

3- نرم افزاری جهت اسکن کردن کلیپ  های یوتویوب برای شناسایی و تررور افراد

وبسایت "دیگ" درباره این موضوع می  گوید: با وجود دوربین  های دیجیتالی و گسترش شبکه  های اجتماعی و همچنین وبسایت  هایی نظیر یوتویوب، روزانه کلیپ  های بسیاری در این وبسایت آپلود می شود، لکن استفاده بهینه از این کلیپ ها موضوعی جدا از تماشای کلیپ  های یوتویوب است.

در همین راستا، یارپا با ارائه نرم افزاری خودکار، کلیپ  های قرار گرفته روی وبسایت یوتویوب را از نظر مسائلی همچون شخصیت فرد، نحوه برخورد و... اسکن کرده و با شناسایی فرد، اطلاعات مفیدی را برای ترور و حتی تعقیب فرد به دست می آورد..


4- استفاده از تئوری بازی ها برای تحلیل وضعیت آینده

وبسایت "رایت کاست" به نقل از عضو یارپا می نویسد: بدون تئوری بازی  ها، آمریکا محکوم به فنا است، این عضو یارپا می  گوید: اگرچه آمریکا به عراق حمله کرد و یا توانست طالبان را در عراق شکست دهد، لکن تمام تحلیل گران بر این موضوع توافق داشتند که در صورت محاصره ایران، این کشور از برنامه ساخت سلاح هسته ای منصرف می  شود در حالی که چنین اتفاقی نیفتاد و آمریکا متحمل خسارت  های فراوانی شده است، بنابر این قبل از هر تصمیمی می  بایست با استفاده از ویژگی تئوری بازی، نسبت به عملکرد و تصمیم دشمنان اگاهی کامل تری داشته باشیم.

در همین راستا یارپا نرم افزاری را طراحی کرده است (تئوری بازی) که با تحلیل شرایط منطقه، وضعیت دشمن و همچنین توانایی  های نظامی و اطلاعاتی دشمن، اطلاعات قابل قبولی را در اختیار نیروهای نظامی آمریکا قرار می  دهد. 

نمایی از بازی رایانه ای جیمز باند 007

تولید شده توسط یارپا

5- ساخت نرم افزار تحلیل استعاره‌های فارسی

وبسایت خبری نت‌ورک ورلد اعلام کرد محققان سازمان یارپا در نظر دارند تا دست به ساخت نرم‌افزاری متشکل از استعاره‌ها بزنند، البته نه فقط در مورد زبان انگلیسی بلکه در مورد زبان‌های فارسی، اسپانیایی و روسی.
این سازمان علت این کار را این چنین اعلام کرده است: «استعاره از زمان ارسطو ابزاری بلاغی و یا شعری بوده است که ویژگی خاص و خلاق هر زبان محسوب می‌شود، مانند: وقت طلاست. در طول 30 سال گذشته، بررسی‌ها نشان داده است که استعاره در زبان روزمره فراگیر بوده و نشان می‌دهد که مردم یک فرهنگ خاص چگونه دست به تعریف و فهم جهان پیرامون خود می‌زنند».
گروهی که قرار است دست به انجام این کار بزند بیان داشته است که این برنامه:مشخص می‌سازد مردم چگونه در مورد مسائل پیچیده فکر کرده و استعاره چه تأثیری بر عقاید آنها دارد؛ پیچیدگی معنای مرتبط با موضوع را از طریق تسخیر یا بیان الگوها، کاهش می‌دهد؛ معانی و جهان‌بینی‌های آشکار و استنتاجی گروه‌ها یا افراد خاص را نشان می‌دهد: ویژگی ناهمخوانی‌های موجود در مسائل اجتماعی و تباین اهداف سیاسی؛ بیان ماهیت ظاهری و باطنی گروه‌های اجتماعی و سیاسی، و فهم مشکلات و درگیری‌های روانی و در نهایت این که این برنامه باید دست به تولید روش‌شناسی، ابزار، فنون و نیز سامانه اولیه‌ای بزند که بتواند استعاره‌هایی را شناسایی کند که بینش لازم در مورد عقاید فرهنگی را در اختیار می‌گذارد.


برای مطالعه بیشتر در موضوع یارپا به اسناد زیر مراجعه شود:


1- معرفی کلی یارپا

2- مصاحبه با یکی از اعضای یارپا

3- گوشه ای از فعالیت یارپا

ایران به قدرتمندین کشور جهان تبدیل خواهد شد/قدرت و بالندگی ایران هر روز بیشتر می‌شود

دکتر احمد عبدالمجید حمود، نویسنده و پژوهشگر مذهبی لبنانی مقیم استرالیا در گفت‌وگو با خبرنگار بین‌الملل فارس به تحولات اخیر کشورهای عربی پرداخته است.

س: شما به عنوان یک پژوهشگر جهان اسلام  موضع اخوان المسلمین را به عنوان یک جریان اسلامی در مصر با توجه به تغییرات اخیر در آراء و دیدگاه‌های اعضای آن و اختلافات پیش آمده چگونه ارزیابی می‌کنید.

به اعتقاد من هر کس در ایمانش به خدا اخلاص ورزد خداوند با او خواهد بود. اسلام همواره پابرجاست و تغییر نمیکند و انسان مخلص نیز در ایمان و عقایدش استوار است. این بیداری اسلامی نعمتی از نعمت های خداوند برای امت اسلام و جهان عرب بود ولی ما با حرکت در خط خدا و پیامبرش نباید اجازه دهیم این حرکت از دست برود.

س: به نظر شما چه عواملی اسلامی بودن حرکت های اخیر در خاورمیانه و جهان عرب را تایید می کند؟ برخی می گویند تکبیر ها و شعارهای ضد صهیونیستی و نماز های جماعت دال بر اسلامی بودن این انقلاب هاست.

این حرکت برای امت اسلامی به مثابه اولین حرکت جنین در رحم مادر بود پس این حرکت نیازمند رشد و بالندگی و تغذیه است و نمی توان آن را به حال خود گذاشت و رسول خدا (ص) برای ما اسوه حسنه است آیا پیامبر لحظه ای در رسالت خود آسود یا از تعلیم و فعالیت های سیاسی دست کشید؟ مسلمان فطرتا مسلمان است ولی نیاز به پرورش این اعتقاد دارد. یکی از عوامل پرورش روح اسلام در کشورهای اسلامی، انقلاب اسلامی ایران و رهبری فقید آن امام خمینی (ره) بود که تمام جهان عرب را تحت تاثیر قرار داد . امام با درایت و آینده نگری خود این انقلاب ها را پیش بینی می کرد و می دانست که ای بیداری اسلامی رخ خواهد داد زیرا او قرآن را به حق خوانده بود و فهمیده بود.

س: نقش امام خمینی در تحولات اخیر منطقه و جهان اسلام چیست؟ آیا پیش بینی امام در مورد آینده ی جهان اسلام تحقق یافته و آیا می‌توان بیداری اسلامی را امتداد انقلاب اسلامی ایران دانست؟

به طور مختصر باید ببینیم امام خمینی چه دیدگاهی نسبت به اسلام داشتند و از سوی دیگر دیدگاهشان نسبت به سیاست چه بود. اسلام در جهان بینی امام خمینی همان سیاست و سیاست همان اسلام بود. دین و سیاست در دیدگاه او یک مقوله بودند و او این یگانگی را در تمام جنبه های زندگی ملت به ظهور رسانید.انسان به طبیعت حالش در هر دین و مذهب و خانواده ای که باشد ظلم را نمیپذیرد. هنگامی که انقلاب اسلامی ایران تحقق یافت مسلمانان جهان و تمام آزادیخواهان در تمام دنیا پیام آن را دریافت کردند. انقلاب اسلامی ایران و بیداری اسلامی اخیر هر دو در امتداد خط پیامبر اسلام (ص) هستند. این انقلاب ها  تنها به مسلمانان اختصاص ندارد بلکه متعلق به تمام مظلومان عالم است.

س: رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای مدتی پیش این بیداری اسلامی که در خاورمیانه و شمال آفریقا و برخی از کشورهای اروپایی شاهد ان هستیم را پیش بینی کرده بودند . به نظر شما ایا این پیش بینی به طور کامل تحقق یافته است؟

مردم از نظر رنگ پوست و روش زندگی و اعتقادات با یکدیگر اختلاف دارند و لی همه آنها در هر جای کره زمین که باشند با ظلم مخالفند و آن را نمیپذیرند و هر انسانی خواستار آزادی است. به نظر من انقلاب اسلامی ایران به کشور ایران و حتی مسلمانان اختصاص ندارد. این انقلاب روح مظلومان و آزادیخواهان جهان است. این بیداری اسلامی بی شک ادامه خواهد یافت و تمام جهان را فرا خواهد گرفت. باید ببینیم امام خمینی چه فرمودند و منظور ایشان از سخنانشان چه بوده. ایشان همواره دیدی جهان شمول و انسانی داشتند و بزرگترین انسان در نزد خدا کسی است که به انسانیت خدمت کند و این بیداری اسلامی حرکتی است برای سوق دادن انسان ها به سوی سعادت و تبدیل زمین به بهشت است.

س: چه چالش هایی فرا روی بیداری اسلامی در جهان اسلام است و مسلمانان و انقلابیون در مقابل این انقلاب ها چه وظیفه ای دارند؟

ملت ما همه فهیم و اندیشمندند و میدانند چگونه باید در مسیر زمان حرکت کنند و با چالش های موجود مبارزه نمایند. چالش ها همواره به معنای جنگ و سلاح نیست زیرا مشکلات با سلاح حل نمی شود بلکه راه حل در طریقه گفتمان و چگونگی مخاطب قرار دادن مردم است. باید بدانیم چگونه با دشمن خود گفتمان داشته باشیم بدون آن که از مسیر حق خارج شویم. ملت ها اکنون باید به سلاح فرهنگ مسلح شوند و از استقلال کشورشان دفاع کنند.

س: اکنون دشمنان اسلام و قدرت های غربی دیپلماسی جنگ نرم را آغاز کرده اند، شما این پدیده را چگونه ارزیابی می کنید؟

برای تحلیل وقایع کنونی باید به سیره پیامبر اسلام مراجعه کرد. آن حضرت چگونه با مسائل جامعه کنونی ما مقابله می کرد؟ زندگی و سیر حرکت پیامبر بسیار سخت و دشوار بود و بدین جهت است که آن حضرت در قران به عنوان اسوه حسنه نامیده شده اند زیرا مصائبی که بر ایشان وارد شد برای احدی اتفاق نیفتاده است اما آن حضرت توانستند اداره امور را به دست گرفته و تا زمانی که منطق و گفتمان کارساز بود وارد جنگ نمی شدند و دشمنان ایشان وقتی احساس می کردند از پس منطق ایشان بر نمی آیند شمشیر می کشیدند. همه ملت های جهان با تمام قومیت ها و زبان های مختلفی که دارند طرفدار صلحند و انسانی بر روی کره زمین وجود ندارد که از این امر مستثنی باشد اما در عین حال هر انسانی تسلط و برتری را نیز دوست دارد و همین عامل تمامی جنگ ها و درگیری هاست.

س: امریکائی ها معتقدند که حرکت های اخیر در منطقه خاور میانه حرکتی به سوی دمکراسی است ولی آن چه ما در خلال این انقلاب ها شاهد آن هستیم مثل تکبیر و نماز های جماعت و شعارهای اسلامی و ضد صهیونیستی بیانگر واقعیت دیگری است. به نظر شما آیا این بیداری اسلامی حرکتی به سوی دمکراسی است یا بازگشتی به سوی خدا و مبدأ دینی است؟

امام خمینی (ره) مسیری را اغاز نمود که بازگشت و توقف در آن وجود نخواهد داشت.

س: به نظر شما چه عاملی باعث به پا خواستن ملت های منطقه شد؟

بی شک ظلم حاکمان عامل اصلی بود. فرعون خود را خدای مردم نامید و خدا او را به جزای ظلمش رساند. هر حکومتی که ظلم را پیشه خود سازد خداوند برای مدتی به او فرصت داده و سپس عذاب خود را بر سر ظالم فرو می فرستد.

س: به نظر شما مقاومت اسلامی در این بیداری اسلامی نقش داشته است؟

بله. اسلام هم دین است و هم حکومت و به همه مسلمانان حق دفاع از خود را می دهد و این حق شرعی و قانونی آنان است. در ساختار حکومت اسلامی اولیه که پیامبر آن را در مدینه برپا کرده بودند هم سپاهی برای دفاع از حق و از جان و مال مسلمانان حضور داشت.

س: آیا آراء و اندیشه‌های امام خمینی در رابطه با اتحاد جهان اسلام و مسأله فلسطین و مبارزه با نظام سرمایه داری را می توان در بیداری اسلامی کنونی تأثیر گذاشت دانست؟

امام خمینی (ره) در وهله اول قرآن را با تمام وجود درک کرده و در مکتب قرآن تتلمذ کرده بود و  سپس مفاهیم قرآن را در عالم واقع به مرحله اجرا در آورد و قران تا روز قیامت و در هر زمان و مکانی باعث بیداری خواهد بود. امام خمینی سرشت ملت ها را مخاطب خود قرار داده بود. امام خمینی و افکارش تنها منحصر به مرزهای ایران نیست او یک شخصیت جهانی است و افکارش جهان شمول است. همچنان که قرآن نیز برای تمام بشریت است.

س: بیداری اسلامی کنونی چه تأثیری بر مسأله فلسطین داشته است؟

دقیقا همان گونه که امام حسین (ع) بر انقلاب اسلامی ایران تأثیر گذار بود و می توان انقلاب ایران را در امتداد قیام کربلا دانست چنان که امام خمینی فرمودند ما هر چه داریم از اما حسین است، ملت فلسطین نیز ملتی مظلوم و رنج کشیده است و درخواست های آنان مانند تمام ملت های دنیاست و مسلمانان و مسیحیان در کنار هم برای آزادی تلاش می کنند.

س: آیا به جای خاور میانه بزرگ در آینده نزدیک شاهد خاورمیانه اسلامی خواهیم بود؟

امام خمینی فرمودند راه آغاز شده و بازگشتی درآن نخواهد بود.

مقاله ‌ایکه من در این کنفرانس ارائه داده ام با عنوان بیداری اسلامی و چالش های فراروی آن بوده است که ماه ها صرف نگارش آن شده است. پیشامد های کنونی جهان اسلام جز با مطالعه مجدد سیره نبوی و اهل بیت آن حضرت قابل تحلیل و بررسی نیست. پژوهش من بیانگر نقش امویان و عباسیان در جهان اسلام است و این که چگونه برای محو اسلام توطئه کردند. چگونه یهودیان و مسیحیان در امور مسلمین وارد شدند و معاویه چگونه از دولت مسیحی روم شرقی برای از بین بردن اسلام کمک گرفت و چگونه علم حدیث را به نفع خویش و به ضرر اهل بیت پیامبر تحریف کرد.

روش های مبارزه با اسلام در طول تاریخ تقریبا تغییر چندانی نکرده است. مکر و فریب و توطئه و تحریف قرآن و حدیث و وارد کردن اسرائیلیات در دین از این روش ها بوده و هستند. اما آنچه امروز در جهان برای مبارزه با اسلام در جریان است؛ اروپا و آمریکا با زیر دستان و مظلومان بنای جنگ دارند و در چنین حالتی پرچم امام حسین است که برافراشته خواهد شد. استراتژی الان در جهان اسلام باید بر اساس فکر و علم باشد. وحدت مسلمانان و ایمان به "إن تنصروا الله ینصرکم" نجات بخش مسلمانان خواهد بود. تنها راه رهایی ایمان است زیرا اکنون جنگ روانی است که ملت ها را از پا در می آورد.

استراتژی ترس  در حال حاضر استراتژی استعمارگران در مقابل ملت های مظلوم است. اگر ترس از بین برود شجاعت جای آن را می گیرد. امت اسلام در وضیت کنونی نیازمند نمونه های والاست که در پیامبر خدا و ائمه اطهار تجلی یافته است.

پیروان اهل بیت در حقیقت آینده ی خاور میانه را رقم می زنند و در مقابل چالش ها و تهدید ها می ایستند. و در پایان از این جایگاه -بدون هیچ تعارفی- اعلام می کنم انقلاب اسلامی ایران در آینده ای نزدیک تبدیل به قدرتمند ترین دولت جهان خواهد شد زیرا هرچه تهدیدهایش افزایش می یابد قدرت و بالندگی و جرأتش بیشتر می شود و این چالش ها در مقابل آن نعمت محسوب می شوند نه نقمت. زیرا آنان پیروان بر حق امیرمؤمنان امام علی(ع) و فرزندش امام حسین(ع) هستند و هرگز مغلوب نمی شوند.

گفت‌وگو از عبدالرسول الهایی

ارتباط آیین حمل مشعل المپیک با مکاتب سری

از آنجایی که در آموزه های سری لوسیفر(شیطان) به عنوان " آورنده روشنی ستاره صبح" شناخته می شود، حضور آن به طور آشکار در مراسم افتتاحیه عظیم ترین رویداد ورزشی جهان از ابتدا مورد توجه مکاتب مخفی بوده است.

  لندن خود را برای المپیک تابستان 2012 آماده می کند. جایگذاری مشعل المپیک در هجدهم می 2012 آغاز خواهد شد.

این رویداد تشریفاتی که درآن مردم از طبقات مختلف اجتماعی مشعل المپیک را در سراسر کشور میزبان می گردانند مخصوصاً برای کسانی که این سنت را ابداع نمودند حرکتی نمادین محسوب می شود. در اسطوره شناسی یونان، مشعل دار اصلی "پرومتیوس" بود، خدايگاني که آتش را از ديگر خدایان ربود وبه بشریت داد. 
مردم باستان آتش را بارقه ی کوچکی از خورشید می دانستند که به نوعی مظهر مادی خدا بود. بنابراین پرومتیوس با آوردن آتش برای بشریت، انسانها را در تمام ويژگيهاي «الهی» سهیم نمود و حتی به انسانها اجازه داد آرزوی خدا بودن را در سر بپرورانند.
به همین دلیل پرومیتوس از احترام ویژه ای در "جوامع مخفی" برخوردار است، چرا که افسانه ی او نشان دهنده افق نهائی فلسفه و اهداف مکاتب سری است: "عروج به الوهیت و ابدیت از طريق راه های غیر الهی"
پرومتیوس در حال حمل مشعل 
   
در آموزه های سري، عمل"حمل مشعل" نماد آگاهی انسان از وجود بارقه ی الهی در خود و نمایانگر اشتیاق او برای نايل شدن به مقام خدائي است. به طور خلاصه این همان هسته مرکزی فلسفه ی نخبگان جهان است که به شدت تحت تاثیر آموزه های هرمسی فراماسونری و تصوف گرايان است. ازاین رو مشعل روشنگر پرومیتوس اغلب در نمادگرایی مخفی نخبگان استفاده می شود. 
 
فوارۀ پرومتیوس در مرکز راکفلر در پشت این فواره نوشته شده است "پرومتئوس٬ آموزگار همه ي فنون٬ آتش را که براي انسان به معناي راهي بسوي آرمانهاي بزرگ است٬ به او اعطا نمود "  
   
  
 
احتمالا مشهورترین مشعل دار جهان يعني مجسمۀ آزادی را "فراماسونهای معبد گراند اورینت در فرانسه" به ایالات متحده اهدا کردند
مجسمه ي يک دست که مشعل را نگه داشته بر روی هرم و برفراز " کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس" نصب شده است
  
 
افسانۀ پرومیتوس از بسیاری جهات به افسانه ی لوسیفر(شیطان)شباهت دارد. نامی که در لاتین به معنای "مشعل دار" یا "روشنی بخش" است. زيرا او با نزول خود از بهشت به زمین٬ نور آگاهي و دانش را نيز به همراه آورد و به همين جهت در آموزه هاي سری از او بعنوان " آورنده ي روشنی ستاره صبح " که همان عقل گرایی و روشنگریست٬ شناخته می شود.
به همین دلیل حضور آن به طور آشکار در مراسم افتتاحیه عظیم ترین رویداد ورزشی جهان نمی تواند چیز عجیبی باشد.
اولین جایگذاری مشعل المپیک 
 
 
 
اولین جایگذاری مشعل المپیک در سال 1936 در برلین ودر زمان رژیم نازی برگزار شد. علیرغم این حقیقت که هیتلر سازمان های فراماسونری را از آلمان اخراج نمود(در ظاهر او آنها را خدمتگزار یهودیان می دانست) اما رژیم او از این جوامع مخفی الهام میگرفت و به سمت عقايد آنان گرایش داشت! او برای نمادگرایی وتاسیس جوامع مخفی ارزش بسیاری قائل بود. هرمن روشنینگ در کتاب "از زبان هیتلر" آورده است:
"همۀ آن به اصطلاح پلیدی ها، اسکلت ها وسرهای مردگان، تابوت ها و اسرار، همه فقط بدرد ترساندن کودکان مي خورند. اما تنها یک موضوع خطرناک وجود دارد که من ازآنهاالگو برداري مي کنم. آنها در خود نوعی اصالت و نجابت مقدس دارند.
آنها یک خط مشی سری را برای خود ایجاد کرده اند که نه تنها بخوبي اجرا شده، بلکه اين رويکرد از طريق نمادها واسرار به مرحله ي ظهور درامده است. سلسله مراتب سازماني و آئينهاي نمادين ورود به تشکيلات که می توان گفت بدون تکیه بر نیروی فکر وتنها از طریق کار بر روی تصور وجادوگری ونمادهای یک آیین عمل می کنند. همه اين موضوعات داراي عنصري خطرناک مي باشند٬ عنصري که من به آن غلبه کرده ام. آیا شما نمیدانید که حزب ما باید آن ویژگی را داشته باشد...؟
نظم، که باید وجودداشته باشد - نظم و سلسله مراتب روحانيت سکولار وضددینی ... ما یا فراماسون ها یا کلیسا، تنها یک نفر پیروز این میدان است ونه بیشتر، ما قویترین هستیم و دو گروه دیگر را شکست خواهیم داد. حزب نازی به شدت تحت تاثیر عرفان وتصوف آلمانی قرار داشت. چند عضو این حزب بخشی از جامعه نروژ بودند. یک جامعه ی مخفی که در مونیخ تاسیس شده بود. برخلاف تفاوت های ظاهری با دیگر جوامع مخفی مانند فراماسونری، در نهایت تمامی آموزه های درونی این جوامع یکسان هستند." 
 
 
 
 
از آنجایی که تفکرات سری یکسانند، جایگزاری مشعل بخشی از سنت المپیک شد. بنابراین هر چهار سال یکبار تمام کشورها گردهم می آیند و دست به دست شدن مشعل پرومیتوس را جشن می گیرند. مشعلی که تنها باید به وسیله ی منبع اصلی یعنی خورشید "همان نماد الوهیت" روشن گردد. اکثر مردمی که دراین مراسم شرکت دارند ازجمله کسانی که مشعل را حمل می کنند از مفهوم سری این رویداد آگاهی ندارند، بنابر این حمل مشعل به عنوان یک مثال برجسته از مناسک وفلسفه ی نخبگان است که توسط انبوه مردم متحیر و ناآگاه جشن گرفته می شود.
مردم یکبار دیگر لوسیفر مشعل دار خود را تشویق می کنند و غفلت وناآگاهی خود را جشن می گیرند.
دیگر نمادگرایی های المپیک 2012 عبارتند از:

فضاي درونی استادیوم المپیک اهرامي با رئوس نورانی 
 
 
 
نماد المپيک ۲۰۱۲ به شکل موجودات تک چشم 
 
 

آرم المپیک ۲۰۱۲ که همانند موزه ی هولوکاست آلمان با کلمه ی ZION  همخوانی دارد.

اما چه شد که بازیهای المپیک این مراسم تقریبا آیینی حمل مشعل را در خود جای داد؟
تلقی و درک از جایگذاری مشعل این است که می توان آن را نوعی باز آفرینی رسم یونانيان باستان دانست. در واقع این یک رسم در المپیک مدرن است که از بازیهای تابستان 1936 در برلین وبازیهای زمستان 1952 در اسلو آغاز شد اما ایده آن از افسانه ها دلربای یونانی درحدود قرون پنجم و ششم پیش از میلاد نشات می گیرد. بر اساس افسانه ها، پرومیتوس یک خدای دوستدار بشر بود که آتش، عنصر مقدس را ربود و آن را به دور از دید زئوس، پدر خدایان، به انسان بخشید.
شعله از نور خورشید مشتعل می شود، با مشعلهای اضافی که از چند روز قبل برای جلوگیری از خاموش شدن مشعل در هوای ابری وبارانی روشن شده اند.
یونانیان باستان مسابقات lampadedromia (مسابقات دو مشعل) را برگزار می کردند که درآن تیم برنده یک شعله مقدس را شاید به عنوان بخشی از آیین پرستش پرومیتوس ومخالفت او با خدایان برای بخشش دانش به فانیان روشن می نمود. این جایگذاری مدرن توافقی است با راهبان روشن کنندۀ مشعل و تمدن رقیب روم. این مراسم همچنین روح صلح مقدس را سوگند می دهد. صلحی که در سراسر یونان باستان پیش از مسابقات المپیک ایجاد شد و به واسطه ی دوندگان به تمام کشور رسانده شد.
بنابه گفتۀ کرسیدا رایان (Cressida Ryan) دانشمند ادبیات کهن از دانشگاه آکسفورد، "این مراسم ملغمه اي از خرده اسطوره ها است. توافق برسر حقایق اهميت ندارد، زیرا این حقایق زمان زیادی را تا رسیدن به امروز پشت سر گذاشته اند.
در سال 1928 در بازیهای المپیک آمستردام این مشعل روشن شد. اما از سال 1936 بود که مراسم با مشعل به دستور رژیم نازی و موسس ورزشی کارل دیم شکل تازه ای به خود گرفت. در المپیا مشعلی با استفاده از نور خورشید و یک آینه ای خاص روشن شد و توسط دوندگان از بلغارستان، یوگوسلاوی، مجارستان، اطریش، چک اوسلواکی، کشورهایی که بعدا در قلمرو نازی قرار گرفتند، به برلین برده شد. آتش نماد رژیم هیتلر و مشخصه آن حرکت دسته جمعی برای مشعل بود.
هدف رهبری ایجاد ارتباطی مستقیم با تمدن باستان بود. همانطوری که رایان توضیح می دهد  آنها خواستار پلی نمادین میان یونان باستان و آلمان کنونی بودند. نور نماد پاکی است. نور خیره کننده، پاک، سفید و درخشنده یونان باستان بود که به افسانۀ آریایی راه یافت.
آدلف هیتلر، لنی رویفنشتال فیلمساز را برای به تصویر کشیدن این افسانه و ساخت مستندی درباره ی این رویداد در فیلم المپیا در سال 1938 برگزید. پس از جنگ برای مسابقات لندن در سال 1948 برگزار کنندگان مسابقه ایده حمل مشعل را پذیرفتند. جدا از دوره های سخت و تلخ، مشعل در طول مسیر مورد استقبال انبوه مردم قرار می گرفت.
از آن زمان به بعد، هر چهار سال یکبار طرح آن توسط کشور میزبان وبر طبق رسوم آن دهه تغییر می کنند. این مراسم گاهی دارای يک زمينه و موضوع خاص بود.

این مراسم مخالفت هایی را بیشتر از جانب طرفداران تبت و نمایندگان حقوق بشر در بسیاری از کشورها در بر داشته است که یکی از این موارد مورد حمله واقع شدن توسط محافظان چینی در تور دور دنیا در بیجنگ 2008 بوده است. وحداقل تا دهه 1950 زنان حق شرکت در این مراسم را نداشتند.

 

منبع: "ماسون یاب"

کاربران اینترنت باهوش ترند یا مسئولین فیلترینگ؟

بخش قابل توجهی از سایت های مستهجن که لحظه به لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود، فارسی زبان بوده و با عناوین محرک و جذاب اقدام به جذب مخاطب می کنند. جالب اینجاست که بیشتر آنها در قالب یک پایگاه موسیقی فعالیتشان را آغاز کرده و به تدریج مطالب دیگری نظیر کلیپ های تصویری از خوانندگان غیر مجاز، آلبوم تصاویر بازیگران و خوانندگان، عکس های نیمه برهنه از زنان و دختران و فیلم های مستهجن را در سایت خود قرار می دهند.

شما به عنوان یک کاربر معمولی اینترنت، ممکن است در این فضای مجازی در جست و جوی یک مطلب علمی باشید، قصد بارگیری یک فایل (موسیقی/برنامه/فیلم/بازی و...) را داشته باشید، به دنبال جدیدترین اخبار و اطلاعات بگردید، یا بخواهید سری به شبکه های اجتماعی بزنید.

هیچ فرقی نمی کند در هر حال روزی چندین بار با این جمله برخورد خواهید کرد:
        "دسترسۍ به تارنمای فراخوانده شده امكان پذير نمۍ باشد"
از زمان ورود اینترنت و همه گیر شدن آن در کشور ما حدود 10 سال می گذرد و با توجه به عدم تناسب برخی محتویات موجود در فضای سایبری با فرهنگ ایرانی و اسلامی، در سال های اخیر مسئولان تصمیم به کنترل کاربران در دستیابی به سایت ها و پایگاه های اینترنتی گرفتند.


نتیجه این تصمیم، سلب اختیار از کاربران در ورود به برخی سایت ها بود که از این اتفاق با عنوان فیلترینگ یاد می شود. فیلترینگ به خودی خود تدبیر کارامدی است چرا که با وجود حجم گستره ای از سایت های منحرف کننده (مستهجن، سیاسی و...) در فضای اینترنت و دسترسی آسان به آنها امکان به انحطاط کشیده شدن کاربران وجود داشت.

اما نکته ای که فیلترینگ و مسئولین فیلترینگ را زیر سوال می برد، سیاست نا معلومی است که در مسدود کردن سایت ها پیش گرفته اند. گاهی دسترسی به برخی صفحات اینترنتی علیرغم رعایت تمام اصول اخلاقی، امنیتی، سیاسی و اسلامی غیر ممکن می شود و این درحالی است که در همین لحظه و در حالی که شما این گزارش را مطالعه می کنید، صدها سایت غیر اخلاقی با ترفند های زیرکانه در حال فعالیت بوده و برای دسترسی به آنها نه به فیلتر شکن احتیاج دارید و نه وی پی ان.

بخش قابل توجهی از این سایت ها که لحظه به لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود، فارسی زبان بوده و با عناوین محرک و جذاب اقدام به جذب مخاطب می کنند. جالب اینجاست که بیشتر آنها در قالب یک پایگاه موسیقی فعالیتشان را آغاز کرده و به تدریج مطالب دیگری نظیر کلیپ های تصویری از خوانندگان غیر مجاز، آلبوم تصاویر بازیگران و خوانندگان، عکس های نیمه برهنه از زنان و دختران و فیلم های مستهجن را در سایت خود قرار می دهند.





همه چیز وقتی جالبتر می شود که متوجه تبلیغات گسترده در گوشه و کنار این سایت ها می شوید. محصولات ورزشی و رژیمی ، انواع لوازم آرایشی و بهداشتی، لوزام خانگی و... که به صورت اینترنتی به فروش می رسند و بیانگر این نکته هستند که مخاطبان زیادی در طول روز به این سایت ها سر می زنند.

کافیست تا یک ایمیل در اختیار مدیران این سایت ها قرار دهید تا علاوه بر ارسال آخرین فیلم ها و عکس های غیر اخلاقی، هر روز حجم وسیعی از تبلیغات غیر قانونی و بدون مجوز کالا های قاچاق را به ایمیل شما ارسال کنند.
اما این صفحات چگونه می توانند بدون هیچ دردسر و تهدیدی فعالیت کرده و مخاطبان بیشماری نیز داشته باشند؟ آیا سازمان فیلترینگ فقط برای سایت های سیاسی حساسیت و سرعت عمل به خرج می دهد؟ آیا این سایت ها سیستم تدافعی و امنیتی خاصی دارند که فیلتر کردنشان غیر ممکن است؟ به راستی علت این امر چیست؟

همه چیز به نقاط ضعف سیستم فیلترینگ برمی گردد.

1-استتار در برابر فیلترینگ
یکی از موارد نظارتی در سامانه فیلترینگ کشور کنترل "لغات" است. یعنی به کاربردن برخی کلمات باعث مسدود شدن یک پست خاص یا در نهایت آدرس یک صفحه اینترنتی می شود. به همین خاطر است که شما بعد از جست و جوی یک کلمه ممنوعه به صفحه فیلترینگ برمی خورید. حالا کافیست تا یک تغییر کوچک در ساختار آن لغت اعمال کنید تا سامانه فیلترینگ دیگر نتواند آن را شناسایی کند. مثلا اگر کلمه روزنامه را یک لغت ممنوعه در نظر بگیریم، می توانیم به این شکل آن را بنویسیم: "روز.نا.مه" بدین ترتیب فیلترینگ گمراه شده و نمی تواند آن لغت را ردیابی کند. این ترفند ساده در سایت های مستهجن و غیر قانونی کاربرد زیادی دارد و بدون هیچ مشکلی تنها با قرار دادن چند علامت اختصاری در یک کلمه حساسیت آن را از بین می برند.

2-استفاده از آدرس های اینترنتی پیچیده
نکته جالب دیگر در مورد سایت هایی که فراتر از مرز های قانونی در حال فعالیت سایبری هستند، این است که آدرس اینترنتی گنگ و پیچیده ای دارند. معمولا پسوند های اینترنتی رایج در سراسر دنیا  com/org بوده و در کشور ما علاوه بر اینها پسوند ir نیز مورد استفاده قرار می گیرد. اما در موارد معدود برخی پسوند های نا آشنا نیز در آدرس های اینترنتی مشاهده می شود. نظیر tk/uk/in  و... ظاهرا رد یابی این آدرس ها کمی دشوار تر از آدرس های معمول بوده چرا که اکثر سایت های فوق الذکر، از این پسوند ها استفاده می کنند.


3- لغات هدایت کننده 
اگر چه سیستم فیلترینگ نسبت به برخی لغات و عبارات حساس بوده و دسترسی به آنها را غیر ممکن می سازد اما با قرار دادن برخی علائم و کلمات خاص به ابتدا یا انتها این کلمات می توان آن را در برابر فیلترینگ ایمن کرده و هر آنچه که می خواهید از موتور های جست و جو بدست آورید. در واقع این لغات وظیفه دارند که با عبور از فیلترینگ شما را مسقیما به سایت مرجع برسانند. این فرایند معمولا در مورد سایت هایی که از آنها به عنوان uploader (بارگزاری فیلم و عکس) استفاده می شود، کاربرد دارد و به راحتی امکان اپلود(بارگزاری) یا دانلود (بارگیری) را برای کاربر فراهم می کنند. برای مثال: کلمه موبایل را یک کلمه ممنوعه در نظر بگیرید. این لغت را می توان در قالبی شبیه به این قالب، بارگزاری یا بارگیری کرد: EXAMPLE@mobile

4-لینک های آماده 
معمولا در حاشیه یک سایت یا وبلاگ، قسمتی وجود دارد تحت عنوان لینک سایت های دیگر (link). که شامل کلماتی مشخص شده بوده با کلیک بر رو آن کلمات وارد سایت یا تارنمای مرتبط با آنها می شوید. این لینک ها در واقع آدرس هایی است که حاضر و آماده در اختیار شما قرار می گیرد.
حالا در نظر بگیرید که برخی سایت ها با استفاده از آدرس های اینترنتی پیچیده اقدام به لینک کردن سایتهای مستهجن کرده و بر روی سایت خود قرار می دهند. بدین ترتیب شما حتی نیازی به جست و جو برای مطالب غیر اخلاقی نداشته و تنها با عضویت در سایتهای مذکور، به هر آنچه می خواهید دست پیدا می کنید.

این موارد تنها بخشی از میانبر های اینترنتی است که روزانه توسط هزاران کاربر مورد استفاده قرار می گیرد، هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود و هیچ کدام از این کاربران نیز نگران برملا شدن راهکارهای خود نیستند.

حالا به نظر شما آیا مسئولان فیلترینگ کشور باهوشترند یا کاربران اینترنتی؟

آمریکا اطلاعات خود را در سراسر جهان چگونه جمع آوری می کند؟


نام بلک واتر (Black Water) را شنیده اید؟ از دیگر شرکت های خصوصی امنیتی در آمریکا چه می دانید؟ از رشد بی سابقه این شرکت های امنیتی خصوص پس از 11 سپتامبر چه شنیده اید؟ برای رازگشایی این سوالات با گزارش های ویژه مشرق همراه شوید.....


دانا پریست، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی و متخصص در امور مربوط به تروریسم و ویلیام ام. آرکین نظامی پیشین آمریکایی در کتابی که با همکاری یکدیگر نگاشته اند پرده از نفوذ کمپانی های امنیتی بزرگی همچون جنرال دینامیکز  و 1841 کمپانی کوچک و متوسط دیگر برداشته اند که در زمینه مسائل امنیتی آمریکا تقریبا همه کاره شده اند و کارهای فوق فوق محرمانه ای انجام می‌دهند. یک‌سوم این کمپانی‌ها پس از یازده سپتامبر 2001 تاسیس شدند و بسیاری از آنها نیز توسط افسران سابق آژانس‌های اطلاعاتی اداره می‌شوند.

از نکات بسیار حائز اهمیتی که در همین آغاز گزارش می‌بایست به آن اشاره داشت این موارد هستند:

اولا، 1271 سازمان دولتي و 1931 شركت خصوصی آمريكايي در بخش مبارزه با تروريسم، امنيت ملي و عمليات اطلاعاتي در حال فعالیتند و قطعا در 10000 مكان مختلف در ايالات متحده حضور دارند دوما، در حدود 854000 نفر كه چيزي معادل حدودا 1.5 برابر جمعيت شهر واشنگتن را تشکیل می‌دهد، مجوزهای ويژه امنيتي براي دسترسي به پرونده‌هاي طبقه‌بندي شده دارند سوما، از سال 2001 فقط در واشنگتن و حومه آن، 33 مجتمع ساخته شده و يا در حال ساخت می‌باشد كه برای عمليات اطلاعاتي درنظر گرفته شده و يا خواهد شد. این بناها در مجموع حدودا 17 ميليون فوت مربع فضا اشغال مي‌كنند كه سه برابر كل ساختمانی است كه در اختيار پنتاگون استچهارم، بسياري از آژانس‌هاي امنيتي و اطلاعاتي مشغول انجام یک عملیات واحد و یکسان با دیگر بخش‌ها و سازمان‌ها هستند كه اين امر باعث هدرروی منابع است. به‌طور مثال کار 51 سازمان فدرال و ستاد فرماندهي در 15 شهر مختلف آمريكا فقط و فقط پيگيري چگونگي ورود پول به سازمان‌هاي تروريستي و خروج پول از اين سازمان‌ها می‌باشد. پنجم، سالانه حدود 50000 گزارش اطلاعاتي توسط تحليلگران مختلف تهيه مي‌شود. اين رقم به حدي بزرگ است پرواضح است که بسیاری از این مقالات حتی یک بار هم خوانده نمی‌شوند. در همین رابطه سال گذشته ژنرال بازنشسته، جان آرواينز كه زماني 145000 سرباز را در عراق رهبری می‌کرد یک بررسی انجام داد يافته‌ها، خود را نيز متعجب ساخت. وي مي‌گويد: "من هيچ دستگاه مسوولي را نمي‌بينم كه مسووليت هماهنگي اين همه فعاليت اطلاعاتي و بازرگاني را بر عهده داشته باشد. پيچيدگي اين سيستم به حدي است كه قابل توصيف نيست!"

لئون پانه‌تا رئيس پیشین سازمان سيا نيز اظهار داشته است "برنامه‌اي پنج‌ساله را براي اين سازمان تدوين كند، چرا كه روش هزينه‌كرد پس از يازده سپتامبر نمي‌تواند براي هميشه باقي بماند." همین گفته‌های پانه‌تا حاکی از عمق فعالیت‌های امنیتی و اطلاعاتی‌ای را که در این کتاب به آن پرداخته شده است را می‌رساند.

کتابی که هم‌اینک درحال آن بررسی آن هستیم مبتني است بر مستندات مربوط به قراردادهاي دولتي و شرح مشاغل، سيستم ثبت اموال، شبكه‌هاي اجتماعي و صدها مصاحبه با مقامات اطلاعاتي و امنيتي. بيشتر اين افراد به دلیل ترس از اخراج از کار و یا دیگر عقوبت‌های ممکنه تقاضا كردند در این کتاب نامي از آنها برده نشود.

برای روشن شدن فضای این مخفی‌کاری، پریست و همکارش در بخشی از کتاب خود چنین مي‌نويسند: بيرون از يكي از بخش‌هاي فرعي عمارت‌هاي بزرگ "مك لين"، هر روز هفته صفي از اتومبيل‌ها مدت زماني را در انتظار مي‌گذرانند تا صبحي جديد در دستگاه سري امنيتي آمريكا آغاز شود. رانندگان مدتي را صبورانه به انتظار مي‌نشينند تا بتوانند گردش به چپ كرده و از تپه‌اي بالا بروند كه سرانجام به نقطه‌اي منتهي مي‌شود كه نام آن در هيچ نقشه‌اي آورده نشده و هيچ علامتي هم نداردخيلي تلاش شده است تا ساختمان موسوم به "ليبرتي كراسينگ" از چشم‌ها پنهان بماند اما آنگاه كه زمستان فرامي‌رسد و برگي بر تن درختان باقي نمي‌ماند، پوشانيدن اين كوه سيماني پر از پنجره از چشم‌ها كار ساده‌اي نيست! اگر كسي بخواهد بدون داشتن علائم ويژه به اين ساختمان نزديك شود، با مردان سياه‌پوش مسلحي مواجه مي‌شود كه چون اجل معلق سررسيده و سلاح‌هايشان را به سمت وي نشانه مي‌گيرنداگر بشود از حفاظ‌هاي سنگين و موانع فولادي هيدروليك گذشت و وارد محوطه شد، با ساختمان ليبرتي كراسينگ مواجه مي‌شويم كه در آن حداقل 1700 كارمند دولت فدرال و 1200 كارمند پيمان‌كاران خصوصي مشغول به‌كارند. در اين ساختمان دو مركز فرماندهي مهم قرار دارد، يكي مركز فرماندهي اطلاعات ملي آمريكا و ديگري مركز ملي مبارزه با تروريسمساختمان عظيم ليبرتي كراسينگ اصلي‌ترين مجموعه در ميان مجموعه‌هايي است كه پس از يازده سپتامبر در آمريكا ايجاد شده‌اند. اما بزرگترين نيست. در "آرلينگتون كانتي" ساختماني وجود دارد كه حتي از ليبرتي كراسينگ هم عظيم‌تر است. 
به نوشته پريست و آركين هر روز در سراسر ايالات متحده چيزي قريب به 854000 نفر با امتيازات ويژه امنيتي وارد اتاق‌هايي مي‌شوند كه همه مجهز به قفل‌هاي الكترومغناطيسي، شبكه‌اي از دوربين‌ها و ديوارهاي مستحكمي است كه آلات استراق سمع در آنها قابليت نفوذ ندارند




نموداری از شرکت های خصوصی امنیتی آمریکا


بنابرگزارش این دو، حداقل 20 درصد از سازمان‌هاي دولتي مامور به مبارزه با تروريسم پس از يازده سپتامبر ايجاد شده يا كلا تجديد ساختار شده‌اند. بسياري از سازمان‌هاي موجود هم با توجه به افزايش بودجه آنها در دوران بوش به شدت حجيم شدند چرا كه مسوولین امر نمي‌دانستند اين همه پول را چگونه خرج كنند؟به‌طور مثال، سازمان اطلاعات دفاعي پنتاگون در سال 2002 در حدود7500 كارمند داشت اما اكنون 16500 كارمند دارد. بودجه آژانس امنيت ملي آمريكا كه مبارزه با استراق سمع الكترونيك را برعهده دارد نيز 2 برابر شد. 35 نيروي مشترك ضد تروريستي "اف بي آي" به 106 نيرو افزايش يافت. تمام اين افزايش حجم درست بلافاصله پس از يازده سپتامبر آغاز شد

در اين کتاب تصريح شده است: 9 روز پس از حملات يازده سپتامبر كنگره آمريكا بودجه‌اي معادل 40 ميليارد دلار براي تقويت قواي دفاعي در خاك آمريكا و اجراي عمليات عليه القاعده در سراسر جهان بر بودجه نظامي آمريكا افزود. اين اضافه بودجه با 36.5 ميليارد دلار در سال 2002 و 44 ميليارد دلار در سال 2003 تكميل شد. اين تنها يك آغاز بودبا تزريق بي‌محاباي پول، آژانس‌هاي نظامي و اطلاعاتي چند برابر شدند. تنها تا پايان سال 2001 ميلادي 24 سازمان جديد بنياد نهاده شدند. دو سازمان از سازمان‌هاي ايجاد شده "اداره امنيت ميهني" و "نيروي پيگيري دارايي‌هاي خارجي گروه‌هاي تروريستي" بودند. در سال 2002 ميلادي 37 سازمان ديگر به مجموعه سازمان‌هاي موجود اضافه شدند كه اهداف اصلي آنها رديابي سلاح‌هاي كشتار جمعي، شناسايي اشكال جديد تهديد و تمركز جديد بر مبارزه با تروريسم بودسال بعد 36 سازمان ديگر به سازمان‌هاي موجود اضافه شدند، سال بعد 26 سازمان، سال بعدي 31 سازمان ديگر، سپس 32 سازمان ديگر و در سال‌هاي 2007، 2008 و 2009 هركدام 20 سازمان ديگر به مجموعه سازمان‌هاي موجود افزوده شدند.

در كل، حداقل 263 سازمان جديد پس از واقعه يازده سپتامبر به مجموعه سازمان‌هاي موجود افزوده شده است. بديهي است كه هر يك از اين سازمان‌ها به كاركنان جديد نياز خواهند داشت و اين كاركنان نيز به نوبه خود به امكاناتي همچون اپراتور تلفن، منشي، كتابخانه، محل كار و ... نياز خواهند داشتبا افزايش تعداد كاركنان، واحدهاي كاري و سازمان‌ها، خطوط افتراق ميان مسووليت‌ها شروع به كمرنگ‌شدن كردند. براي جبران اين امر طبق پيشنهاد كميسيون دوحزبي يازده سپتامبر كنگره آمريكا و دولت بوش در سال 2004 تصميم گرفتند كه سازمان جديدي را ايجاد كنند تا مسووليت كنترل و هماهنگي مسووليت‌ها را بر عهده داشته باشد. اين سازمان جديد "دفتر مديريت اطلاعات ملي" (ODNIنام گفت. وقتی كه ODNI در سال 2005 آغاز به كار كرد دفتري كوچك داشت با 11 كارمند. يك‌سال بعد، به يك ساختمان دوطبقه منتقل شد تا كمبود فضاي ناشي از افزايش پرسنل جبران شود. در آوريل 2008، همين سازمان نسبتا كوچك براي تامين فضا به دفتري بسيار بزرگ در ليبرتي كراسينگ منتقل شد و م‌اینک شاهد نفوذ و قدرت فوق‌العاده آن در جهان هستیم. گفتنی است مسوولیت بخش ایران در این سازمان برعهده دکتر جوئل برنر (Dr Joel Brenner) می‌باشد که عکسی نیز از او در دست نمی‌باشد.


حجم بالای اطلاعات، خود مشکلی مجزاست

البته با توجه به چنین سازمان‌های عریض و طویلی باید گفت این سازمان‌ها فقط سودآوری اطلاعاتی نداشته و این مقدار بالای اطلاعات گاها دردسرزا نیز می‌گردد. هر روز در سيستم اطلاعات و امنيت ملي آمريكا قريب به 1.7 ميليارد ايميل، تماس با تلفن همراه و ساير ارتباطات ذخيره مي‌شود. آژانس امنيت ملي آمريكا صاحب 70 پايگاه داده مختلف است. بقيه سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريكا هم با همين مشكل مواجه‌اند. آن‌قدر حجم اطلاعات بالاست كه هيچكدام قادر به تحليل آن نيستند.


شرایط ساختمان‌های سری اطلاعاتی

تقريبا نيمي از سازمان‌هايي كه پس از يازده سپتامبر تاسيس شده‌اند در واشنگتن و اطراف آن قرار دارند. بسياري از ساختمان‌هاي اين سازمان‌ها در محوطه‌هاي دولتي و پايگاه‌هاي نظامي قرار دارند. برخي نيز در مراكز تجاري، در همسايگي مدارس يا بازارها قرار داشته و مردم نيز توجهي به وجود آنها ندارند.

هر كدام از اين ساختمان‌ها حداقل يك اتاق SCIF دارداتاق SCIF اتاقي است با تجهيزات و ترتيبات امنيتي بسيار ويژه. برخي از اين اتاق‌ها كوچك است اما برخي از آنها چهار برابر يك زمين فوتبال وسعت دارد! SCIF به شاخص اهميت ساختمان‌ها در اين دنياي مخفي تبديل شده است. هرچقدر بزرگتر باشد معلوم مي‌شود كه اين ساختمان، ساختمان مهمتري است. البته SCIF تنها چيزي نيست كه داشتن آن براي اين سازمان‌هاي امنيتي ضروري است. دفاتر فرماندهي، شبكه تلويزيون داخلي، محافظين شخصي و ... نيز به الزامات امنيت ملي آمريكا تبديل شده‌انديك ژنرال سه ستاره آمريكايي مي‌گويد: هيچ ژنرال چهار ستاره‌اي در آمريكا پيدا نمي‌شود كه براي خود تجهيزات ويژه امنيتي نداشته باشد. ترس باعث شده است تا همه به فكر امنيت خود باشند. البته وقتي ديگري دارد پس من هم بايد از چنين تجهيزاتي برخوردار باشم


بزرگترین نهادهای امنیتی آمریکا عاجز از کشف و خنثی‌سازی ساده‌ترین تهدیدها

پاييز گذشته يك سرهنگ ارتش آمريكا به‌نام "نضال ملك حسن" در فورت‌هود تگزاس به روي عده‌اي آتش گشود و ضمن قتل 13 نفر، 30 نفر را مجروح كرد. چند روز پس از اين تيراندازي اخبار عجيبي از رفتارهاي تعجب‌برانگيز حسن در مركز درماني "والترريد" ارتش آمريكا منتشر شد كه توجه همگان را به خود جلب كرد. جالب است بدانيد كه اين سرهنگ ارتش آمريكا در مركز درماني مذكور به عنوان يك روانپزشك آموزش ديده بود! وي در اين مركز هشدار مي‌داد كه بايد به مسلمانان اجازه داده شود ارتش آمريكا را ترك كنند وگرنه حضور آنها براي آمريكايي‌ها خطراتي به بار خواهد آورد! نكته مهم ديگر اينكه حسن ايميل‌هايي نيز با يك روحاني مشهور بنيادگرا در يمن مبادله مي‌كرده استاين روحاني بنيادگرا مدتي است كه تحت تعقيب دستگاه‌هاي امنيتي آمريكا استاما جالب‌تر از همه اين است كه حتي يكي از اين ايميل‌ها نيز به دست سازمان‌هاي عريض و طويلي كه مسووليت عمليات ضداطلاعات در ارتش آمريكا را بر عهده داشتند نيفتاده بود! تنها 25 مايل آن‌طرف‌تر از والترريد، "ركن 902 اطلاعات نظامي آمريكا" قرار دارد كه ظاهرا كار مهمي در شناسايي تهديدها به عمل نمي‌آورده است وگرنه بايد اين تهديد را شناسايي مي‌كرد. به جاي آن، فرماندهي ركن 902 تصميم گرفته بود كه تمركز اين ركن را متوجه تهديدات عمومي تروريست‌ها در جامعه آمريكا كند، يعني مقوله‌اي كه "اداره امنيت ميهني" و "نيروي مشترك 106 اف بي آي" هم بدان اشتغال داشتنددرست مقارن با همين دوران در ركن 902 يك برنامه اطلاعاتي در حال پياده شدن بود كه فرماندهي اين ركن آن را "ريتا" مي‌خواند. هدف از اجراي برنامه ريتا شناسايي تهديدات بنيادگرايي اسلامي عليه ارتش آمريكا بود و تمركز آن بر حزب‌الله لبنان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران و مراكز پرورش دانشجوي القاعده در خاك آمريكا بود.

نضال ملک حسن


برخي از مقامات اطلاعاتي بر اين باورند كه محرمانه‌بودن بيش از حد عمليات اطلاعاتي علاوه بر دوباره كاري آسيب‌هاي ديگري هم به بار آورده استريشه اين مشكل در وزارت دفاع آمريكا به برخي پرونده‌هاي اطلاعاتي فوق‌سري بازمي‌گردد كه دسترسي به آنها محدود بوده و تنها برخي مقامات آموزش‌ديده اجازه دسترسي به آنها را دارنداين پرونده‌ها به "برنامه‌هاي دسترسي خاص" (SAP) معروفند. اسامي كد شده اين برنامه‌ها در پنتاگون بيش از 300 صفحه است. جامعه اطلاعاتي آمريكا صدها مورد بيش از اين برنامه‌ها را دارد و هريك از اين برنامه‌ها نيز به نوبه خود شامل چند زيربرنامه كه هر يك از زيربرنامه‌ها هم محدوديت‌هاي دسترسي ويژه خود را الزام مي‌كنند. اين بدان معناست كه عده بسيار كمي از افراد دقيقا مي‌دانند كه چه چيز در جريان است

نویسندگان این کتاب در ادامه توصیف وضعیت این بناها و این سیت این چنین اظهار می دارد: به اين ترتيب قابل پيش‌بيني است كه توسعه ساختمان‌ها و دفاتر اين سيستم اطلاعاتي در سراسر آمريكا ادامه خواهد يافت. از كاخ سفيد كه پنج مايل به سمت جنوب شرقي حركت كنيد مي‌بينيد كه اداره امنيت ميهني بار ديگر زمين را كنده است تا دفاتر فرماندهي مشترك خود با گارد ساحلي را بسازد. اين اداره كه تنها هفت سال از تاسيس آن مي‌گذرد براي خود سطوح دسترسي ويژه، بازوي تحقيقاتي ويژه، مركز فرماندهي ويژه و 230000كارمند دارد. اين سازمان به سومين سازمان بزرگ آمريكا بدل شده استبه زودي بر جاي يك بيمارستان رواني در خيابان "اليزابتس"، يك مجموعه ساختماني عظيم ديگر با هزينه 3.4 ميليارد دلار ساخته مي‌شود تا نشانه ديگري از سيستم اطلاعاتي سري آمريكا باشد. اين مجموعه جديد پس از پنتاگون بزرگترين مجموعه ساختماني دولتي خواهد بود و ابعاد آن چهار برابر ليبرتي كراسينگ پيش‌بيني مي‌شودطبق قوانين فدرال براي تضمين انجام شدن حساس‌ترين وظايف در كشور توسط افرادي كه بيش از هر چيزي به منافع ملي وفادار هستند، "وظايف اساساً دولتي " نبايد به پيمان‌كاران سپرده شود. اما بر اساس يك بررسي دوساله‌ اين روزنامه، اين وظايف همواره و در هر اداره‌ اطلاعاتي و ضدتروريستي به اين گونه شركت‌ها سپرده مي‌شود


پیمانکاران امنیتی در همه جا؛ 
حتی در میان کمک رسانان و مامورین کشته شده 11 سپتامبر

در ماه ژوئن، يك سنگ‌تراش از مانساس ستاره‌ ديگري در ديوار مرمري مقر سيا حك كرد؛ يك ستاره از 22 ستاره‌اي كه به ياد ماموران كشته شده در جنگ‌هاي پس از قضيه ‌11 سپتامبر حك شده بودهدف از اين يادبود، احترام همگاني به شجاعت آن‌هايي است كه هنگام اداي وظيفه جان سپردند اما در عين حال داستان عميق‌تري نيز در اين ميان وجود دارد: هشت نفر از 22 نفر كشته شده نه مامور سيا بلكه پيمان‌كاران خصوصي بودندطبق قوانين فدرال، براي تضمين انجام شدن حساس‌ترين وظايف در كشور توسط افرادي كه بيش از هر چيزي به منافع ملي وفادار هستند، "وظايف اساساً دولتي " نبايد به پيمان‌كاران سپرده شود.

از 854 هزار نفري كه كارهاي فوق فوق‏محرمانه انجام مي‌دهند، 256 هزار نفر پيمان‌كار هستند. براي نشان دادن وابستگي دولت به پيمان‌كاران هيچ نمونه‌ بهتري از سيا وجود ندارد. يعني تنها نهادي در دولت كه مي‌تواند كارهايي در خارج از كشور انجام دهد كه هيچ اداره‌ ديگر آمريكا نمي‌تواندپيمان‌كاران خصوصي همكار با سيا، در عراق به جاسوسي پرداخته‌اند، براي كسب اطلاعات در افغانستان رشوه داده‌اند و از روساي سيا در هنگام ديدار از پايتخت‌هاي كشورهاي مختلف دنيا محافظت كرده‌اند.


اذعان به فزونی این پیمانکاران و تصمیم اوباما مبنی بر کاهش این میزان

9سال بعد در دولت "اوباما "، ايده‌ ارزان‌تر بودن پيمان‌كاران رد شده و دولت تا حدودي به هدف خود براي كاهش افراد استخدام شده در اين رابطه نزديك شده و در طول دو سال 7 درصد از تعداد اين افراد كاسته شده است. اما همچنان حدود 30 درصد از نيروي كار در بخش اطلاعات آمريكا را پيمان‌كاران تشكيل مي‌دهند.

اين کتاب در ادامه به نقش اين نيروها در كارهاي امنيتي پرداخته مي‌نويسد: پيمان‌كاران نيروهاي دشمن را مي‌كشند. جاسوسي كشورهاي ديگر را كرده و شبكه‌هاي تروريستي را شنود مي‌كنند. آن‌ها به طراحي نقشه‌هاي جنگي كمك مي‌كنند. در مورد گروه‌هاي محلي در مناطق جنگي اطلاعات جمع مي‌كنند. در بين آنها تاريخ‌دان، معمار و تازه‌سربازان مخفي‌ترين نهادها وجود داردمامورين اين شركت‌ها مراكز خاص در واشنگتن را تحت نظارت دارند. آنها جزو مورد اعتماد‌ترين مشاوران ژنرال‌هاي چهارستاره‌ هستند كه جنگ‌ها را رهبري مي‌كننداشتهاي دولت براي پيمان‌كاران خصوصي به قدري زياد است كه در حال حاضر 300 شركت وجود دارند كه تخصصشان يافتن نامزدهايي معمولا با قيمت‌هايي حول و حوش 50 هزار دلار براي هر فرد است


گیتس مي‌گويد: "بايد اعتراف كنم كه نمي‌دانم چند پيمان‌كار براي وزارت دفاع كار مي‌كنند. "

 تخمين زده می شود كه 265 هزار پيمان‌كار براي انجام كارهاي فوق فوقمحرمانه توسط مسئولان بلندپايه‌ بخش‌هاي اطلاعاتي استخدام شده‌اندديتابيس "آمريكاي فوقمحرمانه " اين روزنامه شامل 1931 كمپاني است كه كارهاي فوق‏محرمانه انجام مي‌دهند. بيش از يك‌چهارم آنها (533 شركت) پس از 2001 تاسيس شدند و شركت‌هاي ديگر كه قبل از اين تاريخ وجود داشتند نيز تا حد زيادي گسترش پيدا كردند.

شركت‌هاي خصوصي چنان با حساس‌ترين فعاليت‌هاي دولت عجين شده‌اند كه ماموريت‌هاي اطلاعاتي و نظامي مهم متوقف شده يا به خطر مي‌افتد. براي نمونه: در اداره‌ امنيت ملي، تعداد پيمان‌كاران مساوي تعداد كارمندان فدرال استاين اداره با 318 كمپاني خدمات حياتي و پرسنل آن‌ها همكاري مي‌كند، از جمله 19 شركت كه به اين اداره براي استخدام پيمان‌كاران بيشتر كمك مي‌كنند.

آژانس امنيت ملي پيش از اين با شركت‌هاي كمي كار مي‌كرد اما اكنون اقلا با 484 شركت كار مي‌كند

تمامي 16 اداره‌ اطلاعاتي براي راه‌اندازي شبكه‌ كامپيوتري خود، برقراري ارتباط با شبكه‌هاي اداره‌هاي ديگر و كاويدن قطعات نامتجانس اطلاعات كه ممكن است نشان‌دهنده‌ يك برنامه‌ تروريستي باشد، به شركت‌هاي خصوصي نياز دارند. بيش از 400 كمپاني به طور اختصاصي در اين زمينه كار مي‌كنند و سيستم‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري طبقه‌بندي شده مي‌سازند

پيمان‌كاران 29 درصد نيروي كار اداره‌هاي اطلاعاتي را تشكيل مي‌دهند اما حدود 49 درصد بودجه‌ پرسنلي اين ادارات را به خود اختصاص مي‌دهند.

از بين 1931 كمپاني درگير در قراردادهاي فوق فوق محرمانه‌ كه توسط واشنگتن پست شناسايي شده‌اند، حدود 110 كمپاني 90 درصد كارهاي پيمان‌كاري دفاعي و اطلاعاتي دنيا را انجام مي‌دهند. 

ضریب نفوذ این پیمانکاران تا حدی است که گفته می شود نقض حقوق زندانيان در ابوغريب نیز تا حدودي توسط پيمان‌كاران انجام شده بود.



کمپانی امنیتی جنرال دینامیکز، تنها یک نمونه از میان دهها نمونه دیگر

جنرال ديناميكز نيز مانند رقباي خود اقدام به بلعيدن كمپاني‌هاي كوچكي كرد كه مي توانستند به اين كمپاني براي تسلط در فضاي جديد اطلاعاتي كمك كننداين كمپاني در بين سال‌هاي 2001 و 2010 ميلادي، يازده شركت كوچك متخصص در ماهواره‌ها، اطلاعات سيگنال‌ها، نظارت، شناسايي، يكپارچه‌سازي فناوري‌ها و عكاسي را خريداري كردجنرال ديناميكز در يازده سپتامبر سال 2001 با نه سازمان اطلاعاتي كار مي‌كرد. حالا اين كمپاني با تمام 16 سازمان اطلاعاتي آمريكا همكاري مي‌كندكاركنان اين كمپاني در تالارهاي آژانس امنيت ملي و اداره‌ امنيت داخلي آمريكا حضور دارند. اين كمپاني صدها ميليون دلار براي برپايي و اداره كردن اداره‌هاي جديد اداره‌ امنيت داخلي از جمله مركز ملي عمليات، اداره‌ اطلاعات و تحليل و نيز اداره‌ امنيت در سال 2003 دريافت كرد. كارمندان اين شركت همه كار انجام مي‌دهند، از تصميم‌گيري در مورد بررسي يك تهديد تا پاسخ دادن به تلفن‌هانتايج مالي جنرال ديناميكز منعكس‌كننده‌ چرخش موفقيت‌آميز اين كمپاني استهم‌چنين نشان مي‌دهد كه دولت آمريكا -بزرگ‌ترين مشتري اين كمپاني تا به حال چقدر بيشتر از هزينه‌ واقعي كارها به اين شركت پول داده استاين كمپاني در سال 2009 به سود 31.9 ميليارد دلاري رسيده بود در حالي كه سود اين كمپاني در سال 2000 ميلادي تنها 10.4 ميليارد دلار بود. در اين مدت نيروي كار اين كمپاني بيش از دو برابر شده و از 43300 نفر به 91700 نفر افزايش پيدا كرده استسود بخش اطلاعات و ارتباطات جنرال ديناميكز كه اغلب كارهاي فوق فوق محرمانه‌ اين كمپاني در آن‌جا انجام مي‌شود، از 2.4 ميليارد دلار در سال 2000 به 19 ميليارد دلار در سه‌چهارم دوم ماه 2009 رسيده است كه اين ميزان 34درصد سود كلي اين كمپاني در سال گذشته را تشكيل مي‌دهد.

اين كمپاني حتي عمليات اطلاعاتي خاصي مانند راضي كردن خارجي‌ها براي يكي كردن ديدگاه‌هايشان در راستاي منافع آمريكا را نيز انجام مي‌دهد

جنرال ديناميكز در سپتامبر 2009 برنده‌ يك قرارداد 10 ميليون دلاري با واحدهاي عملياتي روان‌شناسي فرماندهي عملياتي ويژه‌ آمريكا شد تا وب‌سايت‌هايي براي تاثير گذاشتن روي ديدگاه خارجي‌ها در مورد سياست‌هاي آمريكا ايجاد كند. اين كمپاني براي انجام اين كار نويسندگان، ويرايش‌گران و طراحاني استخدام كرد تا سايت‌هاي خبري ويژه‌ در پنج قاره‌ دنيا ايجاد كنند. اين سايت‌ها مانند سايت‌هاي خبري معمولي هستند و نام‌هايي مانند SETimes.com: سايت اخبار و ديدگاه‌هاي اروپاي جنوب شرقي دارند. اولين نشانه‌اي كه در مورد منشا نظامي اين وب‌‌سايت‌ها وجود دارد، كلمه‌ "عدم مسئوليت در قبال محتواي سايت" در پايين صفحه است. با كليك كردن روي اين عبارت در مي‌يابيد كه "تايمز اروپاي جنوب شرقي" وب‌سايتي متعلق به فرماندهي اروپاي ايالات متحده است.


حدومرز خفا و پنهان کاری در این کمپانی ها

نویسندگان کتاب در ادامه برای نشان دادن میزان سری بودن این کمپانی ها چنین می نویسند: ساختمان اداري خاكستري رنگ جديد در واقع يك نوع هتل است كه تاجرها و صاحبان حرفه‌ها مي‌توانند در آن اتاق‌هاي ضد شنود كرايه كنندحتي اتاقك بين دو ساختمان يك طبقه يك اتاقك معمولي نيست. اين اتاقك كه توسط سيلندرهاي بتني احاطه شده، محل دسترسي به يك كابل دولتي است. اين كابل با عنوان TS/SCI يا "اطلاعات فوق محرمانه و اطلاعات طبقه‌بندي شده حساسشناخته مي‌شود؛ يعني افراد كمي اجازه دارند بدانند كه چه اطلاعاتي از طريق اين كابل رد و بدل مي‌شودهمه‌ اين مكان‌هاي ذكر شده در بيرون واشنگتن قرار دارند – در جايي كه پايتخت جغرافياي ديگري از آمريكا محسوب مي‌شود – و محل تمركز سازمان‌هاي دولتي محرمانه و كمپاني‌هايي است كه براي اين سازمان‌ها كار مي‌كنندمجموعه "فورت ميده" (Fort Meade) يكي از بزرگ‌ترين مجموعه‌هاي مشابه در سراسر ايالات متحده است كه مراكز عصبي فعاليت‌هاي محرمانه‌ آمريكا و 854 هزار نفر كارمند آن هستند.

در مجموعه‌هاي "آمريكاي فوق محرمانه" يك پرچم كمپاني متصل به يك كارت ديجيتال هوشمند، تنها سرنخ براي شناسايي مكان كار است.

برخي از بخش‌هاي اين مجموعه، اين كمپاني‌ها تمام يك محوطه را اشغال كرده‌اند. در برخي ديگر، اين كمپاني‌ها پارك‌هاي تجاري به طول چندين مايل دارند كه از طريق جاده‌اي خصوصي به محوطه‌ NSA متصل مي‌شوند و در اطراف آن علايم هشداردهنده ديده مي‌شودبزرگ‌ترين پارك، پارك‌ "تجاري ملي" (National Business Park) است؛ متشكل از 285 هكتار از برج‌هاي شيشه‌اي بزرگ و مستطيل شكل. ساكنين اين ساختمان‌ها پيمان‌كارها هستند و در مكان‌هاي عمومي‌تر به عمد حضور خود را كمرنگ‌تر نشان مي‌دهند. اما در پارك تجارت ملي، جايي كه تنها پيمان‌كارها به آن جا مي‌روند، علامت‌هاي تجاري بزرگ آن‌ها به وضوح ديده مي‌شودشركت‌هايي مانند: "بوز آلن هاميلتون"، "مخابرات ال-3"، "سي‌اس‌سي"، "نورثروپ گرومن"، "جنرال ديناميكز" و "سي‌اي‌آي‌سي." بيش از 250 كمپاني - حدود 13 درصد كمپاني‌هاي آمريكاي محرمانه- در مجموعه‌ فورت ميده حضور دارند. برخي از اين شركت‌ها در اين مجموعه چندين اداره دارند، مانند "نورثروپ گرومن" كه 19 اداره و "اس‌اي‌آي‌سي" كه 11 اداره دارند. در كل 681 مكان در مجموعه‌ فورت ميده براي انجام كارهاي تجاري محرمانه وجود دارددر اين مجموعه كارمنداني حضور دارند كه بايد از قوانين سخت پيروي كنندآن‌ها دائما تست دروغ‌سنجي مي‌دهند، فرم‌هاي تعهد به عدم انتشار اطلاعات امضا مي‌كنند و گزارش‌هاي حجيم در مورد سفرهاي خارجي‌ خود ارايه مي‌دهند.

بهترین امکانات در اختیار نوابغ و کارمندان این کمپانی ها

پريست و آركين در بخش ديگري از کتاب خود به نقش پيمانكارهاي خصوصي اشاره كرده‌اند و مي‌نويسند: با گسترش آمريكاي فوق محرمانه، دولت به پيمانكارهايي با صلاحيت امنيتي وابسته شده است، اين كارمندها در رياضي خبره هستند. NSA براي انجام وظايفش از بيشترين تعداد رياضي‌دانان در بين سازمان‌هاي دنيا استفاده مي‌كند. اين سازمان هم‌چنين از زبان‌شناسان و كارشناسان تكنولوژي و نيز رمزنگاران بهره مي‌برد. بسياري از آن‌ها ISTJ خطاب مي‌شوند (درونگراي حساس، متفكر و منتقد)، ويژگي‌هاي شخصيتي كه در تست شخصيتي مايرز - بريگز وجود دارد و ويژگي غالب در فورت ميده به شمار مي‌رود. "كن اولمان"، مدير بخش "هوارد"، يكي از شش بخش در محدوده جغرافيايي تحت نفوذ NSA مي‌گويد: "برخي از كارمندان اين آژانس از باهوش‌ترين افراد روي زمين هستند. آن‌ها به دنبال آموزش خوب و كيفيت زندگي بالا هستند."مدرسه‌ها البته جز بهترين مدرسه‌ها هستند و برخي نيز وارد دوره‌هاي آموزشي مي‌شوند كه در آن‌ها به افراد جوان حتي ده ساله آموزش داده مي‌شود كه چه سبك زندگي براي كسب صلاحيت امنيتي لازم است و چه نوع رفتاري براي چنين مشاغلي مناسب نيستبيرون از يكي از مدرسه‌ها اتوبوس زرد مدرسه در كنار ساختماني پارك شده است كه متعلق به اتحاد "پنج چشم" است - بخش اطلاعاتي مشترك پنج كشور آمريكا، انگليس، كانادا، استراليا و نيوزلند در مورد دنيا.


اسامی 18 سازمان دولتي و 37 شرکت خصوصي و پیمانکاری که نویسندگان نام شان را برده اند به شرح زیر می باشند: 

• سازمان‌هاي دولتي:

1) فرماندهي نيروهاي آمريکايي در آفريقا، که مرکزيت آن در اشتوتگارت- مورينگن قرار داشته و با 2 مرکز عملياتي (دفتر) داراي 19 پيمانکار خصوصي است؛

2) نيروي هوايي ايالات متحده آمريکا با مرکزيت آرلينگتون، 99 دفتر و 392 پيمانکار؛

3) اطلاعات نيروي هوايي آمريکا، با مرکزيت آرلينگتون، 113 دفتر و 153 پيمانکار،

4) اطلاعات ارتش آمريکا با مرکزيت فورت بلوير، 93 دفتر و 120 پيمانکار،

5) فرماندهي مرکزي نيروهاي نظامي آمريکا با مرکزيت تامپا، 6 دفتر و 64 پيمانکار،

6) آژانس اطلاعات مرکزي آمريکا با مرکزيت مک‌لين، 36 دفتر و 114 پيمانکار،

7) آژانس‌هاي دفاعي ايالات متحده با مرکزيت آرلينگتون، 78 دفتر و 332 پيمانکار،

8) آژانس اطلاعات دفاعي آمريکا با مرکزيت آرلينگتون، 22 دفتر و 317 پيمانکار،

9) فرماندهي نيروهاي نظامي آمريکا در اروپا با مرکزيت اشتوتگارت – وايهينگن با 2 دفتر و 11 پيمانکار،

10) ستاد مشترک نيروهاي مسلح با مرکزيت آرلينگتون، 6 دفتر و 45 پيمانکار،

11) نيروهاي خنثي‌سازي مواد منفجره با مرکزيت آرلينگتون، 4 دفتر و 68 پيمانکار،

12) فرماندهي شمال نيروهاي مسلح آمريکا با مرکزيت کلورادو اسپرينگز، 13 دفتر و 56 پيمانکار،

13) آژانس امنيت ملي با مرکزيت اف.تي.ميد، 19 دفتر و 484 پيمانکار،

14) فرماندهي نيروهاي آمريکايي در اقيانوس اطلس، با مرکزيت کمپ اچ. ام. اسميت، 6 دفتر و 27 پيمانکار،

15) فرماندهي عمليات ويژه با مرکزيت تامپا، 12 دفتر و 125 پيمانکار،

16) فرماندهي جنوب نيروهاي مسلح آمريکا، با مرکزيت ميامي، 9 دفتر و 29 پيمانکار،

17) وزارت خارجه ايالات متحده با مرکزيت واشنگتن دي سي، 9 دفتر و 146 پيمانکار،

18) فرماندهي راهبردي نيروهاي مسلح آمريکا با مرکزيت اوهاما، 14 دفتر و 99 پيمانکار.


• شرکت‌هاي پيمانکار خصوصي:

1) شرکت سيستم‌هاي قرن بيست و يکم، واقع در اوماها در ايالت نبراسکا، تاسيس شده به سال 1996، داراي 101 تا 500 نفر پرسنل و درآمد سالانه کمتر از 100 ميليون دلار، صاحب سه دفتر و پيمانکار 5 سازمان دولتي؛

2) شرکت راهکارهاي پيشرفته سي4، واقع در تامپا در ايالت فلوريدا، تاسيس شده به سال 2002، داراي 101 تا 500 پرسنل و درآمد سالانه کمتر از 100 ميليون دلار، 12 دفتر و پيمانکار 5 سازمان دولتي؛

3) شرکت مديريت جهاني "آل سورس"، واقع در سيراويستا در ايالت آريزونا، تاسيس شده در سال 2005 که تعداد پرسنل و درآمد آن همچون دو مورد فوق بوده، داراي 5 دفتر و پيمانکار 5 سازمان دولتي است؛

4) شرکت "آرشيمدز گلوبال"، واقع در تامپا در ايالت فلوريدا که در سال 2005 تاسيس شده و تعداد پرسنل و درآمد سالانه آن در اين گزارش نيامده است. اين شرکت تنها يک دفتر داشته و پيمانکار 5 سازمان دولتي است؛

5) شرکت سيستم‌هاي "بي اي اي"، واقع در راکويل در ايالت مريلند، تاسيس شده به سال 1948، داراي بيش از 10000 پرسنل و بين 10 تا 50 ميليارد دلار درآمد سالانه، 64 دفتر کاري و پيمانکار 22 سازمان دولتي؛

6) شرکت فن‌آوري‌هاي بلک‌برد، واقع در هرندن در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده به سال 1997، داراي بين 101 تا 500 پرسنل، درآمد نامشخص، 11 دفتر و 10 کارفرماي دولتي؛

7) شرکت بين‌المللي کالهون، واقع در تامپا در ايالت فلوريدا، تاسيس شده به سال 2005، داراي کمتر از 25 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، 6 دفتر کاري و 6 کارفرماي دولتي؛

8) شرکت سلستار، واقع در تامپا در ايالت فلوريدا، تاسيس شده به سال 2001، داراي بين 26 تا 100 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، 4 دفتر کاري و 4 کارفرماي دولتي؛

9) شرکت فن‌آوري‌هاي همگرا، واقع در بالتيمور در ايالت مريلند، تاسيس شده به سال 1997، داراي کمتر از 25 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، 4 دفتر و 4 کارفرماي دولتي؛

10) شرکت کيوبيک، واقع در سان‌ديگو در ايالت کاليفرنيا، تاسيس شده به سال 1949، داراي بين 5000 تا 10000 پرسنل، 70 ميليون تا يک ميليارد درآمد سالانه، 6 دفتر کاري و 12 کارفرماي دولتي؛

11) گروه سيبريکس، واقع در تامپا در ايالت فلوريدا، تاسيس شده به سال 2002، داراي کمتر از 25 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد ماهانه، يک دفتر کاري و 2 کارفرماي دولتي؛

12) شرکت مشاوره ديليجنت، واقع در سن‌آنتونيو در ايالت تگزاس، تاسيس شده به سال 2001، داراي بين 26 تا 100 پرسنل و کمتر از 100 ميليون دلار درآمد، يک دفتر و 3 کارفرماي دولتي؛

13) شرکت داينتيکس، واقع در هانتسويل در ايالت آلاباما، تاسيس شده به سال 1974، داراي 501 تا 2000 پرسنل و بين 100 تا 750 ميليون دلار درآمد سالانه، 7 دفتر و 10 کارفرماي دولتي؛

14) شرکت خدمات اسپيال، واقع در پنلاس‌پارک در ايالت فلوريدا، تاسيس شده به سال 2003، داراي بين 26 تا 100 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، 4 دفتر و 7 کارفرماي دولتي؛

15) شرکت فولکرا ورلدوايد، واقع در آرلينگتون در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده به سال 2004، داراي پرسنل و درآمد همچون ريف 14، يک دفتر کاري و 7 کارفرماي دولتي؛

16) شرکت گيتس، واقع در آلکساندريا در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده به سال 1997، داراي 101 تا 500 پرسنل، داراي کمتر از 100 ميليون دلار درآمد، يک دفتر و يک کارفرماي دولتي؛

17) شرکت جنرال ديناميکس، واقع در فالز چرچ در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده به سال 1952، داراي بيش از 10000 پرسنل، بين 10 تا 50 ميليارد دلار درآمد، 100 دفتر کاري و 32 کارفرماي دولتي؛

18) شرکت آي‌بيست، واقع در فوتهيل رنچ در ايالت کاليفرنيا، تاسيس شده به سال 1986، داراي بين 100 تا 500 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار، 7 دفتر کاري و 6 کارفرماي دولتي؛

19) شرکت اينو، واقع در سن‌آنتونيو در ايالت تگزاس، تاسيس شده به سال 2003، داراي 26 تا 100 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد، 2 دفتر کاري و 4 کارفرماي دولتي؛

20) شرکت راهکارهاي مرکزي آي او، واقع در سن‌آنتونيو در ايالت تگزاس، تاسيس شده به سال 2002، داراي کمتر از 25 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد، يک دفتر کاري و 3 کارفرماي دولتي؛

21) شرکت آي‌تي‌تي، واقع در مک‌لين در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده در سال 1995، داراي بين 501 تا 2000 پرسنل و بين يک‌ميليارد تا 10 ميليارد دلار درآمد، 52 دفتر کاري و 17 کارفرماي دولتي؛

22) شرکت مديريت جي‌بي، واقع در الکساندريا در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده به سال 1990، داراي 101 تا 500 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد، 6 دفتر کاري و 9 کارفرماي دولتي؛

23) شرکت ارتباطات ال3، واقع در شهر نيويورک، تاسيس شده به سال 1997، داراي بيش از 10000 پرسنل، درآمد سالانه بين 10 تا 50 ميليارد دلار، 96 دفتر کاري و 29 کارفرماي دولتي؛

24) شرکت صنايع لئوني، واقع در پسيفيک پاليسيدز در ايالت کاليفرنيا، تاسيس شده به سال 2001، داراي بين 26 تا 100 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، 4 دفتر کاري و 8 کارفرماي دولتي؛

25) شرکت بين‌المللي منتک، واقع در فيرفاکس در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده به سال 1968، بين 5000 تا 10000 پرسنل، يک تا 10 ميليارد دلار درآمد سالانه، 81 دفتر و 28 کارفرماي دولتي؛

26) شرکت مک نيل، واقع در اسپرينگ‌فيلد در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده به سال 1985، بين 501 تا 2000 پرسنل، 100 تا 750 ميليون دلار درآمد ساليانه، 13 دفتر کاري و 11 کارفرماي دولتي؛

27) شرکت خدمات مريتک، واقع در سن‌آنتونيو در ايالت تگزاس، تاسيس شده به سال 2002، داراي بين 26 تا 100 کارمند، کمتر از 100 ميليون دلار دلار درآمد سالانه، 2 دفتر کاري و 3 کارفرماي دولتي؛

28) شرکت نورتروپ گرامن، واقع در لس آنجلس در ايالت کاليفرنيا، تاسيس شده در سال 1939، داراي بيش از 10000 پرسنل و بين 10 تا 50 ميليارد دلار درآمد ساليانه، 98 دفتر کاري و 27 کارفرماي دولتي؛

29) شرکت سيستم‌هاي امگا، واقع در فونيکس در ايالت آريزونا، تاسيس شده در سال 1998، داراي کمتر از 25 پرسنل، کمتر از 100 ميليرون دلار درآمد، 3 دفتر و 4 کارفرماي دولتي؛

30) شرکت اس4، واقع در بورلينگتون در ايالت ماساچوست، تاسيس شده به سال 1996، داراي بين 101 تا 500 پرسنل، درآمد نامشخص، 10 دفتر و 12 کارفرماي دولتي؛

31) شرکت سيلوربک7، واقع در وودبريج در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده در سال 2005، داراي کمتر از 25 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد، 7 دفتر کاري و 7 کارفرماي دولتي؛

32) شرکت خدمات مهندسي نرم‌افزار، واقع در بلويو در ايالت نبراسکا، تاسيس شده در سال 1991، داراي 26 تا 100 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد، 3 دفتر کاري و 4 کارفرماي دولتي؛

33) شرکت بين‌المللي اس‌او‌اس، واقع در رستون در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده در سال 1989، داراي بين 501 تا 2000 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، دفتر و 6 کارفرماي دولتي؛

34) شرکت اس آر سي، واقع در سراکاز شمالي در ايالت نيويورک، تاسيس شده در سال 1957، داراي بين 501 تا 2000 پرسنل، بين 100 تا 750 ميليون دلار درآمد، 21 دفتر کاري و 10 کارفرماي دولتي؛

35) شرکت سينتراس، واقع در هرندن در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده در سال 1999، داراي 501 تا 2000 پرسنل و کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، 2 دفتر کاري و 15 کارفرماي دولتي؛

36) گروه تحليل، واقع در فالزچرچ در ايالت ويرجينيا، تاسيس شده در سال 2001، داراي 101 تا 500 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، 6 دفتر کاري و 7 کارفرماي دولتي؛

37) شرکت وايکين، واقع در تامپا در ايالت فلوريدا، تاسيس شده در سال 2006، داراي 26 تا 100 پرسنل، کمتر از 100 ميليون دلار درآمد سالانه، 7 دفتر کاري و 8 کارفرماي دولتي


آیا واقعا سیستم اطلاعاتی آمریکا کند، ناکارآمد است؟

در پایان جا دارد این احتمال را نیز مطرح نمود که این کتاب بخشی از همان درز عامدانه اطلاعات از سیستم آمریکا برای در دسترس قرار دادن اطلاعات گمراه کننده برای تغذیه افکار عمومی جهانین است. شاید این طور بتوان تحلیل نمود که وسعت فعالیت این کمپانی ها به قدری است که روزی فراخواهد رسید که آمریکا دیگر قادر به پوشش دادن و مخفی نگاه دادن آن نگردد. بنابراین مصلحت آن است که خود، در مورد آنچه که روزی گریبانمان را خواهد گرفت "آنطور که دوست داریم" اطلاع رسانی نماییم تا ابتکار عمل این موضوع همیشه در دست خودمان باقی بماند. موید این تحلیل طرز نگارش این کتاب است. 

در این کتاب، نگارندگان تلاش کرده اند سیستم آمریکا را سیستمی حجیم، کند و ناتوان نشان دهند اما به یک نکته - حداقل در مورد این کمپانی ها و حجم بالای اطلاعات تولیدی شان -  نمی پردازند؛ آن نکته اینکه: سیستمی که سازوکار جمع آوری اطلاعاتی با این درجه وسعت از سراسر جهان را فراهم می کند، یقینا پیش از هر کاری فکری برای "تحلیل داده های" به دست آمده می نماید. بسیار غیر منطقی است اگر فکر کنیم یک سیستم و یا یک حکومت تنها به فکر تسهیل جمع آوری اطلاعات باشد و همزمان، به تسهیل تحلیل آن داده ها نیاندیشد. به همین دلیل باید قدری به گفتمان این کتاب با دیده تردید نگریست و آنچه را که هرگز نباید از نظر دور داشت اطلاعات خامی است که در لابلای سطور آن خبر از عمق فاجعه می دهند. 

تصویر زیر خود تاحدی می تواند گویای میزان ساده انگاشتن مخاطبان از سوی درزدهندگان این اطلاعات باشد. همانطور که در تصویر نیز می توان مشاهده نمود ساده ترین و ابتدایی ترین سیستم ها نیز به جمع آوری صرف اطلاعات بسنده نکرده و از همان ابتدای جمع آوری داده های خام برنامه ای برای پردازششان در سر می پرورند. حال حکومت عریض و طویلی چون آمریکا با آن ذهنیت بیگانه هراس زمامدارانش بسیار بسیار بعید به نظر می رسد که پیشاپیش فکری برای "تحلیل" و "آنتولوژی" آن اطلاعات خام بدست آمده از طرق مختلف نکرده باشند ....



آمریکایی‌ها در حمایت از ایران به خیابان آمدند+ عکس

به گزارش سایت اوباما، تظاهرات جنبش ضدسرمایه‌داری معترضین آمریکایی در حمایت از ایران و با شعار نه جنگ، نه تحریم، نه دخالت در امور داخلی ایران و نه ترور در ایران، ساعتی پیش ساعت 2 بامداد به وقت ایران، در نیویورک به اتمام رسید.

در این تظاهرات که از میدان تایمز نیویورک آغاز شد، صدها نفر از معترضین به نظام سرمایه‌داری در کنار برخی از هموطنان ایرانی مقیم امریکا شرکت داشتند. 


در این تظاهرات، مردم شرکت کننده شعارهایی مانند نه به جنگ علیه ایران(No War On Iran)، صلح و عدالت در خاورمیانه نیست آمریکا بیرون برو(No Peace No Justice, U.S. go out Middle east )  و برای سود بیشتر و استفاده از منابع نفتی به ایران حمله نکنید(No War on Iran for oil and huge profit) سر می دادند. 


تصویر شهید احمدی روشن و فرزندش در دستان معترضین آمریکایی
علاوه بر این، معترضین آمریکایی تصاویری از شهید احمدی روشن و فرزند خردسال او همراه داشتند و آنگونه که از پخش زنده این تظاهرات بر روی اینترنت مشخص بود، یکی از ایرانیان مقیم آمریکا با اشاره به این تصویر بیان می‌کرد که آمریکا برای جلوگیری از برنامه هسته‌ای ایران، دانشمندان این کشور را ترور می‌کند.

تصویر شهید احمدی روشن در دست معترضین آمریکایی
در طول این مراسم، جمعیت شرکت‌کننده در این تظاهرات، با نواختن طبل، یک صدا شعار "نه به جنگ علیه ایران" سر می‌دادند.

در بخش دیگری از این مراسم برخی از معترضین بر بالای یک بلندی می‌رفتند و نظر خود را درباره چرایی عدم جنگ علیه ایران ابراز می‌کردند و بقیه حضار نیز مانند آنچه که در پارک زاکوتی برای انتقال حرف‌های خود به سایرین انجام می‌دادند، جملات او را تکرار می‌کردند. 

یکی از معترضین آمریکایی در بخشی از سخنان خود بیان می‌کرد که در حقیقت امریکا جنگ خود را علیه ایران آغاز کرده و تحریم و ترور در واقع خود نوعی جنگ است و وقتی ما می گوییم جنگ علیه ایران نه یعنی مخالف همه اینها هستیم. 

در جریان این راهپیمایی هزاران نفری، براساس گفته فردی که به صورت زنده این اعتراضات را بر روی اینترنت پخش می‌کرد، یک گروه 50 نفره با پلاکاردهای سبز در تظاهرات حضور یافته بودند و شعارهایی متفاوت با شعارهای معترضین آمریکایی سر می‌دادند. اما هنگامی که یکی از افراد این گروه تلاش می‌کرد اظهارات گروه خود را به این اعتراضات منتسب کند، با شعارهای پی در پی نه به جنگ علیه ایران مواجه و از سوی معترضین آمریکایی، مجبور به پایین آمدن از تریبون شد. 

این گروه 50 نفره، گرچه عنوان می‌کردند که طرفدار جنبش سبز هستند اما براساس اظهارات ایرانیان مقیم آمریکا که این چهره‌ها را کمابیش می‌شناختند، احتمال این را که این افراد از گروه‌های منافقین و سلطنت‌طلبان بوده باشند، را بیشتر دانستند.

به هرحال، با وجود برخی حرکت‌ها از سوی جریان‌های اپوزیسیون، با هوشیاری اعضای جنبش 99 درصد، این تظاهرات به آرامی برگزار شد و نیروهای پلیس هیچگونه دخالتی در این تظاهرات نداشتند.

در بخش دیگری از این تظاهرات، سارا فلاندرز از فعالین آمریکایی و رئیس گروه اینترنشنال اکشن سنتر که مسئولیت برگزاری تظاهرات 4 فوریه در حمایت از ایران را برعهده دارد، با اشاره به سلاح‌های هسته‌ای اسرائیل و نیز جنگ‌های بی‌نتیجه آمریکا در افغانستان و عراق اعلام کرد که همه مردم شرکت‌کننده در این تظاهرات در واشنگتن، نیویورک، لس آنجلس، میشیگان و حتی شهرهای کوچک آمریکا، با هرگونه جنگ و تحریم و ترور و دخالت در امور داخلی ایران مخالفند. 

سارا فلاندرز از فعالین آمریکایی حامی جمهوری اسلامی و برگزارکنندگان تظاهرات 4 فوریه
معترض دیگری نیز به این نکته اشاره کرد که دولت اوباما جنایات جنگی در خاورمیانه انجام می‌دهد. وی با طرح این پرسش که چه کسانی بمب اتمی درست می‌کنند؟ افزود: مگر نه این است که دولت آمریکا هزاران بمب اتمی در اختیار دارد و بوسیله همین بمب‌ها تعداد زیادی از شهروندان بی‌گناه ژاپنی را در یک روز به کام مرگ کشاند؟ این امریکا است که دانشمندان ایرانی را ترور می‌کند و کشتی‌های جنگی خود را به خلیج فارس می‌فرستد و اطراف ایران نیروهای نظامی خود را پیاده می‌کند. در واقع ایران تهدیدی برای امریکا نیست. 

این معترض آمریکایی در ادامه با اشاره به سخنان هیلاری کلینتون که گفته بود تحریم‌ها علیه مردم ایران نیست، این سوال را از شرکت‌کنندگان در این تظاهرات پرسید که آیا این ادعای هیلاری کلینتون درست است؟ و مردم یکصدا جواب منفی دادند. 
وی در پایان سخنانش از مردم امریکا خواست تا اجازه جنگی دیگر را به دولت آمریکا ندهند.

شهروند آمریکایی دیگری نیز فریاد می‌زد که مردم ایران، افغانستان، فلسطین و سایر مردم جهان دشمنان ما نیستند، دشمنان اصلی ما در وال استریت هستند، دشمنان اصلی ما در اطراف ما هستند. رسانه ها و آنهایی که سودهای هنگفت را برای خود سازماندهی می کنند دشمن اصلی ما هستند.

از فعالین ایرانی مقیم آمریکا

در ادامه، یکی از فعالین ایرانی مقیم آمریکا، با اشاره به حضور کمرنگ اپوزیسیون‌های ایرانی در این تظاهرات، برای شرکت‌کنندگان عنوان می‌کرد که این‌ها افرادی هستند که از دولت عربستان و آمریکا پول گرفته‌اند تا بیرون بیایند و در این راهپیمایی شرکت کنند. این‌ها مخالف انقلاب مردم ایران در سال 1979 هستند و به دروغ خود را علیه جنگ در ایران معرفی می‌کنند. آن‌ها افرادی هستند که در آپارتمان‌های میلیونی در شمال تهران می‌نشینند و طرفدار واقعی عدالت نیستند.

این گزارش حاکی است که به رغم برگزاری این تظاهرات از سوی گروه‌های حامی جمهوری اسلامی ایران از جمله اینترنشنال اکشن سنتر و انسر کوئالیشن، و با وجود استفاده این گروه از شعار نه به تحریم، ترور، جنگ و دخالت در امور داخلی ایران، برخی گروه‌های اپوزیسیون تلاش کردند با تغییر این شعارها به نه به دیکتاتوری، تظاهرات 4 فوریه در حمایت از ایران را به نفع خود مصادره نمایند اما تعداد این افراد، حتی در نیویورک که به عنوان هدف اصلی اپوزیسیون تعیین شده بود، به حدی نبود که امکان ابراز وجود را به این گروه بدهد و تلاش آن‌ها، با اعتراض و هیاهوی معترضین آمریکایی ناکام ماند.

تظاهرات حمایت از ایران در واشنگتن دی سی


تظاهرات حمایت از ایران در واشنگتن دی سی

تظاهرات حمایت از ایران در دیگر شهرهای آمریکا

آقای رفسنجانی این عکس ها را ببینند!

 رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر عظمت انقلاب اسلامی ایران، ابراز امیدواری کرد برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی این ایام توسط دستگاه‌های تبلیغی در خور و شأن و بزرگی آن باشد و از انجام برنامه‌های کم‌محتوا و سخیف مانند بی‌سلیقگی در استفاده از ماکت‌های مقوایی که بعضاً می‌تواند مورد اعتراض مردم فهیم و سوءاستفاده دشمنان انقلاب نیز قرار گیرد، خودداری شود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌های همگانی به ویژه رسانه ملی وظیفه ملی و تاریخی سنگینی در جلوگیری از تحریف تاریخ انقلاب و معرفی درست و واقعی دستاوردهای انقلاب اسلامی دارند و انتظار می‌رود برنامه‌ریزی‌های مناسب و در خور شأن مناسب‌تری برای این ایام تدارک دیده شود.

بنده که در این موضوع کاملا با آقای هاشمی هم نظر هستم، توجه ایشان را به دو عکس زیر جلب می کنم. این عکس ها که خیلی اتفاقی در فایل های قدیمی کامپیوترم یافتمشان، ظاهرا مربوط به بازدید ۵-۶ سال پیش ایشان از مدرسه رفاه است! :

هاشمی رفسنجانی + امام مقوایی

هاشمی رفسنجانی + امام مقوایی

اقتدار ناخدای کشتی انقلاب


رهبر

نماز جمعه این هفته تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای برگزار شد. اجتماع این هفته مردم در نماز دشمن شکنِ جمعه از شکوه زایدالوصفی برخوردار بود. آنچه چشم هر بیننده ای را به خود خیره می نمود صلابت، اقتدار و استواری رهبر فرزانه انقلاب و همچنین همدلی و اتحاد مردم نمازگزار بود.

 شاید بیش از هر زمان بیانات ایشان با هیجانات و احساسات پاک مردم مواجه می شد و تکبیرهای یکپارچه امّت، به ناظران و تحلیل گران این نکته را گوشزد می کرد که تک تک فرمایشات رهبری، مورد تأیید آنان، بلکه حرف دلشان است.

فارغ از محتوای این سخنان، که حاوی نکات بسیار مهم و تعیین کننده ای بود، بیان و گفتار رهبر انقلاب چنان آرامشی را به ملت القاء نمود که اثرات آن به خوبی در میان دوستداران انقلاب مشهود و روشن می باشد.

رهبری انقلاب در این خطبه ها علاوه بر آسیب شناسی انقلاب و بیان نقاط قوّت نظام، نگاهی به نهضتهای اسلامی منطقه داشتند و در آن به تحلیلی جامع و دقیق پرداختند که طی آن تکلیف را برای بسیاری روشن ساختند.

آنچه بیش از هر چیز در این همایش عظیم به چشم می آمد، صراحت و بی پردگی رهبر فرزانه انقلاب بود. خطاب ایشان به مستکبران و مستبدان عالم آن هم با آن صراحت لهجه از جنبه های ممتاز این بیانات ارزشمند بود.

آنگاه که خطاب به حاکمان سفّاک و خون ریز بحرین عبارت «حاکمان جزیره ی بحرین» را عنوان می کنند و می فرمایند:

" دخالت جمهوری اسلامی در قضایای بحرین یک دروغ است. چرا که اگر دخالتی وجود داشت، وضع جور دیگری می شد" نشان از عمق تأثیر پیام انقلاب و همچنین نقش بی بدیل مقام معظم رهبری در معادلات جهانی و قیامهای مردمی منطقه دارد. به دوست و دشمن می نمایاند که ملت‌های منطقه گوش به فرمان و مطیع رهبر انقلاب اسلامی هستند.

تأکید ایشان بر نقش نظام در مقابله با رژیم غاصب صهیونیستی در همه عرصه ها به خصوص جنگ 33 روزه لبنان و نبرد 22 روزه غزه و پشتیبانی همیشگی و متداوم از ملتها در مقابل رژیم صهیونیستی بی شک لرزه بر اندام سست و آسیب پذیر جبهه  استکبار و صهیونیسم می اندازد.

آنچه را که بیش از پیش، باید مدنظر قرار داد استفاده و اغتنام از نسیم دل نوازی است که در روزهای بهاری انقلاب و در فصل بهار اسلامی از جانب ناخدای کشتی انقلاب به وزش درآمده است و مراقبت از دستاورد این سخنان پرصلابت می باشد.

تأکید ایشان بر نقش نظام در مقابله با رژیم غاصب صهیونیستی در همه ی عرصه ها به خصوص جنگ 33 روزه لبنان و نبرد 22 روزه غزه و پشتیبانی همیشگی و متداوم از ملتها در مقابل رژیم صهیونیستی بی شک لرزه بر اندام سست و آسیب پذیر جبهه ی استکبار و صهیونیسم می اندازد.

مردم نقش خود را به خوبی می دانند و بدان به بهترین شکل عمل می کنند. اما مسؤولین کشور اعم از اجرائی، تقنینی، قضایی و حتی نظامی و انتظامی می باید با سعه صدر و همدلی بیش از پیش خود را به کرانه های آرامش نزدیک نمایند و از هزینه های گزاف ناشی از حذف و هَدم یکدیگر بکاهند و با تعهد و مسؤولیت پذیری هر چه تمام تر از وارد ساختن جراحات و آسیبها بر پیکره ی نظام بپرهیزند.رهبر فرزانه مان همچون همیشه مسوولین را از تفرقه و دو دستگی پرهیز دادند وخاطر نشان کردند: مسئولان و خدمتگزاران مردم در دولت، مجلس و قوه قضاییه نباید تقصیرها را به گردن یکدیگر بیاندازند زیرا وظایف رهبری، قوا و دستگاهها در قانون اساسی مشخص شده است و هر یک از مسئولان باید بر اساس وظایف قانونی خود، مسئولیت پذیر باشند. حتی اگر اشکالی متوجه رهبری نیز بود، رهبری باید متواضعانه آن اشکال را قبول و سعی کند، آن را برطرف نماید.

نظام اسلامی مادامیکه بر ارزشهای دینی خود تکیه بزند از گزند هرگونه آسیب مصون خواهد ماند.

اما به محض فاصله گرفتن از احکام الهی و به مجرّد نفوذ وسوسه های شیطانی اعم از دنیا طلبی، تحجّر، تکبّر و خودبزرگ بینی، شاهد افول و خدشه در ارکان انقلاب خواهیم بود.

این انقلاب نتیجه خون شهدا و حاصل خون دل دلسوزان آن است. برای بقاء و دوام آن باید به فرهنگ انقلاب ملتزم و وفادار ماند تا از هر گونه گزندی ایمنی یابد.

علیرضا مهدوی

آیا هارپ سلاح جدید آمریکا در جنگ های آینده است؟ + تصاویر

از هارپ (HAARP) چه می دانیم؟ آیا این تکنولوژی مخوف واقعیت دارد؟ دستکاری در آب و هوا تا چه میزان ممکن است؟ آیا هارپ سلاح جدید آمریکا در جنگ های غافلگیرانه آتی است؟ برای راز گشایی از این سوالات با ما همراه شوید....


انستيتو تحقيقات استراتژيك كالج جنگ ارتش آمريكا داراي نشريه‌اي داخلي با نام"انقلاب در امور نظامي" است. به عنوان مقدمه‌اي بر اين گزارش بخشي از يكي از مقالات اين نشريه بسنده خواهد بود:

"چيزهايي كه براي ما اهميت دارند به مرور زمان تغيير مي‌كنند و تكنولوژي با پيشرفت خود به افق‌هاي جديدي مي‌رسد. در زمان جنگ سرد، تسليحات و پروژه‌هاي رواني، مراحل ابتدايي خود را مي‌گذراندند. اما در زمان كنوني كه علوم الكترونيك و بيوالكترونيك را در دسترس داريم، لازم خواهد بود در قراردادهاي اخلاقي و حد و حدود ذهني خود كه از به كارگيري تكنولوژي‌هاي به بازي گيرنده روح و روان دشمن ممانعت مي‌كند؛ تجديد نظر كنيم.

در صورت فراهم شدن اين بازنگري، شركت هاي خصوصي و نيمه خصوصي را تشويق خواهيم كرد كه به بهره‌ برداري و توسعه تكنولوژي‌هاي متناسب با اين اهداف بپردازند. در نتيجه خواهيم توانست با به كارگيري انواع تسليحات جديد مانند ميكروبي، رواني و ساير تكنولوژي‌هاي پيشرفته وارد عمل شده و به اهداف خود برسيم."


هارپ سلاحي براي بي ثبات كردن كشورها

"هارپ" به صورت يك فرستنده امواج الكترومغناطيسي عمل مي‌كند كه هدف آن تاثير گذاري بر آسمان و الكترون هاي آزاد لايه يونوسفر است. اين سيستم، الكترون‌هاي اين لايه را در ارتفاع تقريبا 275 كيلومتري به جنبش وامي‌دارد. در حالت عادي اين لايه داراي دمايي معادل 1400 درجه سانتيگراد است كه در اثر اين تحريك انرژي فراواني در آن به وجود آمده و در نتيجه دما تا 20درصد افزايش مي‌يابد و اين ناحيه به حالت انبساطي در مي‌آيد.


تاثير گذاري بر آسمان و الكترون هاي آزاد لايه يونوسفر


"زبيگنيو برژينسکي"، مشاور "جيمي کارتر" رئيس جمهوري سابق آمريكا و مشاور کنوني "اوباما" معتقد است كه "هارپ" سلاحي براي بي‌ثبات کردن کشورهايي است كه با واشنگتن اتحاد و همسويي ندارند. به گفته او "با استفاده از تکنولوژي‌هاي جديد و روش هايي كه اين تكنولوژي‌ها در اختيار کشورهاي بزرگ قرار مي‌دهند؛ اين كشورها مي‌توانند حتي بدون آنکه نيروهاي امنيتي خود را در جريان قرار دهند جنگ‌هايي سريع و غافلگيرکننده به راه بياندازند."



برژينسکي اضافه مي کند: "اكنون تكنولوژي‌هايي در اختيار ماست که به کمک آنها مي‌توانيم تغييراتي در آب وهوا ايجاد كرده و شرايطي مانند خشکسالي و طوفان به وجود آوريم كه اين امر مي تواند توانايي هاي دشمنان احتمالي ما را تضعيف كرده و آنها را به پذيرش شرايط ما مجبور كند


ممنوعيت تحقيقات نظامي در فضا

بر اساس مصوبات سازمان ملل متحد استفاده از تسليحات الكترو مغناطيسی و نيز استفاده از فضا براي انجام هرگونه تحقيقات و عمليات نظامي ممنوع مي باشد، اما دولت‌هاي خودكامه اي مانند دولت آمريكا همانگونه كه بسياري قطعنامه هاي ديگر سازمان ملل و شوراي امنيت را نقض مي كنند؛ در اين زمينه نيز تعهدي نداشته و در نهان فعاليت هاي گسترده اي انجام مي‌دهند. هارپ را مي‌توان يكي از ده‌ها پروژه مخفي و مخرب دانست كه از طرف سياستمداران آمریکایی حمايت شده و روز به روز به گسترش فعاليت‌ها و نيز توان تخريبي آن افزوده مي‌شود.


حفره معروف به حفره هارپ كه گاهي در آسمان نقاط مختلف ديده مي شود.


شدت حوادث كنوني با طبيعت ناهمخوان است

بشر در طول هزاران سال با حوادث و بلایای طبیعی بسياري دست به گريبان بوده است و همواره اين حوادث را جزئي طبيعي از رندگي خود بر روي كره زمين دانسته است. اما در دهه های اخیر اتفاقاتي روي داده که با حافظه تاريخي او در مورد طبيعي بودن این حوادث ناسازگار است. بدون شك، فجايع طبيعي در هر دوراني همراه با خساراتي بوده است. اما، آنچه كه امروز اتفاق مي افتد نسبت به گذشته شدت بي سابقه اي دارد.

اين درحالي است كه بي نظمي هاي بزرگ جوي و حوادثي مانند سيل، توفان، زلزله و فعاليت‌هاي آتشفشاني همگي عموماً به تأثيرات گازهاي گلخانه اي ربط داده مي شود. ذوب شدن يخ‌هاي قطبي و دوره هاي گرمايي و سرمايي كاملا بي سابقه و شديد در نقاط مختلف زمين نيز به پديده گرم شدن كره زميناحاله مي گردد. اما به اعتقاد برخي از متخصصين و حتي سياستمداران ردپاي تکنولوژی های پیشرفته در تولید و هدايت اين حوادث با اهداف سياسي و استعماري كاملا معلوم بوده و نشانه‌هاي فراواني از دخالت‌هاي بشري در آن ديده مي شود.


اتفاقات عجيب

اتفاقات عجيب فراواني در سال هاي اخير روي داده است كه به باور دانشمندان غير از دخالت يك عامل الكترومغناطيسي هدايت شونده چيز ديگري نمي‌تواند مسبب آنها باشد. براي مثال خشک سالی‌هاي بزرگ، آتش فشان‌ها، زلزله‌ها و سونامي‌هاي ويرانگر سال‌هاي اخير، وقوع سيل ها و توفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان و طوفان گانو در عمان، مرگ عجیب هزاران ماهي ساردین در سواحل شيلي، سقوط جنازه های سوخته کلاغ ها از آسمان سوئد، مرگ صدها هزار ماهی در آرکانزاس، بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز مرده در لوئیزانا و کنتاکی، مرگ دسته جمعي میلیون‌ها ماهي در خلیج "چزاپیک" آمریکا، مرگ صدها تن ماهی در سواحل برزیل و ده ها هزار خرچنگ در انگلیس، مرگ ماهي ها و  دلفين هاي سوخته خليج فارس، مرگ دسته جمعي نهنگ‌ها در استراليا هيچ كدام حالت طبيعي نداشته و احتمال مي‌رود در اثر آزمايش‌ها و حمله هايي در اثر امواج هدايت شونده روي داده باشند.


مرگ دسته جمعي هزاران ماهي در سواحل شيليدلفين هاي سوخته خليج فارس


جنازه های سوخته کلاغ ها در سوئدمرگ دسته جمعي دلفين ها


بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز 


منشا مشكوك اين حوادث

در اين ميان اما گزارش هاي مفصلي منتشر مي شود كه منشا اين اتفاقات را طبيعي ندانسته و در نتيجه دخالت هدفمند سيستم‌ها و تكنولوژي هاي پيشرفته اي مانند "هارپ" مي دانند. تكنولو‍ژي هايي كه به استناد گفته‌هاي برژينسكي، مشاور اوباما، مي توانند توانايي‌هاي ملت‌هايي را كه آمريكا دشمن خود مي‌داند تضعيف كرده و آنها را به پذيرش سياست‌هاي توسعه طلبانه آمريكايي مجبور كند.

نيروي تزريقي به يونوسفر توسط هارپ، نوسانات موجي فراواني در اين لايه ايجاد مي‌كند به طوريكه امواجي با طول موج هاي خاص و فركانس هاي پايين كه بازه‌اي از 40 هرتز تا يك هزارم هرتز را شامل مي‌شود؛ به وجود مي‌آيند. اين فركانس‌هاي پايين داراي برد عميقي تا هزاران كيلومتر بوده و قادرند بر روي زمين به اهداف وسيعي از بدن انسان گرفته تا اعماق درياها نفوذ كنند.

اين پروژه تا كنون مورد توجه افراد فراواني بوده و اقدامات افشاگرانه‌ي نيز انجام شده است. از جمله مي توان به دكترنيك بگيش" يكي از دو مولف كتاب "فرشتگان اين هارپ را نمي نوازند" اشاره كرد كه در 1997 طي مقاله اي در روزنامه واشنگتن پست اشاره مي كند كه 40 درصد بودجه تجهيزات نيروي هوايي آمريكا مربوط به پروژه هاي مخفي است. اين نويسنده مدعي شد كه اين پروژه ها تا جايي امنيتي هستند كه حتي كنگره آمريكا نيز از ابعاد و زواياي كامل آن بي خبر است. در اين كتاب به زواياي پنهان هارپ به عنوان يك اسلحه پرداخته شده است.



دكتر بگيش هارپ را يك سلاح معرفي مي كند  


نگراني هاي بين المللي

در اين ميان هارپ نگراني برخي از سياست‌ مداران و كارشناسان تسليحاتي كشورهاي ديگر را نيز باعث شده است. براي مثال نمايندگان پارلمان اروپا در اين مورد تحقيقاتي را آغاز كرده‌ و يك كارشناس انرژي به نام"گراتان هيلي" را براي مشاورت در اين مورد به كار گرفته‌اند. هيلي هم اكنون درحال جمع آوري اسناد و مداركي است تا به كمك آنها بتواند راهي براي افشا و درنتيجه خاتمه دادن به اين طرح پيدا كند. "مگوا هالووت" كه رئيس گروه سبزهاي پارلمان اروپاست، مسئوليت پيگيري اين پرونده را به عهده دارد. او در حال پيگيري درخواست سبزها براي وادار ساختن پارلمان اروپا به اعمال فشار بر ناتو است تا از دولت آمريكا در مورد هارپ توضيح بخواهد. به نظر هالووت اين نوع تسليحات علاوه بر پيامدهاي خطرناك زيست محيطي، آزادي هاي فردي و دموكراسي را نيز به خطر مي‌اندازد.


هارپ يك سلاح است

از نظر تاريخي " هارپ " پروژه اي است كه در ۱۹۹۳ در ظاهر جهت بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر جو زمين با استفاده از امواج رادیویی شروع به كار كرد. اما تاريخ شروع تحقيقات بر روي امواج براي بررسي امكان استفاده از آنها به عنوان سلاح‌هاي مرگبار به دهه هاي قبل برمي‌گردد. 

به بياني مي‌توان گفت كه سيستم هارپ، نتيجه تلاش‌ها و پژوهش‌هاي حداقل پنجاه ساله ارتش آمريكاست كه كاركرد آن تنها محدود به بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر نبوده و قادر است براي شناسايي پايگاه هاي مخفي اعماق زمين را جستجو كند، تمامي ارتباطات رادیویی و موجي را متوقف سازد، بر رفتارها و حالت رواني انسان‌ها تأثير بگذارد، جريانات جوي را تغيير دهد، با متمركز ساختن امواج بر روي اهداف هواييمانند هواپيماها و دسته‌هاي بزرگ پرندگان آن‌ها در آسمان بسوزاند و برشته کند، لرزش‌هاي شديدي در لايه‌هاي مختلف كره زمين ايجاد كرده و زلزله توليد كند و يا انفجارهايي به قدرت بمب‌هاي هسته‌اي ايجاد كند.


امواج هارپ بر حالت رواني افراد تاثير منفي دارد

با اين توصيف مي‌توان هارپ را يك اسلحه عظيم نوين دانست كه هزینه های آن به طور مشترك از طرفنیروی هوایی و دریایی ارتش آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا تامين مي‌شود. در واقع "هارپ" يك سلاح تمام عيار آب و هوايي است که با ارسال يک انرژي عظيم به لايه فوقاني اتمسفر، مولکول هاي تشكيل دهنده آن را به جنبش درآورده و به بازتاب قوي انرژي حاصل از اين جنبش وادار مي‌كند كه اين انرژي پس از هدايت شدن توسط سيستم هارپ مي تواند اختلالات گسترده‌اي مانند خشکسالي، بارش برف و باران، سرماي شديد، سونامي، توفان، زلزله و... در نقطه معيني از كره زمين به وجود آورد.

هارپ شامل ده ها برج آنتن آلومنیومی بر روی زمیني به مساحت 23 هزار متر مربع در آلاسکا ‌است كه امواج مافوق کوتاه تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند. هريك از اين آنتن ها به فرستنده اي به قدرت يك ميليون وات متصل است. قدرت نهايي اين آنتن‌ها با توسعه بيشتر به يك ميليارد وات افزايش يافت كه از 360 آنتن به دست مي‌آيد. فرستنده ها توسط 6 توربين به قدرت هريك 3600 اسب بخار تغذيه مي شوند و به ازاي هر روز 95 تن مازوت مصرف مي‌كنند.


آنتن هاي هارپ


احتمال بزرگنمايي هدف دار 

اما نگاه ديگري نيز وجود دارد كه تمامي گفته‌ها در مورد هارپ را يك بزرگنمايي و پروپاگانداي تبليغاتي از طرف خود آمريكا مي‌داند و معتقد است كه نه هارپ و نه هيچ تكنولوژي بشري ديگري حداقل با توجه به محدوديت هاي دانش كنوني نمي‌تواند چنين قدرتي داشته باشد و كارهايي با اين وسعت انجام دهد. ديدگاه مذكور اين تبليغات را در راستاي ترساندن ديگر ملت ها از آمريكا و به انقياد و انفعال كشيدن آنها دانسته و باوري به كارايي هارپ در ايجاد خشكسالي، زلزله، توفان و ديگر اتفاقاتي كه به طور مثال ذكر شد ندارد.

براي مثال دكتر ناصر حافظي مقدس، زمين شناس، مهندس زلزله شناسي و استاد دانشگاه در گفتگو با كيهان درباره پديده هارپ مي گويد: "پروژه مطالعاتي هارپ درخصوص مطالعه اصول فيزيكي كنترل كننده يونوسفر است كه علاوه بر آمريكا چند كشور ديگر نيز در آن مشاركت دارند. هدف اصلي اين پروژه بهبود ارتباطات راديويي بوده است اگرچه ارتش آمريكا در اين پروژه بدنبال كنترل و نظارت بر ارتباطات راديويي مي باشد.

دكتر حافظي مقدس مي‌افزايد: "مطرح شده كه آمريكا در ادامه پروژه جنگ ستارگان بدنبال نوعي سلاح الكترومغناطيسي جديد است كه با فشرده سازي بخشي از يونسفر و انعكاس آن امواج الكترومغناطيسي با فركانس بالا كه قدرت حرارتي زياد دارند را به مناطق مورد نظر در سطح كره زمين وارد كند. اين مطلب فرضيه هايي است كه مشخص نيست قابليت اجرايي داشته باشد." اين مهندس زلزله شناسي به ارتباط هارپ و زلزله اشاره مي كند و مي گويد: "منشأ شايعاتي كه درخصوص ارتباط زلزله با پروژه هارپ وجود دارد شايد از اين طريق مي باشد كه زلزله هاي بزرگ همراه با تغييرات وسيع در اتمسفر بالاي منطقه كانوني مي باشند و اغتشاشاتي را در كره يونسفر ايجاد مي كنند. تلاش هايي جهت استفاده از اين پديده براي پيش بيني زلزله نيز در حال انجام است. اما اينكه با هدايت امواج الكترومغناطيس بتوان در يك منطقه زلزله ايجاد نمود توجيه علمي ندارد.
 
 


دكتر محمدعلي رحماني نيا، زمين شناس، كارشناس زلزله شناسي و استاد دانشگاه نيز در تحليل موضوع هارپ مي گويد: "در وهله اول بايد اشاره كنم كه "هارپ" پروژه اي است توسط چند كشور جهان از جمله آمريكا، روسيه، ژاپن، كانادا و... دنبال مي شود و هدف آنها نيز شناخت لايه آيونوسفر و مطالعه آن است و در واقع پروژه هارپ فقط مختص آمريكا يا يك كشور خاصي نيست، از طرفي هم ارتش آمريكا در بخش نيروهاي دريايي و هوايي پروژه اي را درباره جنگ ستارگان دنبال مي كنند و هدفشان اين است كه بتوانند امواج الكترومغناطيسي را بر روي زمين برگردانند، كه اگر بتوانند اين كار را انجام دهند خواهند توانست حرارت زيادي را در نقطه اي از زمين ايجاد كنند."

دكتر رحماني نيا در ادامه تصريح كرد: "اگر زلزله طبيعي اتفاق بيافتد در لايه يونوسفر اختلالاتي ايجاد مي‌شود و از اين اختلالات ايجاد شده در واقع مي‌توان وقوع برخي زلزله ها را پيش بيني كرد، از همين موضوع آمريكاييان بحث هارپ را پيش كشيده اند و در واقع با اين اقدام مي خواهند اذهان عمومي مردم جهان را فريب داده و به نفع خود از آن بهره برداري كنند."


با توجه به سابقه نظام آمريكا در سوءاستفاده‌هاي گسترده و غير انساني از علوم و دانش‌هاي گوناگون بايد گفت كه به نظر مي‌رسد "هارپ" كه به معناي ساز "چنگ" است؛ اين بار توسط جانيان آمريكايي درسمفوني به ويراني كشيدن كره زمين و تهديد زيستن انسان در آن نواخته مي‌شود.




 
 تجلي يازدهم 
 طرحي از سيماي امام حسن عسكري عليه السلام 
 شهادت امام حسن عسكري عليه السلام و توطئه هاي بي ثمر 
 مبارزات امام حسن عسكري عليه السلام 
 معجزات و كرامات امام حسن عسكري عليه السلام 
 امام حسن عسكري عليه السلام از نگاه استاد مطهري (ره) 
 امام حسن عسكري عليه السلام و رابطه تشكيلاتي با شيعيان 
 امام حسن عسكري عليه السلام و تحكيم مرجعيت 
 پرتوي از خورشيد سامرا 
 معرفي فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسكري عليه السلام 
 كتابشناسي امام حسن عسكري عليه السلام 
 زيارت امام حسن عسكري عليه السلام 
 خورشيد بي غروب 
 سخنان درربار 
 سوگ سروده ها 
 آواي غم (مرثيه سرايي) 
 زيارات (صوتي) 
 نماهنگ "غريب سامره" (ويژه شهادت) 
 فيلم (ويژه تخريب حرمين شريفين) 
 در مكتب خوبان (سخنراني) 
 كتابخانه امام حسن عسكري عليه السلام 
 نرم افزار عترت يازدهم 
 ويژه نامه هاي گذشته 
 تصاوير ويژه 
 Screensaver 

گلشيفته، دختري كه نشان داد اپوزيسيون لخت است

همه‌ي اقدامات مثلا مبارزه‌جويانه‌ي اپوزسيون، خلاصه شده يا به فحش و بد و بيراه گفتن به انقلاب اسلامي و مسئولين آن، يا شركت در سمينارها و كنفرانس‌هاي ضد ايراني و ضد اسلامي و براي يكديگر كف و هورا كشيدن، يا برداشتن روسري از سر و برهنه و لخت شدن، و يا منتظر...

احتمالا همه‌ي شما ماجراي آن پادشاه جاه‌طلب اما ساده و خياط فقير اما زيرك را شنيده‌ايد. خياط با اين بهانه كه براي اعلي‌حضرت لباسي خواهم دوخت كه تا به حال كسي مانند آن را نديده باشد، ‌حسابي سر پادشاه را كلاه گذاشت و دستمزد خوبي به جيب زد. بعد هم گفت پارچه‌ي اين لباس آن‌قدر لطيف و نازك است كه با چشم قابل ديدن نيست و پادشاه بيچاره را مُجاب كرد تا براي نشان دادن لباس جديدش به مردم، لخت و عور ميان مردم برود. 

پادشاه ساده‌لوح هم كه غرق در سرور و غرور بود به ميان مردم رفت و به جمعيتي كه از تعجب، هاج و واج به او خيره شده بودند نگاه مي‌كرد و تصور مي‌كرد كه حتما همه‌ي مردم دارند به لباس او غبطه مي‌خورند. در نهايت پسر بچه‌اي كه بي خبر از عالم بود با ديدن پادشاه لخت، زد زير خنده و فرياد ‌زد: پادشاه لخت است... پادشاه لباسي نپوشيده... پادشاه لخت است...

حكايت آن پادشاه بيچاره و پسركي كه لخت بودن او را فرياد زد، چيزي شبيه حكايت اين روزهاي اپوزيسيون و دختركي چون گلشيفته فراهاني است. اگر چه گلشيفته اولين كسي نبود كه دست به عملي اين چنين وقيح زد اما او بار ديگر با عمل اخير خودش به همه‌ي جهان ثابت كرد كه اپوزيسيون ايران لخت است. برهنگي گلشيفته در حقيقت لباس از بدن و بدنه‌ي اپوزيسيون خارج‌نشين در آورد و نشان داد كه اپوزيسيون‌ بيش از آن‌كه فكرش را مي‌كرديم لخت و عور است.



برهنه شدن گلشيفته ثابت كرد كه منتهي آمال همه‌ي آن‌هايي كه در خارج از ايران به سر برده و پز اپوزيسيون و قمپزيسيون و مبارزه عليه جمهوري اسلامي سر مي‌دهند چيزي جز ابتذال و حرف مفت زدن و رويگرداني از هويت خود نيست. اگر قبول نداريد نگاهي كنيد به عملكرد اپوزيسيون و ضد انقلاب در طول اين سه دهه از عمر انقلاب. واقعا چه كار مفيدي تا به حال از اين جماعت ديده‌ايد؟ چه اقدام در خور تحسيني اين جماعت انجام داده‌اند؟

همه‌ي اقدامات مثلا مبارزه‌جويانه‌ي اپوزسيون، خلاصه شده يا به فحش و بد و بيراه گفتن به انقلاب اسلامي و مسئولين آن، يا شركت در سمينارها و كنفرانس‌هاي ضد ايراني و ضد اسلامي و براي يكديگر كف و هورا كشيدن، يا برداشتن روسري از سر و برهنه و لخت شدن، و يا منتظر فرصتي نشستن تا شخصي داخل ايران حرفي بزند و فورا بخشي از آن را تقطيع كرده و در جهت منافع خود استفاده كنند. خيلي كه هنر كردند فتنه‌ي 78 و 88 را طراحي كردند كه آن هم باز بر ضرر خودشان تمام شد. جز اين آيا كاري ديگري از آن‌ها سراغ داريد؟!

اپوزيسيون ايران بيش از آن‌چه تصورش را مي‌كنيد بيچاره و مفلس و سر در گم است. نه تاكتيك و استراتژي مشخصي دارد و نه نيرو مادي و معنوي كافي. البته يك استراتژي ثابت دارد. و آن ‌هم اين‌كه: «هر تصميمي كه جمهوري اسلامي گرفت، شما عكس آن تصميم صحبت كنيد». اگر جمهوري اسلامي گفت الان روز است - و واقعا هم روز بود- بگوييد جمهوري اسلامي اشتباه مي‌كند، الان شب است. باور كنيد همه‌ي استراتژي اپوزيسيون همين است. «مخالفت با جمهوري اسلامي به هر قيمتي». حتي به قيمت زير پا گذاشتن اصول پوشالي خود. في‌المثل نگاه كنيد به اعمال و اظهار نظرهاي اين پيرزنك فرتوت مثلا حقوق بشري، شيرين عبادي. جايزه‌ي «صلح» نوبل را گرفته (حالا بماند كه چرا و چگونه) و بعد از «تحريم» و «حمله‌ي نظامي» عليه ايران حمايت مي‌كند. جايزه‌ي صلح كجا و حمله‌ي نظامي كجا؟ اصلا با هم جور در مي‌آيند؟!

مابقي اپوزيسيون هم بايّ نحو كان. و اين البته يكي از وجوه مظلوميت انقلاب اسلامي است كه از نعمت داشتن مخالفاني قَدَر و قدرتمند هم محروم است. آخر مخالف و حريف قدرتمند داشتن، خود عامل پيشرفت و تعالي بيشتر است. چرا كه با انتقادات و مخالفت‌هاي علمي و منطقي خود موجب تحرك و سعي و تلاش بيشتر و مضاعف مي‌شود. اما متأسفانه انقلاب اسلامي از اين هم محروم است. اپوزيسيون انقلاب اسلامي را «لخت»‌ها تشكيل مي‌دهند. 

آري، گلشيفته لخت شد چون اپوزيسيون لخت بود. چون اپوزيسيون هدف ديگري ندارد جز برهنه شدن. برهنگي بدني، برهنگي فرهنگي، برهنگي سياسي و برهنگي فكري- عقلاني. و برهنگي پيامدي ندارد جز مأيوس شدن و نااميدي و سر در گمي. بنابراين اگر تا چند وقت ديگر شنيديد فلان شخص اپوزيسيون دست به خودكشي زد هم اصلا تعجب نكنيد. كه اپوزيسيون آن زماني خودكشي كرد كه به هويت خود پشت كرد و به خارج پناهنده شد.  

بیداری اسلامی نتیجه تلاش امام خمینی و امام خامنه‌ای است

انقلاب اسلامی در 30 سال گذشته و آغاز آن، موجب شد که موجی در جهان اسلام ایجاد شود، و تاثیرات خود را در طول این 30 سال به جای گذاشت و ما بیداری اسلامی فعلی را نتیجه تلاش امام راحل و امام خامنه ای می دانیم که موجب یک حرکت در میان جوانان کشورهای اسلامی شدند. کافی است که به فرمایشات امام خمینی و امام خامنه ای رجوع کرد تا دید که...


نخستین همایش بین‌المللی "جوانان و بیداری اسلامی" روز گذشته در مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد برگزار شد. در این اجلاس 1129 نفر از کشورهای مختلف اسلامی و غیر اسلامی (اقلیت های اسلامی) و همچنین 170 نفر از فعالان دانشگاهی و حوزوی ایرانی حضور به عمل رساندند.  با حضور در این اجلاس با بسیاری از نمایندگان کشورهای شرکت کننده به گفت و گو نشسته است.


نقش محوری جمهوری اسلامی و به خصوص انقلاب اسلامی در 3 دهه گذشته را چگونه ارزیابی می کنید؟

انقلاب اسلامی در 30 سال گذشته و آغاز آن، موجب شد که موجی در جهان اسلام ایجاد شود، و تاثیرات خود را در طول این 30 سال به جای گذاشت و ما بیداری اسلامی فعلی را نتیجه تلاش امام راحل و امام خامنه ای می دانیم که موجب یک حرکت در میان جوانان کشورهای اسلامی شدند.

 بسیاری از غربی ها، جمهوری اسلامی را به شیعه گری و تلاش در جهت تحقق حقوق شیعه می دانند، پاسخ شما به این اتهام ناروا چیست؟

کافی است که به فرمایشات امام خمینی و امام خامنه ای رجوع کرد تا دید که هدف جمهوری اسلامی بحث شیعه گرایی نیست بلکه بحث از اسلام گرایی است. با تحقق پروژه اسلامی است که در جهان اسلام، قوت و مودت و همکاری و هم سویی ایجاد می شود.

بولتن نیوز: به نظر شما مهم ترین آسیبی که بیداری اسلامی را در تمام جغرافیای آن تهدید می کند چیست؟ اختلاف بین شیعه و سنی و یا فقدان رهبری واحد؟

آسیب های متعددی بیداری اسلامی را تهدید می کند اما خطرناک ترین آن دور زدن بیداری اسلامی توسط کشورهای استکباری است و اینکه بدین وسیله حرکت های بیداری اسلامی را محدود نمایند و در این راستا ترفندهای متعددی دارند که یکی از این ترفندها به وجود آوردن فتنه قوم گرایی و طائفه گرایی است.

 به نظر شما امام خامنه ای به خوبی توانستند جای امام راحل را پر کنند؟

الحمدلله ایشان با فرمایشات عمیق و رهبری حکیمانه خود توانستند رهبری و هدایت متمایزی در جمهوری اسلامی و جهان اسلام داشته باشتند. ایشان نظراتی ژرف و عمیق و طرح هایی مهمی را برای جمهوری اسلامی و جهان اسلام عرضه داشته اند.

منبع : بولتن نيوز


مشخص شدن عامل قتل سلمان رشدی

مشخص شدن عامل قتل سلمان رشدی


این گروه پس از انجام مطالعات در محل وقوع حادثه به این نتیجه رسید که اجرای این جنایت در محلی باز و قابل دیدبانی از همه سمت ها که در مرکز شهر واقع شده و محل حرکت انبوه مردم و اتومبیل ها می باشد، نشانگر آن است که نیروهای پشت پرده این سؤقصد به عدم مجازات خود مطمئن بوده اند. از این رو نسبت به دست داشتن نیروهای خارجی در این جنایت که بسیار ناشیانه.....

بولتن نیوز ـ سرویس بین الملل: در حالی رسانه های آذربایجان، ایران را به قتل یک نویسنده مرتد متهم می کردند که یک گروه تحقیقاتی مرگ وی را بر اثر سفارش سیاسی مقامات آذربایجانی می دانند.

«رافق ناظر اوغلو تقی‌زاده» مشهور به «رافق تقی لی» نویسنده آذربایجانی بود که به دلیل انتشار مطالبی اهانت آمیز به ساحت مقدس پیامبر اعظم به سلمان رشدی آذربایجان معروف شده بود،28 آبان ماه از سوی افراد ناشناسی با چاقو مورد حمله قرار گرفت. پس از انتقال وی به بیمارستان دولت باکو زمینه مصاحبه ای را با وی ترتیب داد تا رافق تقی ایران را در این سوء قصد متهم کند. این مصاحبه در شرایطی صورت گرفت که وضعیت جسمانی این نویسنده مرتد مطلوب بود ولی به طور ناگهانی روز دوم آذرماه اعلام شد که وی بر اثر شدت خونریزی جانش را از دست داد.

مرگ مشکوک این نویسنده و شارلاتانیزم رسانه های آذربایجانی در این ماجرا باعث نشد تا عده ای از کشف حقایق این ماجرا چشم پوشی کنند.برهمین اساس گروه «خبرنگاری واکنش پیشگیرنده» تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند و به تازگی نتایج آن را منتشر کردند.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه روسی زبان"زرکالو"،این گروه مرکب از "عین اله فتح اله اف" سرپرست گروه،" الچین صادق اف" وکیل قضایی، "ادراک عباس اف" خبرنگار و نماینده «انستیتوی آزادی و امنیت خبرنگاران و "الشن بالاخانسکی" خبرنگار روزنامه «ینی مساوات»بود که تحقیقات خود را در راستاهای مختلف از جمله طرز انعکاس سؤقصد و قتل در مطبوعات؛ فعالیت ارگانهای بازپرسی رسمی و تهیه احتمالات مختلف در باره عاملین طراحی و اجرای آن انجام داده اند

مهمان علی اف مدیر خبرگزاری «توران» در کنفرانس مطبوعاتی برگزار شده در این رابطه خاطرنشان کرد که این قتل همزمان با موج جدید حملات ارگانهای امنیتی و قضایی آذربایجان علیه مطبوعات آزاد در این کشور انجام گرفته است.

براساس این گزارش اعضای این گروه طرز ارایه خدمات پزشکی و معالجه رافق تقی در بیمارستان را ابهام آمیز می دانند. این ابهام بویژه در انتقال رافق تقی به اتاق عادی با وجود زخم سنگین وی بیشتر نمود پیدا می کند.عین اله فتح اله اف سرپرست «گروه واکنش پیشگیرنده» این اتفاق را نتیجه ناشی از سهل انگاری جنایتکارانه پزشکان و یا اجرای سفارش سیاسی توسط آنها می داند. وی بر این عقیده است که رافق تقی به خاطر فعالیت نویسندگی خود به قتل رسیده است، لذا نباید انتظار شناسایی عاملین این قتل در آینده نزدیک را داشته باشیم.

پیشتر در مطبوعات آذربایجان احتمال مبتنی بر «رد پای ایران» در این قتل مطرح بود که پس از استقبال جواد لنکرانی فرزند آیتالله لنکرانی از این قتل بر طرفداران این احتمال افزوده شد.

فتح اله اف در این رابطه یادآوری نمود که سلمان رشدی به جرایم سنگینتری متهم بود، ولی حکم اعدام صادر شده در باره وی تا کنون به اجرا درنیامده است. وی همچنین اعلام کرد سفارت ایران از همکاری با این گروه تحقیقاتی امتناع کرده است.

این گروه خبرنگاری همچنین به عدم مطالعه همه جانبه فیلمهای دوربینهای امنیتی نصب شده در این محل اشاره کرده است. فتح اله اف تاکید کرد که دوربینهای متعلق به دولت باید شخص مشکوکی را که چند لحظه قبل از وقوع سؤ قصد به این محل نزدیک شده و فقط توسط یکی از دوربین ها به ثبت رسیده است، را به صورت کامل ثبت می کردند. این گروه پس از انجام مطالعات در محل وقوع حادثه به این نتیجه رسید که اجرای این جنایت در محلی باز و قابل دیدبانی از همه سمت ها که در مرکز شهر واقع شده و محل حرکت انبوه مردم و اتومبیل ها می باشد، نشانگر آن است که نیروهای پشت پرده این سؤ قصد به عدم مجازات خود مطمئن بوده اند. از این رو نسبت به دست داشتن نیروهای خارجی در این جنایت که بسیار ناشیانه انجام گرفته است، شک دارند. وی خاطرنشان می کند که که محل وقوع این جنایت در نزدیکی اداره کل پلیس باکو قرار دارد.

به گفته فتح اله اف، در نتیجه تحقیقات انجام گرفته توسط این گروه مشخص گردید که قتل رافق تقی هیچگونه ارتباطی با فتوای مراجع تقلید ایرانی ندارد.

افسانه ای به نام 'ایران منزوی

سایت مردمک، با اشاره به ادعاهای غربی ها به خصوص آمریکا مبنی بر منزوی بودن جمهوری اسلامی، با بررسی روابط خارجی ایران به اثبات دروغ بودن این ادعا پرداخت و آن را تنها یک افسانه دانست.

 سایت مردمک، با اشاره به تحریم های آمریکا علیه ایران و ادعای این کشور مبنی بر منزوی شدن جمهوری اسلامی، در مقاله ای تحت عنوان "انزوای ایران افسانه است" نوشت: «واشنگتن همچنان در پی تصویری از جهان است که در آن ایران به نحوی ریشه‌ای منقطع و منزوی است. سخنگوی وزارت خارجه، ویکتوریا نولاند طبق معمول همیشه اخیراً گفته است: "ایران می‌تواند در انزوای بین‌المللی باقی بماند." هر چند گویا باید تکلیف ‌اش را با واقعیات قصه هم روشن کند.»
این سایت ادامه داد: «این ایران منزوی پروژه‌هایی مشترکی به قیمت 4 میلیارد دلار با ونزوئلا دارد از جمله یک بانک مهم و همچنین با اکوادور، ده‌ها پروژهٔ برنامه‌ریزی‌شده از ساخت نیروگاه برق تا باز هم بانکداری دارد. این باعث شده است که گروه‌های اسراییلی در واشنگتن به شدت خواستار اعمال تحریم‌هایی علیه ونزوئلا شوند. تنها مشکلی که باقی است این است: آمریکا چطور هزینهٔ واردات مهم نفتی‌اش از ونزوئلا را خواهد پرداخت؟»
مردمک افزود: «در مطبوعات آمریکا بسیار حرف‌ها زدند از اینکه چرا احمدی‌نژاد این بار در این سفر آمریکای لاتین‌اش، به برزیل نرفته است ولی از منظر دیپلماتیک رابطهٔ تهران و برزیل همساز است. در می‌سال 2010، برزیل و ترکیه واسطه یک توافق مبادله اورانیوم شدند که ضمن آن ایران حساب‌اش را با بن‌بست هسته‌ای میان ایران و آمریکا صاف می‌کرد. اما این توافق بلافاصله توسط آمریکا نابود شد. برزیل که یکی از اعضای کلیدی گروه اقتصادی برزیل-روسیه-هند-چین (BRICS) است، با راهبرد تحریم‌های آمریکا به طور کامل مخالف است.»
این سایت در ادامه اثبات دروغ بودن منزوی بودن ایران نوشت: «در نتیجه، ایران ممکن است در برابر آمریکا و اروپای غربی «منزوی» باشد، ولی در میان گروه BRICS و جنبش غیر متعهدها (متشکل از 120 کشور)، اکثریت جهان جنوب را در طرف خود دارد. البته اکنون متحدان استوار واشنگتن مثل ژاپن و کرهٔ جنوبی هم هستند که تقاضای معافیت از تحریم آتی بانک مرکزی ایران را دارند. جای تعجب نیست چون این تحریم‌های یک‌ جانبه آمریکا آسیا را هم هدف قرار داده است. بالاخره، چین، هند، ژاپن و کرهٔ جنوبی، در کنار هم، بیش از 62 درصد از صادرات نفت ایران را می‌خرند.»
مردمک در مورد موضع ژاپن رد قبال تحریم ایران نوشت: «وزیر امور مالی ژاپن، جون آزومی، با نزاکت خاص آسیایی‌اش با وزیر خزانه‌داری آمریکا، تیموتی گایتنر فهماند که واشنگتن برای توکیو که بیش از 10 درصد از نیازهای نفتی‌اش متکی به ایران است، چه مشکلی درست می‌کند. ژاپن عهد کرده است که دستکم تا میزان کمی «در اسرع وقت» این سهم را «کاهش» دهد تا به معافیت تحریم‌های واشنگتن برسد ولی زیاد دلتان به این خوش نباشد. کرهٔ جنوبی همین حالا اعلام کرده است که 10 درصد نیازهای نفتی‌اش را در سال 2012 از ایران تأمین خواهد کرد.»
این سایت در مورد چین و روسیه هم نوشت: «از همه مهمتر، ایران "منزوی" دست بر قضا، یک مسأله مهم امنیت ملی برای چین است که هم ‌اکنون بدون کمترین تردیدی تازه‌ترین تحریم ‌های واشنگتن را رد کرده است. غربی‌ها گویا فراموش می‌کنند که پادشاهی میانه و ایران به مدت تقریباً دو هزار سال با هم تجارت می‌کرده‌اند. البته، روسیه هم مدافع کلیدی دیگر "ایران منزوی" است. روسیه هم مخالف تحریم‌های قوی‌تر از طریق سازمان ملل یا بسته‌های تصویب‌شده واشنگتن است که بانک ملی ایران را هدف قرار می‌دهد. در واقع، روسیه مدافع عقبگرد تحریم‌های فعلی سازمان ملل است و روی برنامه‌ای جایگزین کار می‌کرده است که دستکم به طور نظری می‌تواند به یک معامله آبرودار برای همه طرف‌ها ختم شود.»
مردمک در مورد سیاست های اقتصادی ایران هم نوشت: «این مضمون انزوای ایران ضعیف‌تر هم می‌شود، وقتی که می‌بینیم ایران دلارها خود را‌‌ رها کرده و مبادلات خود با روسیه را با روبل و ریال انجام می‌دهد، مثل کاری که در تجارت با چین و ژاپن کرده است. در مورد ایران و چین، همه سرمایه‌گذاری‌های مشترک و تجاری به یوان و ریال حل و فصل خواهند شد. معنی این کار این است که اگر لازم باشد: در آینده نزدیک، که اروپا از این ترکیب خارج می‌شود، تقریباً هیچ یک از مبادلات نفتی ایران به دلار انجام نخواهد شد. علاوه بر این، سه عضو گروه کشورهای BRICS (روسیه، هند و چین) که متحد ایران هستند صاحبان و تولیدکنندگان اصلی طلا هستند. روابط پیچیدهٔ تجاری آن‌ها متأثر از هوس‌های کنگرهٔ آمریکا نخواهد بود.»
مردمک در مورد روابط خارجی ایران هم نوشت: «نخست‌وزیر پاکستان، یوسف گیلانی مرتب به تهران سفر می‌کند. به وی متحد آمریکا و رئیس جمهور افغانستان حامد کرزی را هم اضافه کنید. در اواخر سال 2011، کرزی در برابر 2 هزار نفر از رهبران قبایل در لویه جرگه تأکید کرد که کابل به تهران از این هم نزدیک‌تر خواهد شد. در صفحهٔ شطرنج مهم اوراسیا، یعنی در خط لولهٔ نفت منطقه، خط لولهٔ گاز طبیعی ایران پاکستان – بر خلاف میل واشنگتن – اکنون در شرف راه‌اندازی است. پاکستان به شدت نیاز به انرژی دارد و مایل نیست تا ابد منتظر پروژهٔ همیشگی واشنگتن – یعنی خط لولهٔ ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند – شود تا از سرزمین طالبان عبور کند.»
این سایت در مورد ترکیه هم نوشت: «حتی احمد داوود اوغلو، وزیر خارجهٔ ترکیه اخیراً به ایران آمده است هر چند روابط کشورش با ایران حساس‌تر از قبل شده است. بالاخره، انرژی بر تهدیدهای منطقه‌ای اولویت پیدا می‌کند. ترکیه سخت برای دستیابی به منابع انرژی ایران در تقلاست و اگر گاز طبیعی ایران به اروپای غربی برسد – که اروپایی‌ها هم به شدت مشتاق آن هستند – ترکیه کشور بهره‌مند از حق ترانزیت آن خواهد شد. رهبران ترکیه هم‌اکنون مخالفتشان را با اعمال تحریم‌های بیشتر آمریکا علیه نفت ایران اعلام کرده‌اند.»

 

جرج سورس: شورش تمام خیابان های آمریکا را فرا خواهد گرفت*سند


به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، روزنامه دیلی میل  25 ژانویه (5بهمن) نوشت: « شورش ها در خیابان های آمریکا به راه خواهد افتاد.»
بر اساس این گزارش، این روزنامه انگلیسی در این باره اضافه کرد: « در حالی که یورو ماشه واژگونی اقتصاد جهانی را کشیده است، جرج سورس پیش بینی کرد که به زودی جنگ طبقاتی در آمریکا به راه خواهد افتاد.»
به نوشته دیلی میل، این میلیاردر آمریکایی ضمن حمایت از جنبش وال استریت، نسبت به وقوع بحران اقتصادی هشدار داد و گفت: «سیستم اقتصاد جهانی به زودی سرنگون خواهد شد و شورش تمام خیابان های آمریکا را فراخواهد گرفت و به طور حتم نا آرامی های اخیر بدتر و بدتر خواهد شد.»
روزنامه دیلی میل ادامه داد: «جرج سورس رکود اقتصادی اخیر در آمریکا را شبیه رکود اقتصادی بزرگ در دهه1930 دانست و تاکید کرد که باید یورو را نجات داد چون سقوط اروپا بحرانی را به وجود خواهد آورد که دیگر نمی توان از پس آن برآمد.»
دیلی میل در پایان افزود: «سورس از برنامه های باراک اوباما نیز حمایت کرد وادعا کرد که وی پیروز انتخابات 2012 خواهد شد.»

 


قذافی از جهنم تا جهنم؛

زوایای پنهان زندگی دیکتاتور صهیونیست + تصاویر


مادر قذافی از یهودیان ساکن لیبی بوده و از آنجا که در آیین یهودیت و برخلاف آیین اسلام و مسیحیت نسب فرزند از مادر و نه پدر گرفته می‌شود، بنابراین در یهودی بودن قذافی تردید نیست، ولی درباره پدر وی اختلافاتی وجود دارد، عده‌ای او را فرزند یک خلبان فرانسوی یهودی می‌دانند.


"معمر محمد عبدالسلام ابو منیار القذافی" در سال 1942 ميلادي در قبیله "قذاذفه" یکی از قبایل فقیر و نسبتاً کوچک جنوب لیبی و در یکی از روستاهای آن به نام "جهنم" از پدر و مادری بیانگرد و چوپان به دنیا آمد اگرچه اسنادي درباره يهودي بودن مادر وي وجود دارد و با توجه به اينکه يهوديت از طريق مادر انتقال مي يابد، مي توان معمر را يهودي دانست. درباره پدر واقعي وي اطلاعي در دست نيست و گفته مي شود "محمد عبدالسلام" تنها سرپرستي معمر را به عهده گرفته و معمر در اصل، فرزند يکي از چوپانان روستاي خود بوده که به مادر يهودي او علاقه داشته است.

معمر، هنگامی‌که بیش از 8 یا 9 سال نداشت، صحرا را ترک کرد تا با پسر عمویش در سِرت زندگی کند و تحصیلات مقدماتی خود را تا پیوستن به "مدرسه جنگ" در سبها در جنوب لیبی به پایان رساند.

قذافی در عنفوان جوانی

قذافی دوره کودکی خود یعنی دهه پنجاه و شصت را در کنار بسیاری از اهالی قبیله خود به جمع‌آوری تکه آهن پاره‌های برجای مانده از جنگ جهانی دوم در بیابان‌های اطراف و در کنار مادرش سپری کرد.


ازدواج قذافی

در جوانی با "فتحیه خالد" ازدواج کرد و پسر بزرگ او "محمد قذافی" حاصل ازدواج او با فتحیه بود، اما خیلی زود و هنگامی که به قدرت رسید، از او جدا شد تا در سال 1971 ميلادي آن‌گونه که بر روی حلقه ازدواجش نیز حک شده بود با "صفیه فرکاش" از اهالی "البیضاء" ازدواج کند که در آن زمان پرستار یکی از بیمارستان‌های آن شهر بود.

صفیه فرکاش همسر دوم قذافی

فرزندان قذافی

حاصل ازدواج معمر قذافی با صفیه فرکاش 7 فرزند بود:

- "سیف الاسلام" بزرگ‌ترین پسر او از صفیه بود که قذافی همواره به او به عنوان جانشین خود نگاه می‌کرد و هم اکنون در اسارت شورای انتقالی است؛

سیف الاسلام قذافی

- "الساعدی" که به خشونت بسیار و بد رفتاری و قاچاق و مصرف مواد مخدر معروف بود و هم اکنون به نیجر پناهنده شده است؛ 

الساعدی قذافی به نیجر پناهنده شد


- "معتصم" مشاور امنیت ملی قذافی که اختلافاتش برسر قدرت با سیف الاسلام معروف بود و توسط انقلابیون به اسارت گرفته و سپس کشته شد؛ 

معتصم قذافی کشته شد


- "هانیبال" وی نیز به خشونت بسیار و ضرب و شتم خدمتکارانش شهرت داشت و هم اکنون در الجزایر است؛ او جنجالی‌ترین پسر قذافی هانیبال که بیش از آنکه در لیبی باشد، در اروپا و به عیاشی مشغول بود، به گونه‌ای که در سال 2008 ميلادي به اتهام تجاوز در سوئیس بازداشت شد؛ بازداشتی که باعث ایجاد بن‌بست در روابط لیبی و سوئیس شد.

هانیبال قذافی؛ عیاش و خوشگذران


- "خمیس" فرمانده یگان‌های ویژه لیبی که در انقلاب 17 فوریه مردم لیبی کشته شد؛ او کوچکترین پسر قذافی و رئیس گارد نظامی قذافی بود که در مدرسه تجاری مادرید مشغول به تحصیل بود و به هنگام آغاز شورش‌ها، به دلیل نقشی که در سرکوب مردم لیبی در جریان شورش ها داشت، از این دانشکده اخراج شد.

 خمیس قذافی در انقلاب 17 فوریه کشته شد


- "عایشه" تنها دختر قذافی که ریخت و پاش‌هایش معروف بود؛ و هم اکنون به همراه مادرش در الجزایر است. شاید بتوان گفت وی مستبدترین فرزند قذافی است. عایشه که به عنوان وکیل نماینده لیبی هم در شورای حقوق بشر ملل متحد بود، در سال 2004 ميلادي وکالت صدام را بر عهده گرفت و زمانی که روزنامه دیلی تلگراف از وی پرسید که نظرش درباره کشتار صدها هزار عراقی به دست صدام چیست، پاسخ داد که "بالاخره آنان مخالف صدام بوده‌اند."

عایشه قذافی؛ مستبد و اهل ریخت و پاش بسیار



به قدرت رسیدن قذافی

به قدرت رسیدن قذافی، به یکم سپتامبر ۱۹۶۹ ميلادي بازمی‌گردد که طی آن ستوان معمر قذافی جنبش "افسران آزاد" در ارتش لیبی را پایه ‌گذاری کرد تا با انجام کودتایی سفید علیه "محمد ادریس السنوسی" پادشاه لیبی که برای درمان در ترکیه به سر می‌برد، قدرت را در این کشور به دست گیرد.

ستوان معمر قذافی در سال 1969 و ابتدای رسیدن به قدرت

دیدگاه‌های سیاسی قذافی

زمانی برای فهم دیدگاه‌های سیاسی قذافی به "کتاب سبز" او استناد می‌شد که در آن مدعی حاکمیت دموکراسی و مستقیم مردم بر کشور بود. در این کتاب قذافی همچنین نظریه‌ای مطرح می‌کند که نه مارکسیستی و نه سرمایه‌داری است و خود آن را "نظریه حکومت در جهان سوم" می‌خواند و درباره آن می‌گفت که این نظریه‌ چکیده تجربه‌های بشر است و بر این اساس معتقد بود، کمیته‌های انقلاب باید قدرت را در کشور به دست گیرند.

کتاب سبز قذافی و شرح دیدگاه‌های وی در این کتاب


دیدگاه قذافی در برابر قضیه فلسطینی

دیدگاه‌های قذافی درباره خاورمیانه و نزاع اعراب‌ با رژيم اسرائیل نیز خواندنی است. وی در کتابش به نام "کتاب سفید" ایده تشکیل کشور "اسراطین" را ترویج می‌کرد، یعنی تاسیس کشور فلسطینی واحد و یکپارچه که هم اعراب و هم یهود در آن درکنار یکدیگر زندگی کنند. 

پیشنهاد قذافی برای تشکیل کشور اسراطین


دیدگاه‌های عربی و آفریقایی قذافی

گرایش‌های قومی و عربی قذافی او را واداشت طرح‌های عجیب و غریبی برای جهان عرب و کشورهای آفریقایی ارائه دهد که از آن جمله باید به اعلام "میثاق طرابلس" در سال ۱۹۶۹ ؛ "اعلامیه قاهره" در سال ۱۹۷۰ و اتحاد سه کشور میان لیبی و سودان و مصر؛ طرح اتحاد جمهوری‌های عربی در سال ۱۹۷۱ میان سه کشور لیبی و مصر و سوریه؛ "بیانیه جربه" و طرح تاسیس جمهوری اسلامی عربی در سال ۱۹۷۴ میان لیبی و تونس؛ "بیانیه وجده" و طرح تاسیس اتحاد عربی آفریقایی در سال ۱۹۸۴؛ لغو مرزها و قوانین گمرکی لیبی و تونس از یک سو و لیبی و مصر از سوی دیگر در سال ۱۹۸۸؛ و امضای "توافقنامه مراکش" در سال ۱۹۸۹ به عنوان اولین گام در راه تحقق وحدت عربی و ارائه طرح اتحاد اعراب اشاره کرد.

سرهنگ معمر قذافی در کنار جمال عبد الناصر، رئیس جمهور مصر

قذافی برای آفریقا نیز شعارهای خاص خود مانند "آفریقا برای آفریقایی‌هاست" و "آفریقایی‌ها باید با یکدیگر متحد شوند" را داشت. شاید قذافی به این طریق می خواست بر نقش آفریقا در جهان تاکید کند.

معمر قذافی و انور سادات، رئیس جمهور معدوم مصر

قذافی در سال ۱۹۹۹ "تجمع کشورهای ساحل و صحرا" را تاسیس کرد که هم اکنون ۲۳ کشور آفریقایی در آن عضویت دارند و در واقع سنگ بنای سازمان وحدت آفریقا بود.


قضایای چالش برانگیز قذافی

اما از جمله قضایای چالش برانگیزی که همواره در طول زمامداری قذافی مطرح بوده و حتی پس از مرگ قذافی نیز هم‌چنان لاینحل باقی مانده،‌ قضیه ربودن "سید موسی صدر" معروف به "امام موسی صدر" است.

 

قذافی در کنار امام موسی صدر

امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان در ۳ شهریور ۱۳۵۷ و در آخرین مرحله از سفر دوره‌ای خود به کشورهای عربی، به دعوت رسمی معمر قذافی وارد لیبی و در روز ۹ شهریور مفقود شد.

تحقیقات انجام شده ادعای رژیم لیبی مبنی بر خروج صدر از آن کشور و ورود او به ایتالیا را رسما تکذیب می‌کرد. طی انقلاب و پس از آن نیز اخبار ضد و نقیضی از زنده بودن یا شهادت امام موسی صدر منتشر شد؛ درحالی که سیف الاسلام با گفته معروفش "موسی صدر را برای خوردن ماهی دعوت کردیم، اما ماهی‌ ها او را خوردند" بر به شهادت رسیدن قذافی به دست پدرش تاکید می‌کند؛ فرزند يکي از همراهان امام موسي صدر كه در جريان سفر به طرابلس، توسط قذافي ربوده شده بود، می‌گوید که پس از ديدار با رئيس شوراي انتقالي ليبي اطمينان یافته كه امام موسی صدر و دو نفر از همراهانش زنده‌اند.

سقوط هواپیمای پان آمریکن در منطقه لاکربی اسکتلند

همچنین از دیگر چالش‌های بزرگ پیش‌روی قذافی در طول 42 سال زمامداریش "ماجرای لاکربی" بود که برای سال‌های لیبی را از محافل بین المللی طرد کرد و موجب تحریم این کشور در سطح بین المللی شد.

ماجرا از این قرار بود که در ۲۱ دسامبر ۱۹۸۸ هواپیمای خطوط مسافرتی "پان امریکن" بر فراز دهکده لاکربی در اسکاتلند منفجر می‌شود و تمام ۲۷۰ مسافر و خدمه آن جان می‌بازند.

از آنجا که ۱۸۹ نفر قربانی حادثه لاکربی آمریکایی بودند، این حادثه حمله‌ به آمریکا عنوان شد و دولت‌های آمریکا و انگلیس، لیبی را مسئول بمب‌گذاری در این هواپیما معرفی کردند که به وضع تحریم‌های بین‌المللی علیه لیبی منجر شد. در سال ۲۰۰۳ دولت لیبی رسما مسئولیت بمبگذاری در این هواپیما را برعهده گرفت و "عبدالباسط المقرحی" تنها کسی بود که در این قضیه محکوم شد.

عبدالباسط المقرحی تنها متهم قضیه لاکربی

دشمن دیرین به دوست شیرین تبدیل می‌شود

اگرچه حادثه لاکربی رابطه لاکربی رابطه قذافی با غرب را تیره و تار ساخت، اما چند سال بعد و با تلاش‌های "موسی کوسا"، وزیر وقت اطلاعات قذافی و پسرش سیف الاسلام رابطه تخریب شده غرب با لیبی ترمیم شد تا به زودی قذافی به زودی نه تنها به یکی از متحدان غرب که به یکی از نزدیک‌ترین افراد به سرویس‌های اطلاعاتی غرب از جمله سیا و MI-6 تبدیل شود.





انقلاب 17 فوریه لیبی و پیچیده شدن طومار قذافی

روز ۱۷ فوریه روزی بزرگ در تاریخ لیبی بود، چرا که آغاز انقلابی بزرگ در این کشور را رقم زد. شعله انقلاب لیبی با دستگیری "فتحی تاربل"، وکیل و فعال حقوق بشر لیبیایی شعله‌ور شد که با بستگان زندانیان زندان مخوف "ابوسلیم" ارتباط داشت که در آن مخالفان قذافی و متهمان به داشتن گرایش‌های اسلامی نگهداری می‌شدند.

آغاز انقلاب مردم لیبی در 17 فوریه

شعله‌ انقلاب به سرعت همه کشور را فرا گرفت و از آنجا انقلاب لیبی با دیگر انقلاب‌های عربی از جهت دست‌بردن انقلابیون به سلاح تفاوت داشت، موجب شد، انقلابیون به سرعت کنترل برخی از شهرهای این کشور مانند "بن غازی" را به دست بگیرند که به پایگاه انقلابیون نیز تبدیل شده بود.

انقلابیون پس از آن با تشکیل شورایی به نام "شورای ملی انتقالی" تلاش کردند به فعالیت‌های انقلابی خود سروسامانی بدهند، اما این بهانه‌ای به دست کشورهای غربی داد تا در قالب نیروهای ناتو و به بهانه حمایت از مردم در برابر حملات قذافی به لیبی لشکرکشی کردند تا دوستان قدیمی قذافی به دشمنان وی تبدیل شوند و زمینه را برای غارت ثروت‌‌های لیبی فراهم کنند.

تصرف مجتمع باب العزیزیه در طرابلس مقر حکومت قذافی

با تصرف "باب العزیزیه" مقر حکومت قذافی در طرابلس در 22 آگوست توسط انقلابیون قذافی متواری شد تا سرانجام شب 20 اکتبر در حالی‌که پس از یک حمله ناتو در سرت، جنوب لیبی در یک کانال فاضلاب پنهان شده بود، به دست انقلابیون افتاد و توسط جوانی انقلابی به نام "سند الصادق العریبی" به ضرب گلوله کشته و در مکانی نامعلوم در صحراهای جنوب لیبی به همراه پسرش "الساعدی قذافی" و وزیر جنگش "ابوبکر یونس" دفن شد تا طومار حکومت 42 ساله‌اش در هم پیچیده شود.


منزلی که قذافی در سرت در آن مخفی شده بود
و غذای خود را از دزدی از خانه‌ها به دست می‌آورد
اسلحه شخصی قذافی که با آن کشته شد


محل اختفای قذافی در سرتآخرین محل اختفای قذافی


 
فرجام ظالمین در دنیا
 
 
 

برخی از زوایای پنهان زندگی قذافی


- شخصیت عجیب قذافی: "جین کرتز"، سفیر آمریکا در لیبی در سال ۲۰۰۹ قذافی را این گونه توصیف می‌کند: شخصیتی عجیب با رفتاری غریب که به نوعی در فرد ایجاد ترس و وحشت می‌کند. او عاشق سوارکاری است و دوستان و دشمنان را به یک اندازه از خود رنجیده خاطر می‌کند. از لحاظ شخصیتی مبتلا به ترس ناخودآگاه و غیر ارادی است. از بلندی‌ به شدت می‌ترسد و ترجیح می‌دهد که هیچ‌گاه بر بالای آب‌ها پرواز نکند.


- نسب یهودی قذافی: به تاکید گفته شده که مادر قذافی از یهودیان ساکن لیبی بوده و از آنجا که در آیین یهودیت و برخلاف آیین اسلام و مسیحیت نسب فرزند از مادر و نه پدر گرفته می‌شود، بنابراین در یهودی بودن قذافی تردید نیست، ولی درباره پدر وی اختلافاتی وجود دارد، عده‌ای او را فرزند یک خلبان فرانسوی یهودی می‌دانند که "البار بریزوسی" نام دارد که طی سال‌های 1915 تا 1943 به لیبی مسافرت کرده و در ارتش فرانسه خدمت می‌کرده است، همچنین تلویزیون رژیم صهیونیستی با زنی مصاحبه کرد که خود را خاله قذافی و او را یک یهودی تمام عیار معرفی کرده بود. افزون بر این‌که کشف کتاب‌هاي آیین يهودیت در کاخ معمر قذافي در شهر البيضا مهر تأييد ديگري بر يهودي بودن وي گذاشته شد.

خاله یهودی معمر قذافی


- زندگی در چادر و خیمه و کنار شترها: در بسیاری از سفرهای قذافی مشاهده شده بود که وی چادر و حتی شترهایش را با خود می‌برد یا هنگام استقبال از مقامات دیگر کشورها از آنها در چادری بیابانی و در کنار شترهایش استقبال می‌‌کرد؛ روان‌پزشکان دلیل این اقدام قذافی را در رشد و پرورش یافتن قذافی در خانواده‌ای فقیر و بیابان‌گرد که همواره از جایی به جای دیگر در حال نقل ومکان بود و از یک‌جا نشینی چیزی نمی‌دانست، ریشه‌یابی می‌کنند. این‌که خیمه و چادر و شتر و بیابان وی را به یاد زادگاه و دوران کودکی و کانون گرم خانواده می‌انداخت که خیلی زود با جدایی پدر و مادر از یک‌دیگر از هم فروپاشید، اگرچه برخی نیز دلیل آن را تبیین هویت عربی قذافی به طرف مقابل نیز عنوان کرده‌اند. 

چادر نشینی معمر قذافی در جوانی


- پوشش عجیب و غریب قذافی: پوشش عجیب و غریب و حتی آرایش قذافی بر هیچ کس پوشیده نبود، "عبدالرحمن شلقم" از مقامات سابق لیبی و دوست دوران کودکی قذافی برملا کرد که قذافی در اکثر دیدارهایش با مقامات خارجی کفش پاشنه ‌بلند به پا می‌کرد تا نسبت به آنها بلند قدتر به نظر برسد و می‌افزاید: راز لباس‌های بسیار بلند قذافی که روی زمین کشیده می‌شد، نیز در این نهفته بود که وی نمی‌خواست کفش‌های پاشنه ‌بلندش در معرض دید رسانه‌ها و مقامات خارجی قرار گیرد. همچنین "باب وودوورد"، مؤرخ رسمی سازمان سیا از علاقه قذافی به لباس‌های زنانه و پوشیدن آنها در خفا توسط وی و حتی آرایش قذافی در ملاء عام سخن می‌گفت که به گواه روان‌شناسان از بیمار بودن روحی و روانی او حکایت داشت.

پوشش عجیب و غریب و آرایش‌های زنانه قذافی


- محافظان زن: برخلاف آنچه که قذافی در کتاب سبز خود گفته بود که زنان باید فقط در خانه باشند، اما وجود محافظان زن که همیشه و در همه حال در کنار او بودند، برای همه هم جالب و هم سوال برانگیز بود، زنانی که توسط قذافی انتخاب می‌شدند، باید باکره بوده و قامتی بلند داشتند و قذافی همه آنها را به نام دخترش "عایشه" می‌نامید، درحالی‌که اخباری مبنی بر داشتن روابط نامشروع با آنها نیز به گوش می‌رسید. این محافظان که تعداد آنها 400 محافظ تخمین زده می‌شود، اجازه ازدواج نداشتند.



محافظان زن قذافی


- ثروت قذافی: در گزارش ارائه شده از ثروتمندترین مردان جهان قذافی با 131 میلیارد دلار در راس ثروتمندترین مردان جهان عرب قرار داشت که معادل 6 برابر بودجه لیبی در سال 2011 بود که به 22 میلیارد دلار بالغ می‌شد.


- برلوسکونی، سارکوزی و بلر دوستان نزدیک قذافی: گفته شده، از جمله دوستان بسیار نزدیک غربی قذافی "سلویا برلسکونی" بود که این دوستی با توجه به انحرافات اخلاقی قذافی و برلسکونی پر بیراهه نبوده و به همین دلیل بود که اکثر سرمایه‌گذاری‌های قذافی در ایتالیا صورت می‌گرفت، به نحوی که 5 درصد شرکت‌های بزرگ ایتالیایی را قذافی تملک می‌کرد، همچنین وی از جمله سهامداران باشگاه "یونتوس" و شرکت نفت "تام اویل" بود.

دوستی نزدیک بلر با قذافی


صمیمیت قذافی و برلوسکونی


از دیگر دوستان نزدیک قذافی باید از "نیکلای سارکوزی" نام برد، رابطه معمر با نیکولا چنان صمیمانه بود که قذافی برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سارکوزی 50 میلیون دلار به وی قرض داده بود. همچنین یک جاسوس روس نیز پرده از رابطه "کارلا سارکوزی"، همسر رئیس جمهور فرانسه در گذشته با یکی از فرزندان "معمر قذافی" برداشت و این مسئله در کنار عدم بازپرداخت 50 میلیون دلار قرض را از عوامل تیره شدن رابطه میان سارکوزی با قذافی عنوان کرده بود.


سارکوزی و قذافی و انداختن عکس یادگاری

و سرانجام این‌که هنگام سخن گفتن از دوستان نزدیک به قذافی نمی‌توان از "تونی بلر" نخست‌وزیر سابق انگلیس نام نبرد. روزنامه دیلی تلگراف در گزارشی از روابط مخفیانه این دو خبر داد و تأکید کرد که بلر همکاری‌های تجاری با سازمان سرمایه گذاری لیبی بر قرار نموده و در طول سه سال پس از برکناریش از نخست وزیری انگلیس شش ملاقات مخفیانه با دیکتاتور لیبی داشت که ۲ بار آنها با هزینه قذافی و به وسیله جت‌های مخفیانه به کشور لیبی سفر کرده بود.


بعد از بستن تنگه هرمز چه می شود؟!

طبیعتاً بستن تنگه هرمز با زنجیر نخواهد بود(!) ؛‌ نیروهای مسلح ایران به مدت بیش از دو دهه است که با بودجه های قابل توجه و حمایت های گسترده مسوولان کشور ، مدرن ترین و متنوع ترین سلاح های ضدکشتی را تولید و انبار کرده اند.


در ماه های اخیر " تنگه هرمز"‌ شاه کلید روابط خصمانه ایران و آمریکاست ؛ از زمانی که آمریکایی ها بحث تحریم نفتی ایران را مطرح کردند ، تهران نیز این پیام را علنی کرد:‌ اگر نفت ما صادر نشود ، نفت کس دیگری هم از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.

سپس مانور نظامی ارتش ایران در تنگه هرمز برگزار و نحوه بستن تنگه تمرین شد. قرار است در ماه جاری نیز مانور دیگری توسط سپاه در همین منطقه برگزار شود.

آمریکایی ها هم تهدید کردند اگر ایران تنگه را مسدود کند ، آنها واکنش نشان خواهند داد. قضیه به حدی بالا گرفت که حتی اوباما نیز پیامی به عالی ترین مقام جمهوری اسلامی ایران فرستاد و تنگه هرمز "خط قرمز"‌ ایالات متحده دانست و در همان حال بر مذاکرات مستقیم نیز تأکید کرد.
خلیج فارس و بستن تنگه هرمز

حال سخن این است که آیا ایران می تواند تنگه را ببندد و اگر بست ، چه اتفاقاتی می تواند متصور باشد؟! در این نوشتار می کوشیم به این سوال ها پاسخ دهیم.

ایران چه زمانی تنگه هرمز را خواهد بست؟

تهدید به بستن تنگه هرمز ، مانند گیوتینی است که تا فرو نیفتاده ، می تواند به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین ، ایران تا حد امکان از فرود آوردن این گیوتین تهدیدآمیز اجتناب خواهد کرد.

در عالم سیاست ، صرفاً‌ این مهم نیست که چه کاری انجام دادی ، بلکه این نیز مهم و گاه مهم تر است که چه کاری می توانی انجام دهی.
همین که طرف های مقابل ایران به این باور برسند که ایران توانایی بستن تنگه هرمز را دارد ، خود عامل بازدارنده و اهرم فشار و چانه زنی است.

فرود آوردن گیوتین "مسدودسازی هرمز"‌ زمانی رخ خواهد داد که تهدید غرب در تحریم نفتی ایران به حد تکمیل برسد و واقعاً مانع از فروش نفت ایران در دنیا شوند و نیز فشارهای اقتصادی بر ایران به حدی برسد که ایران چاره ای جز مقابله خصمانه نداشته داشته باشد.

به بیان دیگر اگر ایران مجبور باشد ،‌ اقدام به بستن تنگه خواهد کرد تا اقتصاد کشورهای متخاصم ( چه کشورهای عربی که با افزایش تولید نفت خود بر خلاف سهمیه اوپک راه را برای تحریم ایران هموار کرده اند و چه کشورهای غربی که بانی تحریم علیه ایران هستند) را دچار آسیب متقابل کند.
راهبرد تهران ، "تقسیم زیان های تحریم ایران" است.

بستن تنگه هرمز چگونه محقق می شود؟

طبیعتاً بستن تنگه هرمز با زنجیر نخواهد بود(!) ؛‌ نیروهای مسلح ایران به مدت بیش از دو دهه است که با بودجه های قابل توجه و حمایت های گسترده مسوولان کشور ، مدرن ترین و متنوع ترین سلاح های ضدکشتی را تولید و انبار کرده اند.

اگر تا پیش از این بستن تنگه هرمز صرفاً با نیروهای دریایی و تجهیزات ساحل به دریا مسیر بود و دشمن نیز می توانست با غلبه بر نیروی دریایی و ساحلی قضیه را منتفی کند ، هم اکنون انواع موشک های ضدکشتی ایران می توانند نه تنها از سواحل که حتی از استان آذربایجان غربی و خراسان شمالی هم به سمت کشتی ها در تنگه هرمز شلیک کنند.
علاوه بر این موشک های بالستیک ، موشک های میان برد (مانند قارعه و نصر1) قادرند از کنار آب های خلیج فارس تا عمق خاک استان کرمان ، تنگه را مدام موشک باران کنند.

همچنین مین گذاری تنگه هرمز مخصوصاً با استفاده از قایق های تندرو - که به تیراژ زیاد در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار دارند و بسیار هم مدرن و مجهزند - می تواند تنگه را ببندد ؛ حال بماند راکت ها و توپخانه ساحلی و قایق های پرنده و هواپیماهای بدون سرنشین و ... ایران.
تنگه هرمز

نکته این که تمام عرض تنگه هرمز برای کشتی های بزرگ و نفت کش ها قابل عبور نیست و تنها کانالی به عرض حدوداً 10 کیلومتری معبر نفتکش ها و کشتی های عظیم الجثه است. بنابراین بارش مداوم تیر بر یک کانال بسیار کوچک 10 کیلومتری کار سختی نیست.

بعد از بستن تنگه هرمز چه اتفاقی می افتد؟

این سوال مهم تری از نحوه بستن تنگه هرمز است ؛ بعد از بستن تنگه هرمز چه اتفاقی می افتد و آیا ایران می تواند همچنان تنگه را بسته نگه دارد؟ 

به فرض این که ایران اعلام کرد از ساعت یک دقیقه بامداد فردا اجازه عبور کشتی از تنگه را نخواهد داد و عبور کنندگان را موشک باران و غرق خواهد کرد.

طبیعتاً بعد از این تهدید ، هیچ شرکتی ریسک نخواهد کرد تا کشتی و سرنشینان آن را به خطر بیندازد و از زیر باران موشک و از میان مین هایی که هر لحظه ممکن است منفجر شوند عبور دهد.

اینجاست که اولین کشتی عبوری که ممکن است با لابی آمریکا و با اسکورت ناوهای آمریکایی صورت بگیرد تعیین کننده خواهد بود.
اگر این کشتی مورد حمله ایران قرار نگیرد و بعد از ان هم روند عبور و مرور طبق روال معمول انجام شود ،گیوتین ، بی آنکه گردنی را بزند فرودافتاده و ایران قضیه را باخته است . لذا بدیهی است که وقتی ایران "مجبور"‌به اعلام مسدودی تنگه شده ، "مجبور"‌به اعمال مسدودی ان نیز خواهد بود و اولین انفجارها شکل می گیرد و قیمت نفت با جهشی بی سابقه مواجه می شود.

در چنین شرایطی آمریکا دو راه بیشتر ندارد:‌یا دست روی دست بگذارد و برغم آن همه ادعا و قدرتمندی ، تماشاگر تسلط ایران باشد یا آن که وارد معرکه شود تا تنگه را بگشاید و جریان انرژی را به حالت عادی درآورد.

طبیعتاً امریکا نیز مانند ایران نمی خواهد از پیش بازنده باشد و لذا تصمیم به اقدام خواهد گرفت. اما قضیه این است که چه اقدامی؟ اگر پروسه بستن تنگه هرمز در همان تنگه و سواحلش بود ، شاید می شد با یک نبرد دریایی سنگین ، نیروهای دریایی و ساحلی ایران را شکست داد و با استقرار تعداد بیشتری از یگان های دریایی آمریکایی ، امنیت نفتکش ها را تأمین نمود ولی قضیه اینجاست که طرف دریایی نیروهای آمریکایی ، ناوها و ناوچه های متعارف نیستند که با چند موشک بتوان کارشان را ساخت و به زیر آبشان فرستاد بلکه چالش اصلی آنها حجم انبوه و نامتقارن قایق های تندروی جنگی است و مهم تر این این ها ،‌موشک هایی که نه الزاماً از نقاطی ثابت در ساحل که از نقاط متحرک در همه جای ایران به سمت آن 10 کیلومتر شلیک می شوند و عملاً تنگه را ناامن و مسدود می نمایند.

اینجا باز هم امریکا بین سه تصمیم قرار می گیرد:‌ 
-کنار آمدن وضعیت پیش آمده
-مذاکره با تهران و دادن امتیازات برای بازگشت به شرایط قبلی
-از بین بردن عوامل تهدید تنگه هرمز ؛ بدین معنا که ارتش ایالات متحده ، جنگ را فراتر از درگیری در دریا و حوزه پیرامونی کشتی ها و نفتکش ها به عمق خاک ایران ببرد و بکوشد تمام موشک اندازهای متحرک ایران را شناسایی و منهدم کند.

بدیهی است که حالت نخست به معنی شکست آشکار آمریکاست و لذا این گزینه قطعاً در دستور کار ایالات متحده قرار نخواهد گرفت.
می ماند دو گزینه بعدی که اجرای هر کدام از آنها بستگی تام به شرایط ان زمان دو حریف دارد. اگر آمریکا و متحدانش در شرایطی باشند که بدانند در صورت حمله به ایران پیروز میدان هستند در این گزینه تردیدی نخواهند داشت و الا رو به مذاکره خواهند آورد زیرا اقتصاد آنها نمی توان برای مدت طولانی با قیمت های نجومی انرژی ادامه حیات دهد.
کشتی بعد از حمله

اقدام احتمالی آمریکا برای نابودسازی توان موشکی ایران در عمق خاک ایران ، به معنای حمله نظامی به تمامیت ارضی تلقی می شود و جنگ تمام عیار نتیجه ان خواهد بود. 

اما قضیه اینجاست که برای آمریکا بعد از دو تجربه ذی قیمت افغانستان و عراق ، حمله نظامی به کشور ثالثی در منطقه هرگز در اولویت نیست. نظامیان آمریکا و متحدانشان یک دهه بعد از اشغال افغانستان ، هنوز تلفات می دهند و این اواخر هم کاخ سفید اعلام کرده که حاضر به گفت و گو با طالبان است، همان طالبانی که برای نابودی شان به افغانستان حمله شده بود!

هر چند حمله آمریکا ، برای ایران بسیار خسارت بار خواهد بود و حتی می توان بیشتر از خسارات وارده بر آمریکا بر ما لطمه وارد می شود چون ما در خاک خون می جنگیم و در این باره نمی توان شعار درمانی کرد ولی آمریکایی ها در تصمیم خود برای حمله به ایران ،‌ خسارت های وارده به ایران را در نظر نخواهند گرفت بلکه در وهله اول آسیب هایی که خود متحمل خواهند شد را محاسبه می کنند و اتفاقاً همین حسابگری هوشمندانه غربی است که تا کنون آنها را از حمله نظامی به ایرانی که اساساً قابل مقایسه با عراق و افغانستان نیست ، بازداشته است.
ناو آمریکایی

به فرض حمله آمریکا به ایران ، یقیناً اوضاع تنگه هرمز ، نه تنها بهتر نمی شود بلکه آتش افروخته شده در هرمز به کل منطقه نیز سرایت می کند و عواقبی به همراه خواهد داشت که هیچ کس از گستردگی و طول مدتش خبر ندارد.
بنابراین ، حمله فراگیر به ایران نیز برای گشودن هرمز ، نقض غرض خواهد بود.

بنابراین ، اگر قرار باشد حمله ای فراگیر به ایران صورت گیرد ، تصمیم گیری درباره آن ، صرفاً جنبه های تاکتیکی برای بازگشایی تنگه نخواهد داشت ، بلکه الزاماً تابعی از راهبرد کلی آمریکا در قبال ایران خواهد بود. بنابراین دغدغه استراتژیک آمریکا می تواند این باشد که اقدام ایران به بستن تنگه هرمز ، قبل از زمانی باشد که آمریکا و متحدانش مهیای حمله به ایران هستند.

لذا آمریکایی ها از همین الان تمام تلاش های خود را معطوف این کرده اند که اساساً نگذارند کار به عملی کردن تهدید ایران در بستن تنگه هرمز برسد زیرا در چنان وضعیتی یا باید وارد جنگ با ایران با آینده نامعلوم - برای هر دو طرف - شوند و یا مذاکره کنند و امتیاز دهند.
امضای اوباما


هم از این روست که در پیام اخیری که اوباما برای رهبری ایران ارسال کرده ،‌بعد از تهدید درباره بستن تنگه هرمز ، دعوت به مذاکره هم وجود دارد؛ این گزینه ای عاقلانه برای آمریکایی هاست که به جای مذاکره در شرایط جنگی برای بازکردن تنگه ، در شرایط غیرجنگی حاضر برای نبستن تنگه مذاکره کنند.


یک نشانه قرآنی در دانمارک + عکس

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

 در شمالی ترین،شهر دانمارکی ها می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.


در قرآن بارها از آیات و نشانه های خداوند شنیده اید. اما هیچ گاه به آنها در اطرافمان توجه نکرده ایم. این یکی از همان نشانه های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.



سورة مباركه  الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

 19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏ كنيد؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.
    

سوره مباركه فرقان آیه 53:

   
« و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آن دو حريمي استوار قرار داد.
    
سوره مباركه فاطر آيه 12:

وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.
    
سوره مباركه نمل آيه 61:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿61﴾

[آيا شريكانى كه مى ‏پندارند بهتر است‏] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و ميان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بيشترشان نمى ‏دانند.

توهین به پرچم ایران در فیلم هالیوودی+ عکس

دولت آمریکا که در بعد واقعی از متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران باز مانده است، تصمیم گرفته بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران و توهین به پرچم کشورمان را حداقل در فیلمی علمی- تخیلی محقق کند.


در فیلم ترنسفورمر یا تبدیل‌شوندگان ۳، محصول سال ۲۰۱۱ با عنوان Dark of the Moon، صحنه‌هایی از حمله به تاسیسات هسته‌ای کشوری خاورمیانه‌ای آورده می‌شود که با نشان دادن پرچم ایران به صورت واژگون، معلوم می‌شود کشور مورد نظر ایران است.

در بخشی از این فیلم، سربازانی حضور دارند که به زبان فارسی صحبت می‌کنند و در حال محافظت از نیروگاه هسته‌ای هستند اما آمریکایی‌ها با استمداد از آدم‌فضایی‌هایی شبیه به ربات، به تاسیسات هسته‌ای ایران حمله می‌کنند تا حداقل در یک فیلم علمی- تخیلی بتوانند به آرزوی خود در متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران جامه عمل بپوشانند.
نکته قابل توجه درخصوص سه‌گانه ترنسفورمرز، این موضوع است که به رغم دشمنی آدم‌فضایی‌ها با دولت آمریکا در پارت اول، سازندگان این فیلم عملی- تخیلی ترجیح داده‌اند که برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران، آدم‌فضایی‌ها را با دولت آمریکا متحد کنند.

آدم‌فضایی‌ها همچنین با تز حفاظت از امنیت مردم جهان! اقدام به کشتار دشمنان می‌کنند و جالب اینکه قهرمان داستان که آدم‌فضایی‌ها مامور حفاظت از جان وی هستند، یک جوان آمریکایی بیکار است که به واسطه رکود اقتصادی در آمریکا، توان پیدا کردن شغل را ندارد. در واقع، این قهرمان اگر در فضای واقعی حضور داشت الان احتمالاً در خیابان‌های آمریکا مشغول تظاهرات علیه دولت آمریکا بود اما کارگردانان آمریکایی ترجیح داده‌اند چنین شخصیتی را در جایگاه قهرمان مبارزه با ایران جا بزنند.

قابل ذکر است که پارت دوم این سه‌گانه با عنوان Revenge of the Fallen محصول سال ۲۰۰۹ که سال‌های گذشته چندین بار با رپرتاژ بسیار قوی و معتنابه از تلویزیون ملی پخش شد، در تمامی طول فیلم اشاره به نیروی اهریمنی موجود در یک "مکعب" داشت که در تمام طول فیلم، با نشان دادن صحنه‌هایی از کشورهای عربی و پخش اذان در بخش‌هایی از فیلم، تلاش می‌کرد به مقام معنوی "کعبه" به عنوان قبله مسلمانان اهانت و آن را دارای نیرویی اهریمنی عنوان کند.

پرستوی "کا. گ. ب" چگونه صدر اعظم آلمان شد؟ + تصاویر

مرکل که یک‌چهارم لهستانی است متولد 17 جولای 1954 بوده و از 22 نوامبر سال 2005 صدراعظم آلمان بوده است. وی ریاست اتحاد دموکرات مسیحی را از سال 2000 به این سو در اختیار داشته و از 2002 تا 2005 نیز رئیس ائتلاف اتحاد دموکرات مسیحی و اتحاد سوسیال مسیحی بوده است.

مرکل در عین حال در سال 2007 رئیس شورای اروپا و جی‌8 نیز بود. او نخستین صدراعظم زن آلمان بوده و پس از مارگارت تاچر، دومین رئیس زن گروه جی‌8 می‌باشد.


خانواده‌ای مرموز

پدر مرکل تحصیل‌کرده رشته الهیات در هایدلبرگ و هامبورگ بوده و در سال 1954 در کلیسایی در کوئیتزو – که در آن زمان در آلمان شرقی کمونیستی قرار داشت – کشیش شد. نکته جالبی که در مورد خانواده مرکل وجود دارد گفته‌های جرد لانگوت یکی از مقامات ارشد پیشین اتحاد دموکرات مسیحی است که در کتاب خود عنوان کرده خانواده مرکل در آن دوران سخت به راحتی قادر بودند از آلمان شرقی به آلمان غربی رفت‌و‌آمد کنند و نیز دارای دو اتومبیل باشند که در آن زمان کاری تقریبا غیرممکن می‌نمود. از همین مساله می‌توان به پیوندهای بسیار قدیمی این خانواده با مقامات امنیتی شوروی و در صدر آنها ک.گ.ب پی برد


مرکل در سالهای جنگ سرد

گرد لانگوت



وابستگی مفرط

وی مانند تمام جوانان هم‌سن و سال خود در شاخه جوانان آلمان آزاد که گروهی رسمی و سوسیالیست بودند عضویت داشت اما هیچ‌گاه مقهور عصر سکولار زمانه خود نشده و نیز در دروس اجباری مارکسیسم-لنینسم از سال 1983 تا 1986 تنها توانسته بود نمرات قبولی کسب کند و هیچ‌گاه نمرات عالیه در آنها کسب ننمود.

مرکل در تحصیل‌کرده دانشگاه لایپزیک در رشته فیزیک از سال 1973 تا 1978 می‌باشد. وی سپس دکترای خود را در این رشته گرفت. رساله دکترای وی نیز در زمینه شیمی کوانتوم بود. شایان ذکر است که وی به زبان روسی کاملا مسلط بوده و در سطح کشوری دارای جوایزی نیز می‌باشد.

او در سال 1989 و پس از فروریزی دیوار برلین عضو حزب جدیدالاتاسیس بیداری دموکراتیک گردید و به سرعت مدارج ترقی در آن را طی نمود. مرکل پس از ائتلاف حزبش، در کابینه سوم هلموت کوهل به پست وزارت جوانان و زنان رسید. بعدها وی به انتقاد از کوهل پرداخت و اعتقاد داشت می‌باید هوای جدیدی می‌باید در حزب بدمد. او در سال 2010 رهبری حزبش را عهده‌دار شد. انتخابی که بسیاری از مفسران را متعجب کرد. 

خصوصیات شخصیتی مرکل با حزب در تناقض بود. او که یک پروتستان است، ریاست حزبی را به عهده گرفت که اصلی‌ترین حامیانش در غرب و جنوب آلمان هستند و بیشترین تراکم پروتستان‌ها در شمال آلمان می‌باشد. در ضمن حزب اتحادیه دموکرات مسیحی که مرکل ریاست را عهده‌دار شده بود حزبی تقریبا محافظه‌کار است که اکثریت اعضایش را مردان تشکیل می‌دهد. علاوه بر این‌ها خواهرخوانده حزب مذکور، اتحادیه سوسیال مسیحی از ایالت باواریا، حزبی است با ریشه‌های عمیق کاتولیک. مجموعه این عوامل انتخاب مرکل به این سمت را غیرمعمول و سوال‌برانگیز می‌سازد.

مرکل جوان در کنار هلموت کوهل

زندگی با مامور کا‌گ‌ب

آنگلا در سال 1977 با یک دانشجوی فیزیک به نام اولریخ مرکل ازدواج کرد.ازدواج او در سال 1982 به طلاق کشیده شد. دومین شوهر وی – که هم‌‌اینک نیز این زندگی زناشویی ادامه دارد – یک شیمیست کوانتومی به نام یوآخیم ساور است. ساور بسیار سعی دارد از رسانه‌ها دور باشد و ترجیح می‌دهد کسی چیزی از وی نداند. گفته می‌شود او نیز در دوران اتحاد جماهیر شوروی عضو کا‌گ‌ب بوده و در عملیات‌ "هانی‌ترپ" (Honey Trap) کا‌گ‌ب نیز شرکت داشته است. 

گفته می‌شود دلیل همین سکوت رسانه‌ای وی نیز ترس او از آن است که یکی از قربانیان آن عملیات وی را شناسایی کند. آنگلا که به طور سوال‌برانگیزی هیچ فرزندی ندارد و در سال 1998 به صورت "مخفیانه" با ساور ازدواج نمود.

یوآخیم ساور شوهر دوم و مرموز مرکل


ورود به آکادمی علوم برلین تحت نظر کا‌گ‌ب

پس از آنکه مرکل از دبیرستان فارغ‌التحصیل شده و وارد دانشگاه لایپزیک شد با اولریخ مرکل آشنا شده و در سال 1976 با وی ازدواج نمود. آنها همانطورکه پیشتر نیز اشاره شد هیچ بچه‌ای به دنیا نیاوردند و تصمیم مرکل مبنی بر ورود به آکادمی علوم برلین آغازگر دوران جدایی و نهایتا طلاق آنها شد. آکادمی علوم برلین اهمیت خاصی دارد که در پی دلیل آن گفته خواهد شد.

مرکل در آن آکادمی، سمت دبیری شاخه "جوانان آلمان آزاد" را کسب کرد که وظیفه‌اش تهییج و تبلیغ برای پیوستن بچه‌ها به برنامه‌های آن آکادمی می‌باشد. خود این نکته حاکی از آن است که مرکل برای آینده آلمان شرقی در آن زمان که در دست کمونیست‌ها بوده تلاش جدی صرف می‌کرده است. تاحدی که دکترای وی به تاخیر افتاد و او بالاخره در سال 1986 توانست از رساله دکتری خود دفاع کند. رشته‌ای که مرکل در آن تحصیل کرده شیمی کوانتوم است که البته به آن، فیزیک کوانتومی هم گفته می‌شود. 

پرستوی KGB


این رشته کاربردهای عملی فراوانی در زمینه های پلاسما، نوسازی و توان‌بخشی هسته‌ای و الکترومگنتیک دارد. اتحاد جماهیر شوروی تاسیسات و ابزارهای بسیاری در این زمینه‌ها ساخته است و یکی از دغدغه‌هایش نیز این بود که زمانی که دیگر این تاسیسات به دردبخور نخواهند بود، باید با آنها چه کند. شوروی که برای رسیدگی به این مساله از منابع علمی و افراد آگاه به این مسائل تاحدی در مضیقه بود، توجه خود را به آلمان شرقی و آکادمی فوق علوم برلین ‌معطوف داشت؛ آکادمی‌ای که در این زمینه‌ها دارای شهرت و اعتباری است. 

آکادمی مذکور نیز در پی نیاز شوروی به جستجو در ریشه‌های خود پرداخته و به آکادمی علوم پروس رسید. از این طریق این آکادمی توانست به دانشمندانی همچون ماکس پلانک، گاتفرید لایبنیز و آلبرت انیشتین در غرب دست پیدا کند. اگرچه پیش از ورود شوروی به این مساله این آکادمی بیش از 200 عضو داشت، اما به هرحال این شوروی بود که بعد از جنگ جهانی دوم این موسسه را به خاطر نیازهای خود احیا نمود. 

مرکل نیز در مرکز این موسسه شروع به ایفای نقش کرد و درست از همین جا مرکل شروع به ایفای نقش می‌کند. مارکوس ولف، مسوول بخش امور خارجه وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی که خود یک یهودی بوده و شخصیتی بسیار پیچیده داشته است، به مرکل ماموریت می‌دهد افرادی را به صورت مخفیانه به آلمان غربی، فرانسه، نروژ و غیره فرستاده و از تاسیسات و امکانات آنسوی دیوار، اطلاعات سری وعلمی کسب نماید. 


مارکوس ولف؛ یهودی مرموز و مسوول امور خارجه وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی

به نظر می‌رسید آینده به نفع آلمان شرقی در حال رقم خوردن باشد چراکه دو آلمان یکدیگر را در سال 1972 به رسمیت شناخته بودند و وزارت امنیت میهنی نیز از طریق جاسوسان خود در دولت ویلی برانت در آلمان غربی، پلی ارتباطی به آنسو را بنا نهاده بودند. جاسوس آلمان شرقی که گانتر گیلمان نام داشت روزی عنوان کرده بود که: "افتخار می‌کنم که افسر ارتش خلق ملی هستم." این گفته وی به نقل از ولف، وزیر امنیت میهنی، یکی از بزرگترین اشتباهات بود.


آیا "آنیتا" همان مرکل است؟

جاسوسانی که این وزارتخانه به کار می گماشت به "رومئو" شهرت داشتند. بر اساس آرشیو منتشر شده کا‌گ‌ب، یکی از این رومئوها با اسم رمز ورنر، ویلیام کال نام داشت که یک تکنسین آزمایشگاه بود. وی توانست تا اواخر دهه 70 در غرب در آزمایشگاه‌ها و دانشگاه‌های شهرهای مختلفی کار کرده و اطلاعات فراوانی را جمع‌آوری و به کاگ‌ب منتقل کند. البته با کم شدن میزان اطلاعاتی که وی به شوروی می‌رساند، حسن‌نیت وی زیر سوال رفت و مسکو او را فراخواند. از او تست دروغ سنجی گرفته شد و نتایج حاکی از آن بود که وی دیگر قابل اعتماد نیست چراکه عقایدش بسیار تغییر یافته و غیره. 

اما نکته‌ای که حائز اهمیت است اینست که وی را به دست یکی از برجسته‌ترین ماموران ضداطلاعات کا‌گ‌ب با اسم رمز آنیتا سپردند تا این موضوع را بررسی کرده و نتایج تست را رد و یا تایید نماید. جالب اینجاست که این مامور زن بسیار موفق کا‌گ‌ب به دو زبان روسی و آلمانی تسلط کامل داشته است.

آیا آنیتای مرموز که هویتش هیچگاه فاش نشد همان مرکل است؟ ظاهراً جواب مثبت است

از این جالب‌تر آنست که سالهاست دیوار برلین فروریخته و شوروی نیز فروپاشیده و تمام "رومئو‌ها"ی کا‌گ‌ب شناخته شده‌اند اما تاکنون نام واقعی دو اسم رمز هیچ‌گاه فاش نشد؛ یکی "فلیکس" و دیگری "آنیتا". جالب است بدانیم که تلاش برای افشا نشدن هویت آنیتا منجر به پایان گرفتن دوران زمامداری هلموت کوهل، صدراعظم پیشین آلمان شد. در آن دوران، کوهل ناچار بود برای مخفی ماندن نام آنیتا رشوه بپردازد و هنگامی فشارها بر وی فزونی گرفت، دیگر نتوانست در مقام خود باقی بماند. 

زندگی سیاسی هلموت کهل با عدم موافقتش با افشای نام واقعی آنیتا پایان یافت.

هماهنگ‌کننده اطلاعاتی دفتر صدراعظم، ارنست اولائو که بعدها به سمت ریاست سرویس اطلاعاتی امور خارجه آلمان رسید، با انجام عملیاتی موسوم به عملیات "رز وود" (Rosewood) تلاش داشت تا تمام اسامی ماموران وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی را از سیا بازپس گیرد. وی اظهار داشت که به صلاح نیست در بلندمدت نام این افراد در دست آمریکا و روسیه (البته دو برابر این اطلاعات در روسیه است) باشد و منجر به باج‌گیری شود. 

این اسناد پس از دو سال تلاش به برلین بازگشت. البته هنوز هم که هنوز است موساد از قبل همین اطلاعات در مورد مسائلی چون هولوکاست، سیاست‌های اسرائیل در قبال فلسطین و سیاست‌های اتحادیه اروپا در مقابله با ایران، از آلمان باج‌گیری می‌کند.


تهدید پرستوی پیر با سگ کا‌گ‌ب

با فروپاشي اتحاد شوروي بسياري از مؤلفه‌ها و شاخص‌ها و معيارها و حتي متدهاي رفتاري سياستمداران روسيه در تعامل داخلي و خارجي تغيير كرده ولي از آنجا كه بيشترين تعداد از مقامات عالي‌رتبه در كرملين را افسران اطلاعاتي دوره اتحاد شوروي تشكيل مي‌دهند، برخي اسلوب‌هاي مديريت در تعاملات داخل و خارجي كماكان با شاخص‌هاي امنيتي ـ‌اطلاعاتي گذشته استآقاي پوتين كه شخصاً مسئوليت امنيتي در‌ آلمان را عهده‌دار بوده وقتي با خانم مركل كه ظاهراً در دوره جواني از پرستوهاي مؤثر در شبكه جاسوسي اتحاد شوروي بوده ، مشكل پيدا مي‌كند، با نشان دادن سگ‌هاي معروف کاگ‌ب كه ابزار ويژه كشتن جاسوسان بوده، پيام رساني مؤثري مي‌‌كند.

پوتین که در بیشتر سفرهای خود سگش کانی را نیز همراه می‌برد، چند وقت پیش و در جریان دیدارش با مرکل، اين سگ را کنار پاي مرکل نشاند و موجب ناراحتي وي شد پوتين سگ را از کنار مرکل راند و با طعنه به او گفت: "فکر نمي‌کردم سگ شما را بترساند. او کار بدي نمي‌کند و خبرنگاران را دوست دارد."


مرکل و سیاست خارجی

مرکل در زمینه خارجی همیشه خواستار ایجاد همکاری‌های دوجانبه فراآتلانتیک میان آمریکا و آلمان بوده است. او در سال 2003 علی‌رغم تمام مخالفت‌های افکار عمومی در آلمان از حمله آمریکا به عراق حمایت نمود. وی در سخنانی این حمله را غیرقابل‌اجتناب خواند و صدراعظم وقت، گرهارد شرودر را متهم به "ضدآمریکایی" بودن نمود. در ژوئن سال 2010، موسسه آمریکائی مطالعات آلمان معاصر در دانشگاه جان هاپکینز واشنگتن، به دلیل تلاش برای افزایش سطح روابط میان آمریکا و آلمان، به وی نشان "رهبری جهانی" را اعطا نمود.

 او همچنین به دلیل وابستگی‌های شدید مذهبی‌، از مهاجرت و حضور مسلمانان در اروپا ناراحت بوده و به همین دلیل یکی از مخالفان جدی عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا به شمار می‌رود. مرکل برای ترکیه مسلمان فقط "عضویت ویژه" قائل است و نه چیز دیگر.  

دکتر محمود احمدی‌نژاد در سال 2006 نامه‌ای خطاب به مرکل نگاشت. مرکل بعدها درباره آن نامه اظهار داشت "این نامه حاوی مطالب انتقادآمیز غیرقابل‌قبولی درباره اسرائیل بوده و حق یهودیان برای داشتن یک کشور را زیرسوال می‌برد" و بنابراین منطق، مرکل از پاسخگویی به آن نامه خودداری نمود.


مرکل و اسرائیل

در روز 16 مارس سال 2008، مرکل برای بزرگداشت شصت‌امین سالگرد تاسیس کشور رژیم صهیونیستی (اسرائیل)، وارد این کشور شد. وی در فرودگاه از سوی ایهود اولمرت، بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی و کابینه اسرائیل مورد استقبال رسمی قرار گرفت. پیش از این، تنها جرج بوش بود که چنین استقبالی از وی به عمل آمده بود. در آن دوران مرکل به صورت عجیب و بحث‌انگیزی همزمان رئیس اتحادیه اروپا و گروه جی8 شده بود. البته در سال 2007 نیز دانشگاه عبری اورشلیم به وی دکترای افتخاری اعطا کرده بود. در سال 2010 موسسه تحقیقاتی "لئو بائک" که در نیویورک واقع بوده و وقف تاریخ یهودیان آلمانی‌زبان شده است، به آنگلا مرکل نشان "لئو بائک" اعطا نمود. این جایزه توسط وزیر پیشین خزانه‌داری آمریکا و رئیس کنونی موزه یهودی برلین، مایکل بلومنتال به مرکل داده شد. بلومنتال در مراس اعطا از تلاش‌های فراوان مرکل در جهت حمایت از حیات فرهنگی یهودیان تقدیر نمود.

استقبال بی‌سابقه از مرکل در اسرائیل

 مركل؛ صهیونیستی دوآتشه

مركل با ارسال پيامي تند و صريح به پاپ بنديكت شانزدهم رهبر روحاني كاتوليك هاي جهان تاكيد كرد اعمال قتل عام نژادي از سوي نازي هاي آلمان عليه يهوديان قطعيت يافته و هركس كه آن را انكار كند مجرم شناخته شود.

مركل اين درخواست را به دنبال بخشوده شدن ريچارد ويليامسون روحاني كاتوليك آلماني كه اظهار داشته بود كشتار 6 ميليون يهودي در اتاق هاي گاز توسط نازي ها موسوم به هولوكاست صحت ندارد، مطرح و به پاپ ارسال كرد.

دانشگاه تل آویو نیز به پاس شش دهه خدمت دولت آلمان در احیای دروغ بزرگ هولوکاست به آنگلا مرکل صدراعظم این کشور دکترای افتخاری اهدا کرد. مرکل که به همراه 9 نفر از اعضای کابینه آلمان به سرزمین های اشغالی سفر کرده بود با حضور دردانشگاه تل آویو ضمن تقدیر از فعالیت شش دهه مرکل در ایجاد پیوند عاطفی بین رژیم اسرائیل و آلمان به وی مدرک دکترای افتخاری اهدا شد.



اعطای دکترای افتخاری صهیونیست ها به آنگلا مرکل



مخالفت با چندفرهنگ‌گرایی در آلمان

در اکتبر سال 2010، مرکل در جمع اعضای جوان حزب محافظه‌کار اتحادیه دموکرات مسیحی در پتسدام اظهار داشت تلاش برای ایجاد جامعه‌ای چندفرهنگی در آلمان "کاملا شکست خورده است." وی افزود "این مفهوم که ما هم‌اینک در کنار هم با آرامش درحال زندگی بوده و شاد هستیم، دیگر کارایی خود را از دست داده است. مفهوم نوع بشر از نوع مسیحی آن، در گوشت و خون ماست؛ ما اینگونه تعریف شده‌ایم. هرکسی هم که نتواند این مفهوم را در خود درونی کند، بداند که آدرس را اشتباه آمده است." وی در ادامه به لزوم پذیرش فرهنگ آلمانی از سوی مهاجران پرداخت.



حمایت از کاریکاتوریست هتاک به اسلام

مرکل خود شخصا در مراسم اهدای جایزه رسانه‌ای ام 100 (M100) به کاریکاتوریست دانمارکی هتاک به اسلام، کورت وستراگارد شرکت کرد و از این بابت بسیار مورد انتقاد قرار گرفت. اقدام وی باردیگر ذات افراطی مسیحی وی را نشان داد.

حضور مرکل در مراسم اهدای جایزه به کاریکاتوریست توهین‌کننده به اسلام

برخی از مطالب مطرح شده در این گزارش برگرفته از مطالب دو کتاب زیر، به قلم کریستوفر اندرو می‌باشند که او نیز با دسترسی به آرشیو میتروخین به نگارش این آثار همت گمارده است:

Sword and the Shield (1992)

The KGB and the Battle for the Third World (2005)